گنجور

شمارهٔ ۹۷

ترا سزد که کنی دعوی جهانداری
که در جهان دلم ملک جاودان داری
جهان دل به تو بخشم کنون که نوبت تست
بزن بزن صنما نوبت جهان داری
اگر تو غاشیه بر دوش مه نهی بکشد
که کرّهٔ فلک امروز زیر ران داری
اگر رکاب تو بر آسمان رسد چه عجب
که شهسوار فلک نیز همعنان داری
درآوری به دهن آب عقد پروین را
بدان دو رسته دندان که در دهان داری
معیّن است که دارد لب تو طعم عسل
که زخم نشتر زنبور در زبان داری
کمان ابروی تو بر زه است و می‌ترسم
که تیر غمزه در آنجا به قصد جان داری
مگر به خون من امروز تشنه‌ای ورنه
برای قصد که این تیر در کمان داری
منم که سر ز تحسّر بر آستان دارم
توئی که سر ز تکبّر بر آسمان داری
سری چو سرو بجنبان بتا به جان و سرت
اگر سر من رنجور ناتوان داری
مدار رنجه قدم را نظر در آینه کن
گر آرزوی تماشای گلستان داری
چو سرو بر طرف چشم من نشین و ببین
اگر هوای لب چشمهٔ روان داری

اطلاعات

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ترا سزد که کنی دعوی جهانداری
که در جهان دلم ملک جاودان داری
هوش مصنوعی: شایسته است که ادعای سروری بر جهان کنی، زیرا در دل من، تو برای همیشه سلطنت می‌کنی.
جهان دل به تو بخشم کنون که نوبت تست
بزن بزن صنما نوبت جهان داری
هوش مصنوعی: به خاطر تو، جهان را فدای تو می‌کنم. اکنون که نوبت توست، آغاز کن و به دل محبوب جلوه کن، چرا که تو صاحب اختیار جهان هستی.
اگر تو غاشیه بر دوش مه نهی بکشد
که کرّهٔ فلک امروز زیر ران داری
هوش مصنوعی: اگر تو بر دوش خود چادر بگذاری، زیبایی‌ات به حدی خواهد بود که امروز دنیا زیرپاهای تو خواهد بود.
اگر رکاب تو بر آسمان رسد چه عجب
که شهسوار فلک نیز همعنان داری
هوش مصنوعی: اگر پای تو به آسمان برسد، تعجبی ندارد که سوار کار آسمان نیز همپای تو باشد.
درآوری به دهن آب عقد پروین را
بدان دو رسته دندان که در دهان داری
هوش مصنوعی: به زبان ساده می‌توان گفت: تو می‌توانی با دندان‌های خود، آن بافت نرم و خوشمزه‌ای را که به زبانش اعتنا می‌شود، به زیر دندان بیاوری.
معیّن است که دارد لب تو طعم عسل
که زخم نشتر زنبور در زبان داری
هوش مصنوعی: به وضوح مشخص است که لب‌های تو طعمی شیرین و شبیه به عسل دارند، چون زخم نیش زنبور روی زبان تو وجود دارد.
کمان ابروی تو بر زه است و می‌ترسم
که تیر غمزه در آنجا به قصد جان داری
هوش مصنوعی: ابروی زیبای تو مانند کمانی است و من نگرانم که چشمانت به مانند تیر، در دل من نشانه رفته باشند.
مگر به خون من امروز تشنه‌ای ورنه
برای قصد که این تیر در کمان داری
هوش مصنوعی: آیا امروز به خون من نیاز داری؟ وگرنه چرا این تیر را در کمان کشیده‌ای؟
منم که سر ز تحسّر بر آستان دارم
توئی که سر ز تکبّر بر آسمان داری
هوش مصنوعی: من کسی هستم که به خاطر حسرت و اندوه، سرم را به زمین گذاشته‌ام، و تو کسی هستی که به خاطر تکبر و خودبزرگ‌بینی، سر را به آسمان بلند کرده‌ای.
سری چو سرو بجنبان بتا به جان و سرت
اگر سر من رنجور ناتوان داری
هوش مصنوعی: ای محبوب، اگر می‌خواهی سر خود را تکان دهی، بگذار این سر ناتوان و رنجور من هم بی‌نوا بماند.
مدار رنجه قدم را نظر در آینه کن
گر آرزوی تماشای گلستان داری
هوش مصنوعی: اگر می‌خواهی زیبایی‌های باغ و گلستان را ببینی، باید به قدم‌هایت دقت کنی و به خودت نگاه کنی.
چو سرو بر طرف چشم من نشین و ببین
اگر هوای لب چشمهٔ روان داری
هوش مصنوعی: به مانند سرو، راست و زیبا مقابل چشمانم بایست و ببین که آیا تمایل داری لب به چشمه‌ای روان بزنید.