گنجور

شمارهٔ ۴

شاه شاهان جهان بر تخت سلطانی نشست
مردم چشم سلاطین در جهانبانی نشست
منت ایزد را که از نامش نشان خسروی
بر طراز جامه رفت وبر زر کانی نشست
منت ایزد را که باری هم شهنشاهی به حق
در مبارک مسند اسکندر ثانی نشست
منت ایزد را که در صدر خراسان و عراق
هم خداوند عراقی و خراسانی نشست
منت ایزد را جهان چون روضه فردوس ساخت
وین ملک قدر فلک قدرت بر رضوانی نشست
مردم و دیو و پری اکنون به خدمت ایستند
چون سلیمان شاه بر تخت سلیمانی نشست
چشم رعنائی بدوزند اختران روز کور
خسرو سیارگان بر اوج کیوانی نشست
رسم باطل زود برخیزد چو رأی پادشاه
نوبت حق پنج فرمود و به سلطانی نشست
پای قدرش از سر افلاک جسمانی گذشت
مهر مهرش در دل پاکان روحانی نشست
دور نبود گر بپراند ز میدان وجود
گوی گردون را چو بر یکران چوگانی نشست
پیش عزمش باد در بالا به واجب ایستاد
پیش حزمش کوه در پستی به نادانی نشست
بوی عدلش چون دم عیسی جهان را زنده کرد
لاجرم زان بر جهانش منت جانی نشست
فتنه شب رو به روز بد نشست از تیغ او
هم به دشخواری بخیزد چون به آسانی نشست
کار او ثابت به معنی آمد و گردان به نام
راست چون گردون که بر وی اسم گردانی نشست
ای بر ایوانت شده کیوان هند و پاسبان
شاه رومی بر دربارت به دربانی نشست
بخت چون بر تخت دیدت تهنیتها کرد و گفت
آنکه بر تخت جهانداری تو میدانی نشست
چون جهان داران کمر بربند و عالم میگشای
وقت کار آمد کنون بیکار نتوانی نشست
ز ابر کف باران رحمت بر مسلمانان ببار
هین که گرد کفر بر روی مسلمانی نشست

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: قصیده
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

