برگردان به زبان ساده
حبذا شهری که سالار است در وی سروری
عدلپرور شهریاری دادگستر داوری
هوش مصنوعی: عجب شهری که در آن، رهبری وجود دارد که به خوبی و عدالت حکمرانی میکند و انصاف و داد را بین مردم برقرار میسازد.
شهری آبش جانفزا ملکی هوایش دلگشا
شهریارش دلنوازی والیش جان پروری
هوش مصنوعی: شهر ما آبی دارد که جانبخش است و هوای آن دلانگیز است. شاه این شهر با مهربانیاش روحنواز است و مقام او باعث پرورش جان مردم میشود.
شهری از قصر جنان و باغ جنت نسخهای
شهریاری لطف و انعام خدا را مظهری
هوش مصنوعی: شهری که از کاخهای بهشتی و باغهای زیبا ساخته شده، نمایانگر لطف و بخشش خداوند به مردم است.
روضهٔ خاکش عبیر و روحپرور روضهای
سروری در وی امیری عدلپرور سروری
هوش مصنوعی: گور او مملو از عطر و روحافزاست، همچون باغی که پر از خوشی و سروری است و در آن، سلطانی با عدالت حکومت میکند.
چیست دانی نام آن شهر و کدام آن شهریار
کین دو را در زیب و فر، ثانی نباشد دیگری
هوش مصنوعی: آیا میدانی که نام آن شهر چیست و چه کسی حاکم آنجاست؟ زیرا هیچکس دیگر نمیتواند به زیبایی و جلال این دو مانند او باشد.
نام آن شهر است قم فخرالبلاد امالقری
کش به خاک آسوده از آل پیمبر دختری
هوش مصنوعی: شهر قم، که به عنوان بهترین شهرها شناخته میشود و مادر شهرها نامیده میشود، به خاطر آرامش و آسایشش، از نسل پیامبر دختری دارد.
دختری کش دایه دوران نیابد همسری
دختری کش مادر گیتی نزاید خواهری
هوش مصنوعی: دختری که از دایه خود بزرگ میشود، همسری پیدا نمیکند و دختری که مادرش در این دنیا وجود ندارد، خواهری نخواهد داشت.
دختری کاباء و اجداد گرامش یک به یک
تا به آدم یا امامی بوده یا پیغمبری
هوش مصنوعی: دختری که به لحاظ خانوادگی بسیار محترم و با افتخار است، و همه اجدادش تا آدم یا یکی از امامان و پیامبران هستند.
بنت شاه اولیا موسی ابنجعفر فاطمه
کش بود روحالقدس بیرون درگه چاکری
هوش مصنوعی: دختر شاهان بزرگ، فاطمه، دختر موسی ابنجعفر است. روحالقدس در کنار درگاه او به خدمتگزاری مشغول است.
ماه بطحا زهرهٔ یثرب چراغ قم که دوخت
دست حق بر دامن پاکش ز عصمت چادری
هوش مصنوعی: ماه درخشان و زیبای یثرب مانند چراغی در شب است که خداوند با دست خودش آن را بر دامن پاکش با چادر عصمت دوخته است.
شهریار آن ولایت والی آن مملکت
زیبد الحق کسری آیینی تهمتن گوهری
هوش مصنوعی: پادشاه آن دیار شایسته حاکمیت بر آن کشور است، درست مانند کسری که نماد قدرت و شکوه است.
خان داراشان جم فرمان کی دربان حسین
آنکه فرزندی به فر او نزاد از مادری
هوش مصنوعی: حاکمان زمان جمال، فرماندهای دارند به نام حسین، که هیچ فرزندی از مادری بهسان او به دنیا نیاورده است.
آن که اوج قدر را بختش فروزان کوکبی است
آسمان مجد را رویش فروزان اختری
هوش مصنوعی: کسی که دارای جایگاه بلند و ارزشمندی است، ستارهای درخشان به مانند کوکب در آسمان موفقیت دارد که چهرهاش نیز نورانی و برجسته است.
آن که بهر تارک و بالای او پرداخته است
چرخ سیمین جوشنی خورشید زرین مغفری
هوش مصنوعی: آن کسی که برای سر و بالای او، چرخ فلکی به شکل یک کلاه از نقره ساخته و خورشید به عنوان کلاهی از طلا بر سرش قرار گرفته است.
