گنجور

شمارهٔ ۴۲۲

کاش خضری به من بادیه پیما برسد
که سراغ حرمم تا در ترسا برسد
دل و دین را چه کنم عرضه به جولانگه تو؟
مشکل این جنس فرومایه به یغما برسد
ناله تا کی شکند، در جگر خویش سپند؟
آتشی کاش به فریاد دل ما برسد
از تو نومید نیم تا تپش دل باقیست
عاقبت سیل سفرکرده به دریا برسد
دوستان در صف هنگامهٔ مرگم جمعند
کاش آن دشمن جان هم به تماشا برسد
تلخ کامم لب شیرین شکرخا بگشا
که به دادم دم جان بخش مسیحا برسد
دیده محروم ز خونابهٔ دل نیست حزین
باده از خم به دل آسایی مینا برسد

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

کاش خضری به من بادیه پیما برسد
که سراغ حرمم تا در ترسا برسد
هوش مصنوعی: ای کاش کسی از اهالی سبزپوش به من برسد که بتواند راه را به حرم من نشان دهد و مرا به مقصدم برساند.
دل و دین را چه کنم عرضه به جولانگه تو؟
مشکل این جنس فرومایه به یغما برسد
هوش مصنوعی: من چه کنم با دل و ایمان خود که در برابر جاذبه تو قرار گرفته‌اند؟ این مشکلات و مسائل بی‌ارزش نمی‌توانند به دست تو بیفتند.
ناله تا کی شکند، در جگر خویش سپند؟
آتشی کاش به فریاد دل ما برسد
هوش مصنوعی: ناله کردن تا کی ادامه دارد، وقتی که درد در دل خود می‌سوزد؟ ای کاش آتش درد ما، صدای دل‌مان را بشنود و به داد ما برسد.
از تو نومید نیم تا تپش دل باقیست
عاقبت سیل سفرکرده به دریا برسد
هوش مصنوعی: من از تو ناامید نیستم، تا زمانی که قلبم می‌زند. در نهایت، روزی خواهد آمد که سفرکرده به مقصد برسد.
دوستان در صف هنگامهٔ مرگم جمعند
کاش آن دشمن جان هم به تماشا برسد
هوش مصنوعی: دوستانم در هنگام مرگ من گرد آمده‌اند و آرزو دارم که دشمنم نیز بیاید و این صحنه را ببیند.
تلخ کامم لب شیرین شکرخا بگشا
که به دادم دم جان بخش مسیحا برسد
هوش مصنوعی: ای کاش لب‌های شیرین و گشاده تو به من کمک کند تا از این تلخی‌ها رهایی یابم و به آرامش و نجاتی همچون مسیح دست یابم.
دیده محروم ز خونابهٔ دل نیست حزین
باده از خم به دل آسایی مینا برسد
هوش مصنوعی: چشم دردناک من از اندوه دل زار است، اما باده‌ای که از خمره می‌آید می‌تواند آرامش را به دل من بیاورد.