شاه شاهان جهان بر تخت سلطانی نشست
مردم چشم سلاطین در جهانبانی نشست
هوش مصنوعی: پادشاه بزرگی در جایگاه سلطنت قرار گرفت و مردم چشم انتظار حکمرانی و رهبری او بودند.
منت ایزد را که از نامش نشان خسروی
بر طراز جامه رفت وبر زر کانی نشست
هوش مصنوعی: شکر و سپاس خدا را به خاطر اینکه نام او باعث شده تا نشانی از پادشاهی بر روی جامه‌ها نقش ببندد و در جایگاه زرین بنشیند.
منت ایزد را که باری هم شهنشاهی به حق
در مبارک مسند اسکندر ثانی نشست
هوش مصنوعی: خوشحالی از اینکه خداوند بار دیگر کسی را به مقام پادشاهی نشانده که شایسته و حق‌طلب است و همانند اسکندر دوم در جایگاه عظیم و مبارک قرار گرفته است.
منت ایزد را که در صدر خراسان و عراق
هم خداوند عراقی و خراسانی نشست
هوش مصنوعی: شکرگذار لطف و نعمت خداوند هستیم که در بالاترین مقام‌ها و سرزمین‌های مهم، همواره نشانه‌ای از حضور و محبت خودش دارد.
منت ایزد را جهان چون روضه فردوس ساخت
وین ملک قدر فلک قدرت بر رضوانی نشست
هوش مصنوعی: جهان به مانند باغی زیبا و خوشبو ساخته شده است و این ملک، نشانه‌ای از قدرت الهی است که بر بهشت نشسته است.
مردم و دیو و پری اکنون به خدمت ایستند
چون سلیمان شاه بر تخت سلیمانی نشست
هوش مصنوعی: مردم، جادوگران و موجودات عجیب اکنون آماده خدمت به او هستند، مانند زمانی که سلیمان شاه بر تخت سلیمان نشسته بود.
چشم رعنائی بدوزند اختران روز کور
خسرو سیارگان بر اوج کیوانی نشست
هوش مصنوعی: چشم زیبایی همچون ستاره‌ها را به خود جلب می‌کند و روز را برای خسرو که در اوج آسمان نشسته، کور می‌سازد.
رسم باطل زود برخیزد چو رأی پادشاه
نوبت حق پنج فرمود و به سلطانی نشست
هوش مصنوعی: رسم و روش نادرست به راحتی پابرجا می‌شود، اما وقتی که فرمانی از سوی پادشاه صادر شود، حقیقت و حق در جایگاه خود قرار می‌گیرد و به سلطنت می‌رسد.
پای قدرش از سر افلاک جسمانی گذشت
مهر مهرش در دل پاکان روحانی نشست
هوش مصنوعی: قدرت او از اوج آسمان‌ها فراتر رفته و محبتش در دل‌های پاک و باصفای انسان‌ها جای گرفته است.
دور نبود گر بپراند ز میدان وجود
گوی گردون را چو بر یکران چوگانی نشست
هوش مصنوعی: اگر کسی بر کلاهی بایستد و به دوردست نگاه کند، ممکن است به راحتی گوی آسمان را از میدان وجود به پرواز درآورد. این اشاره به این دارد که با توانایی و تمرکز، می‌توان بر محدودیت‌ها غلبه کرد و به دستاوردهای بزرگ رسید.
پیش عزمش باد در بالا به واجب ایستاد
پیش حزمش کوه در پستی به نادانی نشست
هوش مصنوعی: در مقابل اراده او، باد در بلندی ایستاده و بر پایه احتیاط او، کوه در پستی به نادانی فرو رفته است.
بوی عدلش چون دم عیسی جهان را زنده کرد
لاجرم زان بر جهانش منت جانی نشست
هوش مصنوعی: بوی عدالت او مانند نفس عیسی، جهانی را زنده کرده است. به همین دلیل، زندگی بشر مدیون لطف و رحمت اوست.
فتنه شب رو به روز بد نشست از تیغ او
هم به دشخواری بخیزد چون به آسانی نشست
هوش مصنوعی: فتنهٔ شب به روز بدی دچار شد و از تیغ او، دشوار می‌توان برخواست، همان‌طور که به سادگی بر زمین نشسته است.
کار او ثابت به معنی آمد و گردان به نام
راست چون گردون که بر وی اسم گردانی نشست
هوش مصنوعی: عمل او دائمی و معنادار است و مانند گردی که نامش بر آن گذاشته شده، به درستی و ثبات در حال گردش است.
ای بر ایوانت شده کیوان هند و پاسبان
شاه رومی بر دربارت به دربانی نشست
هوش مصنوعی: ای کسی که کیوان (سیاره زحل) در ایوانت است و نگهبان شاه رومی در دربار تو به عنوان دربان نشسته است.
بخت چون بر تخت دیدت تهنیتها کرد و گفت
آنکه بر تخت جهانداری تو میدانی نشست
هوش مصنوعی: هنگامی که بخت تو را بر تخت خود مشاهده کرد، با خوش‌آمدگویی‌هایش به تو تبریک گفت و گفت آنکه بر تخت فرمانروایی نشسته، تویی که این مقام را به خوبی می‌شناسی.
چون جهان داران کمر بربند و عالم میگشای
وقت کار آمد کنون بیکار نتوانی نشست
هوش مصنوعی: زمانی که اهل دنیا برای کار کردن آماده شوند و فعالیت‌ها آغاز شود، دیگر نمی‌توان بی‌کار نشست و باید وارد عمل شد.
ز ابر کف باران رحمت بر مسلمانان ببار
هین که گرد کفر بر روی مسلمانی نشست
هوش مصنوعی: از ابر رحمت، باران نعمت بر مسلمانان ببارید، زیرا که گرد و غبار کفر بر چهره مسلمانان نشسته است.