شمارهٔ ۱
نه توان پیشِ تو آمد نه تو آیی بر ما
کیست پیغامرسان من و تو غیر صبا؟
بیش از این طاقتِ بارِ شبِ هجرانم نیست
ای عزیز از سر لطفت ز در بنده درآ
بندهٔ خستهٔ بیچاره به وصلت بنواز
تا به کی بر منِ بیدل رَوَد این جور و جفا؟
دردم از حد بِگُذشت و جگرم خون بِگِرفت
چون طبیب دلِ مایی ز که جوییم دوا؟
جز جفا نیست نصیبِ من دلخسته ز دوست
برگرفتند ز عالم مگر آیینِ وفا؟
شمعِ جمعی تو و پروانهٔ رخسارِ تو دل
نیست در مجلس ما بی رخ تو نور و صفا
خبرت نیست که بیچاره تنِ من به جهان
بندهٔ خاص تو از جان شده بی روی و ریا
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
نه توان پیشِ تو آمد نه تو آیی بر ما
کیست پیغامرسان من و تو غیر صبا؟
هوش مصنوعی: نه من قادر به ملاقات تو هستم و نه تو به دیدن من میآیی. حالا چه کسی میتواند پیام ما را به هم برساند جز نسیم صبح؟
بیش از این طاقتِ بارِ شبِ هجرانم نیست
ای عزیز از سر لطفت ز در بنده درآ
هوش مصنوعی: دیگر نمیتوانم بار سنگین شبهای دوری را تحمل کنم، ای عزیز! به خاطر لطفی که داری، لطفا به من نزدیک شو و در را به رویم باز کن.
بندهٔ خستهٔ بیچاره به وصلت بنواز
تا به کی بر منِ بیدل رَوَد این جور و جفا؟
هوش مصنوعی: خدمتگزار خسته و ناچیز به محبت و وصل تو نیاز دارد. تا کی باید اینگونه از جانب تو با دل شکسته و بیحال رنج ببرد؟
دردم از حد بِگُذشت و جگرم خون بِگِرفت
چون طبیب دلِ مایی ز که جوییم دوا؟
هوش مصنوعی: درد و رنج من به قدری زیاد شده که دیگر نمیتوانم تحمل کنم و حال دلم بسیار بد است. حالا که این گونه شدهام، باید از چه کسی کمک بگیریم تا درمان شویم؟
جز جفا نیست نصیبِ من دلخسته ز دوست
برگرفتند ز عالم مگر آیینِ وفا؟
هوش مصنوعی: جز دلی شکسته و درد و رنج از دوست، چیزی نصیبم نشده است. آیا از دنیا تنها راه وفاداری را به من نشان دادهاند؟
شمعِ جمعی تو و پروانهٔ رخسارِ تو دل
نیست در مجلس ما بی رخ تو نور و صفا
هوش مصنوعی: در اینجا به نظر میرسد که شاعر به زیبایی و جذابیت چهرهی محبوبش اشاره میکند. او میگوید که در جمع دوستان و آشنایان، حضور محبوبش مانند شمعی است که نور و صفا میبخشد. بدون چهرهی او، دوستان و اجتماعاتشان حال و هوای خاصی ندارند و همه چیز به خاطر عدم حضور او بیروح و تاریک به نظر میرسد.
خبرت نیست که بیچاره تنِ من به جهان
بندهٔ خاص تو از جان شده بی روی و ریا
هوش مصنوعی: تو نمیدانی که بدن بیچارهام در این دنیا چقدر به تو وابسته و حقیر شده است، بدون هیچگونه تزویر و ظاهرسازی.
خوانش ها
شمارهٔ ۱ به خوانش اعظم نوروزی
حاشیه ها
1401/04/04 13:07
M.r effati
بسیار عالی