بر عروس دولتش مشاطهٔ بخت بلند
هردم از فتح و ظفر بندد دگرگون زیوری
هوش مصنوعی: عروس خوشبختیاش به کمک آرایشگر بختی بلند، همیشه با پیروزیها و موفقیتهای جدید خود را تزئین میکند.
دایهٔ گردون پیر آمد شد بسیار کرد
داد تا دوشیزهٔ دولت به چون او شوهری
هوش مصنوعی: دنیای کهن با تجربیاتش به ما کمک کرد تا به موجودیت و شکوفایی نعمتهای زندگی پی ببریم، تا جایی که دختر جوانی که مظهر خوشبختی است، همسری شایسته پیدا کند.
افسرش بر فرق فر ایزدی بس گو مباش
بر سر از دانگی زر و ده دانه درش افسری
هوش مصنوعی: این بیت به تصویر کشیدن مقام و جایگاه بالای کسی اشاره دارد که با ویژگیهای خاص خود درخشیده و نباید به ظواهر و زرق و برقهای دنیوی همچون سردوشی و ثروت توجه کرد. در واقع، اصل و حقیقت شخص باید بر هر نوع ظاهر و زینتی ارجحیت داشته باشد.
از خم انعام و مینای نوالش بهره داشت
هر سفالین کاسهای دیدیم و زرین ساغری
هوش مصنوعی: هر کاسه سفالی که دیدیم، از نعمتها و بخششهایش بهرهمند بود، همچنانکه هر ساغر زرینی از شراب نیز بهرهور بود.
این که نامش چرخ ازرق کردهاند از مطبخش
تیرهگون دودی است بالا رفته یا خاکستری
هوش مصنوعی: این که به آن چرخ آبی گفتهاند، به خاطر این است که از آشپزخانهای دودی یا خاکستری به وجود آمده است.
تا زند بر دیدهٔ اعدای او هر صبح مهر
چون برون آید به هر انگشت گیرد نشتری
هوش مصنوعی: هر صبح که خورشید طلوع میکند، دشمنان او زخمهایی را بر چشمانشان میزنند و به هر انگشت خود، مانند نشتری، ضربهای میزنند.
از کمالاتش که نتوان حصر جستم شمهای
از ادیب عقل طوماری گشود و دفتری
هوش مصنوعی: از ویژگیهای او که نمیتوانم تمام آنها را بگویم، فقط چند مورد را در قالب نوشتهای به تصویر کشیدم.
خود به تنها بشکند هر لشکری را گرچه هست
همرهش ز اقبال و بخت و فتح و نصرت لشکری
هوش مصنوعی: هر فردی میتواند به تنهایی بر سپاه یا قدرتی فائق آید، حتی اگر آن سپاه از حامیان و شانس و پیروزی برخوردار باشد.
امن را تا پاسبان عدل او بیدار کرد
ظلم جوید باد جوید فتنه جوید بستری
هوش مصنوعی: تا زمانی که پاسبان عدالت بیدار است، امنیت برقرار است، اما به محض این که او غافل شود، ظلم و فتنه پیدا میشود و بستر ناامنی فراهم میگردد.
شهر قم کز تندی باد حوادث دیده بود
آنچه بیند مشت خاکی از عبور صرصری
هوش مصنوعی: شهر قم به خاطر سختیها و مشکلاتی که تجربه کرده، مانند یک توده خاکی است که از وزش بادهای شدید، بسیاری از اتفاقات را مشاهده کرده است.
در همه این شهر دیدم بارها بر پا نمود
کهنه دیواری که بر وی جغدی افشاند پری
هوش مصنوعی: در این شهر بارها شاهد بودم که دیواری قدیمی برپا شده که بر روی آن جغدی نشسته و پرواز کرده است.
از قدوم او در دولت به رویش باز شد
گوئی از فردوس بگشودند بر رویش دری
هوش مصنوعی: با ورود او، درهای خوشبختی به رویش گشوده شد، انگار که درهای بهشت بر روی او باز شده است.
شد به سعی او چنان آباد کاهل آن دیار
مصر را ده میشمارند و ده مستحقری
هوش مصنوعی: با تلاش و کوشش او، سرزمین مصر به قدری توسعه و آبادانی یافته که به کسی که کار نکند، فقط به تعداد ده خانه میرسند و آن ده هم ظاهراً بیاهمیت و کمارزش به حساب میآید.
