گنجور

شمارهٔ ۴۰۷

بلبل به گلستان سخن از روی تو می کرد
در جیب سمن باد صبا بوی تو می کرد
ازکاوش ایّام خبردار نبودیم
هرجور که می کرد به ما، خوی تو می کرد
می بود به بازار تو گر یوسف مصری
نقد دو جهان را به ترازوی تو می کرد
غیر از تو مرا شکوه ز دست دگری نیست
هرکس ستمی کرد به بازوی تو می کرد
کوکو زدنش بی طلب گمشده ای نیست
قمری هوس قامت دلجوی تو می کرد
گر عیسی سجّاده نشین روی تو می دید
محراب دعا را خم ابروی تو می کرد
فریاد حزین ، از دم گرمت، که خروشی
ناقوس صنم خانه به یاهوی تو می کرد

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

بلبل به گلستان سخن از روی تو می کرد
در جیب سمن باد صبا بوی تو می کرد
هوش مصنوعی: بلبل در باغ گل به زیبایی‌های تو صحبت می‌کرد و نسیم صبحگاهی عطر تو را به همراه داشت.
ازکاوش ایّام خبردار نبودیم
هرجور که می کرد به ما، خوی تو می کرد
هوش مصنوعی: ما از گذر ایام بی‌خبر بودیم و هر طور که او با ما رفتار می‌کرد، به ما نشان می‌داد که چقدر به خصال او آشنا هستیم.
می بود به بازار تو گر یوسف مصری
نقد دو جهان را به ترازوی تو می کرد
هوش مصنوعی: اگر یوسف مصری به بازار تو می‌آمد، تمام ارزش‌های جهان را در ترازوی تو اندازه‌گیری می‌کرد.
غیر از تو مرا شکوه ز دست دگری نیست
هرکس ستمی کرد به بازوی تو می کرد
هوش مصنوعی: جز تو هیچ‌کس دیگری نیست که بخواهم از او شکایت کنم. هرکس که به من آسیب رسانده، قطعاً به خاطر قدرت تو بوده است.
کوکو زدنش بی طلب گمشده ای نیست
قمری هوس قامت دلجوی تو می کرد
هوش مصنوعی: قمری که در حال کوکو زدن است، بدون اینکه به دنبال گمشده‌ای باشد، عطر و زیبایی قامت تو را آرزو می‌کند.
گر عیسی سجّاده نشین روی تو می دید
محراب دعا را خم ابروی تو می کرد
هوش مصنوعی: اگر عیسی در حال عبادت، چهره تو را می‌دید، برای زیبایی ابرویت به سجده می‌افتاد و در محراب دعا می‌نشست.
فریاد حزین ، از دم گرمت، که خروشی
ناقوس صنم خانه به یاهوی تو می کرد
هوش مصنوعی: صدای غمگین تو، مانند زنگی است که از گرمی نفس‌های تو به گوش می‌رسد و در حقیقت مثل صدایی است که از معبد بت‌های عشق بلند می‌شود.