گنجور

غزل شمارهٔ ۱

سوی خود خوان یک رهم تا تحفه جان آرم تو را
جان نثار افشان خاک آستان آرم تو را
از کدامین باغی ای مرغ سحر با من بگوی
تا پیام طایر هم آشیان آرم تو را
من خموشم حال من می‌پرسی ای همدم که باز
نالم و از نالهٔ خود در فغان آرم تو را
شکوه از پیری کنی زاهد بیا همراه من
تا به میخانه برم پیر و جوان آرم تو را
ناله بی‌تاثیر و افغان بی‌اثر چون زین دو من
بر سر مهر ای مه نامهربان آرم تو را
گر نیارم بر زبان از غیر حرفی چون کنم
تا به حرف ای دلبر نامهربان آرم تو را
در بهار از من مرنج ای باغبان گاهی اگر
یاد از بی برگی فصل خزان آرم تو را
خامشی از قصهٔ عشق بتان هاتف چرا
باز خواهم بر سر این داستان آرم تو را

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

سوی خود خوان یک رهم تا تحفه جان آرم تو را
جان نثار افشان خاک آستان آرم تو را
هوش مصنوعی: به سمتم بیا و به من اجازه بده تا هدیه‌ای از جانم برایت بیاورم. جانم را فدای تو می‌کنم و گرد پای تو می‌ریزم.
از کدامین باغی ای مرغ سحر با من بگوی
تا پیام طایر هم آشیان آرم تو را
هوش مصنوعی: ای پرنده سحر، از کدام باغ به من بگو که بتوانم پیام هم‌خانه تو را به تو برسانم.
من خموشم حال من می‌پرسی ای همدم که باز
نالم و از نالهٔ خود در فغان آرم تو را
هوش مصنوعی: من ساکت هستم و حال مرا می‌پرسید، ای همراهم. اما اگر دوباره شروع به نالیدن کنم و از زیر و بم آن ناله‌ها به تو بگویم، دردی را که در دل دارم، به تو منتقل می‌کنم.
شکوه از پیری کنی زاهد بیا همراه من
تا به میخانه برم پیر و جوان آرم تو را
هوش مصنوعی: ای زاهد، به جای اینکه از پیری شکایت کنی، بیا با من بیا تا به میخانه برویم، جایی که هم جوانان و هم پیران را به جمع می‌آوریم.
ناله بی‌تاثیر و افغان بی‌اثر چون زین دو من
بر سر مهر ای مه نامهربان آرم تو را
هوش مصنوعی: ناله‌ها و فریادهای من بی‌فایده و بی‌اثر است. چون این دو حالت من را با عشق و محبت به تو، ای ماه نامهربان، در میان بگذارم.
گر نیارم بر زبان از غیر حرفی چون کنم
تا به حرف ای دلبر نامهربان آرم تو را
هوش مصنوعی: اگر نتوانم از کسی دیگر حرفی بزنم، چه کنم تا بتوانم تو، ای دلبر نامهربان، را به زبان بیاورم؟
در بهار از من مرنج ای باغبان گاهی اگر
یاد از بی برگی فصل خزان آرم تو را
هوش مصنوعی: ای باغبان، در فصل بهار از من ناراحت نشو؛ گاهی یاد و خاطره بی‌برگی و سردی‌های فصل خزان به ذهنم می‌آید.
خامشی از قصهٔ عشق بتان هاتف چرا
باز خواهم بر سر این داستان آرم تو را
هوش مصنوعی: چرا باید از داستان عشق معشوقان سکوت کنم؟ من همچنان می‌خواهم دربارهٔ این ماجرا با تو صحبت کنم.

حاشیه ها

1393/10/30 09:12

خواندن این غزل به عنوان آواز افشاری مناسب باشد.
گوشه های درامد، جامه دران، یتیمک، حصار، نهیب و رهاب. بهتر است در خواندن بیت 5 یا 6 حذف شود.

1395/11/27 12:01
رضا

مصرع دوم چگونه خوانده می شود؟

1398/12/28 00:02
مامیترا

مصرع دوم یه بیت مونده به آخر، یادی از بی برگی... باید باشه