پیش ازین گر هر ده ویران به حالش میگریست
خندد اکنون بر هر اقلیمی و بر هر کشوری
هوش مصنوعی: قبل از این، هر جا که ویرانی بود، مردم بر حال آن میگریستند و ناراحت بودند، اما اکنون به وضعیت هر منطقه و هر کشور میخندند و دلسردی را کنار گذاشتهاند.
کرد بر پا بس اساس نو در آن شهر کهن
دادش اول از حصاری تازه زیبی و فری
هوش مصنوعی: در آن شهر قدیمی، پایهگذاریهای جدیدی انجام شد. ابتدا، وی از دیواری تازه و زیبا برای محافظت آنجا استفاده کرد.
لوحش الله چون حصار آسمان ذاتالبروج
فرق هر برجی بلند از فرقدان سامنظری
هوش مصنوعی: کتابش، مانند دیواری از آسمان، بر فراز آسمانها قرار دارد و تصویر هر برج بلندی از ستارههای درخشان را نشان میدهد.
شوخ چشمان فلک شبها پی نظارهاش
از بروج آسمان هر یک برون آرد سری
هوش مصنوعی: چشمهای بازیگوش آسمان در شبها منتظر او هستند و هر کدام از ستارهها که از آسمان بیرون میآید، سر خود را نمایان میکند.
بارهٔ چون سد اسکندر به گرد قم کشید
لطف حقش یاور و الحق چه نیکو یاوری
هوش مصنوعی: وقتی که باران مانند سدی عظیم به دور قم آمده، لطف پروردگار یاریگر اوست و حقاً که این یاری بسیار نیکو و شایسته است.
عقل چون دید از پی تاریخ این حصن حصین
گفت «سدی نیک گرد قم کشید اسکندری»
هوش مصنوعی: عقل وقتی مشاهده کرد که تاریخ این دژ مستحکم را بررسی میکند، گفت: «بسیار خوب است که سدی به خوبی در اطراف قم کشیده شده است.»
ای بر خورشید رایت مهر گردون ذرهای
آسمان در حکم انگشت تو چون انگشتری
هوش مصنوعی: تو که مانند خورشید بر فراز آسمان قرار داری، یک ذره از آسمان در دست تو به مانند یک انگشتر است.
با کف دریا نوالت هفت دریا قطرهای
پیش خرگاه جلالت هفت گردون چنبری
هوش مصنوعی: با دست دریا، نعمت تو به اندازه قطرهای در مقایسه با عظمت و جلال تو که به اندازه هفت آسمان میباشد، به حساب نمیآید.
حال زار من چه پرسی این نه بس کز روی تو
دور ماندستم چو دور از روی خور نیلوفری
هوش مصنوعی: حالم را چه میپرسی؟ این حال و روز من به خاطر دوری از توست. وضعیت من به مانند کسی است که از نور خورشید دور شده باشد، مانند نیلوفری که از نور آفتاب دور است.
بوی دود عنبرین من گواه من که چرخ
بی تو افکنده است چون عودم به سوزان مجمری
هوش مصنوعی: بوی خوش عطر من نشاندهندهی این است که زمان بدون تو به من سوز و درد میدهد، مثل این که من در حال سوختن در جامی هستم.
روزها بیداد و شبها غمزه از بس دیدهام
ز اختران هر یک جدا میسوزدم چون اخگری
هوش مصنوعی: روزها رنج و عذاب میکشم و شبها با حسرت و افسوس سپری میشود. به خاطر اینکه از ستارهها هر کدام را جداگانه تجربه کردهام، مانند یک ذره ذغال در حال سوختن هستم.
گر ستودم حسن اخلاق تو را دانی که نیست
از حطام دنیوی چشمم به خشکی یا تری
هوش مصنوعی: اگر من از زیبایی و نیکویی اخلاق تو ستایش کردهام، بدان که این به خاطر ارزشهای دنیایی نیست و به چیزهای زودگذری مربوط نمیشود.
قمری و بلبل که مدح سرو و وصف گل کنند
روز و شب زان سرو گل، سیمی نخواهند و زری
هوش مصنوعی: قمری و بلبل به طور مداوم در حال ستایش و توصیف زیبایی های درخت سرو و گل هستند. آنها از زیبایی این سرو و گل هیچ چیزی جز خود زیبایی نمیخواهند و به دنبال ثروت یا زر و سیم نیستند.
خلق نیکو هر کجا هست آن درخت خرم است
کو به جز مدح و ثنای خلق برنارد بری
هوش مصنوعی: افراد نیکوکار هر جا که باشند، مانند درختی سرسبز و خوشحال هستند و تنها به ستایش و خوبی دیگران میپردازند.
طبع من بحری است پهناور که ریزد بر کنار
گه دری و گاه مرجانی و گاهی عنبری
هوش مصنوعی: روح و شخصیت من همچون دریای وسیعی است که گاهی مقدار زیادی از خود را به ساحل میآورد. این دریا در زمانی ممکن است زیباییهایی چون مرجان و در زمان دیگر عطر خوش عنبر را به نمایش بگذارد.
کی رهین کس شود دریا که گر گیرد ز ابر
قطرهٔ آبی، دهد واپس درخشان گوهری
هوش مصنوعی: هیچ کسی نمیتواند مدیون دریا باشد، زیرا اگر دریا از ابرها قطره آبی بگیرد، آن را به صورت یک گوهر درخشان باز میگرداند.
شادباش و شاد زی کین بزم و این آرامگاه
مانده از سلطان ملکشاهی و سلطان سنجری
هوش مصنوعی: شاد باش و خوش بگذران، زیرا این جشن و این مکان آرام، یادگاری از سلطان ملکشاه و سلطان سنجر است.
من به نیروی تو در میدان نظم آویختم
هیچ دانی با که؟ با چون انوری گندآوری
هوش مصنوعی: من به لطف و قدرت تو در عرصه نظم و شعر پناه آوردهام، آیا میدانی با چه کسی در ارتباط هستم؟ با کسی مانند انوری که در عین زیبایی، گند و زشتی را هم به تصویر میکشد.
هم به امداد نسیم لطفت آمد بر کنار
از چنین بحری سلامت کشتی بیلنگری
هوش مصنوعی: نسیم ملایم تو به کمک شتافت و در کنار این دریا، کشتی من بدون خطر و بیهیچ مشکلی در آرامش است.
راستی نندیشم از تیغ زبان کس که هست
در نیام کام همچون ذوالفقارم خنجری
هوش مصنوعی: من به درستی نمیتوانم نگران حرفهای زبانم باشم، زیرا درون من مانند شمشیر ذوالفقار، خنجری نهفته است که میتواند به شدت تأثیر بگذارد.
من که نظمم معجز فصلالخطاب احمدی است
نشمرم جز باد سرد، افسون هر افسونگری
هوش مصنوعی: من که نظم و ترتیبی که دارم، به قدرت و کلام احمدی (پیامبر اسلام) وابسته است، هیچ چیز دیگری را جز اثر منفی و سردی باد نمیدانم. همواره تأثیر هر جادوگری برایم بیاهمیت و بیاثر است.
ریسمانی چند اگر جنبد به افسون ناورد
تاب چون گردد عصا در دست موسی اژدری
هوش مصنوعی: اگر چندین ریسمان به جادو تکان بخورد، مانند عصای موسی خواهد شد که اژدهایی را به تقلید درمیآورد.
هان و هان هاتف چه گوئی چیستی و کیستی
لاف بیش از پیش چند ای کمتر از هر کمتری
هوش مصنوعی: ای هاتف، چه میگویی؟ تو کیستی و چه نسبتی داری؟ حرفهایت را بیشتر از این نزن، ای کسی که حتی از کمترین نیز کمتر هستی.
لب فروبند و زبان درکش ره ایجاز گیر
تا نگردیدستی از اطناب بار خاطری
هوش مصنوعی: سکوت کن و مختصر صحبت کن تا از گفتوگوهای طولانی و پیچیده خسته نشوی.
تا گذارد گردش ایام و بیزد دور چرخ
تاج عزت بر سری خاک مذلت بر سری
هوش مصنوعی: زمانه میگذرد و چرخ روزگار، تاج عزت را بر سر کسی قرار میدهد و در عین حال، بر سر دیگری، بیارزشی و ذلت را مینهد.
دوستانت را کلاهی بر سر از عز و شرف
دشمنانت را به فرق از ذل و خواری معجری
هوش مصنوعی: دوستانت را باید با عزت و شرافت نگاه داری و برای دشمنانت باید نشانی از خواری و ذلت فراهم کنی.