شمارهٔ ۱ - روزگار دل
در غم عشق تو زان بگذشت کار دل مرا
کز وفایت کم شود یک لحظه بار دل مرا
فارغم از گشت گلشن کز غم تو هرزمان
بشکفد صد گونه گل از خارخار دل مرا
بر دلم باری حوالت کن غم اندوه خود
چون توان کردن که کردی غمگسار دل مرا
ماهی ای کو برکنار افتد ز دریا چون بود
همچنان باشد بلا دور از کنار دل مرا
آنکه روزم شد سیه باشد ز بی صبری دل
چون تو بودی و فراق یار کار دل مرا
باز آمد روز هجران ناله کن باری ز دل
تیره تر بادا ز روزم روزگار دل مرا
چند چون محیی کشد دل در ره تو انتظار
سوخت همچون سایه بر ره انتظار دل مرا
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سید جابر موسوی
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
در غم عشق تو زان بگذشت کار دل مرا
کز وفایت کم شود یک لحظه بار دل مرا
هوش مصنوعی: درد و اندوه عشق تو باعث شده که دل من در عذاب بگذرد، زیرا اگر وفای تو حتی برای یک لحظه کم شود، بار دل من سنگینتر خواهد شد.
فارغم از گشت گلشن کز غم تو هرزمان
بشکفد صد گونه گل از خارخار دل مرا
هوش مصنوعی: من از بهار باغی که به خاطر غم تو هر لحظه گلهای مختلفی از آزار دل من میشکفد، بینیازم.
بر دلم باری حوالت کن غم اندوه خود
چون توان کردن که کردی غمگسار دل مرا
هوش مصنوعی: بر دلم بار غم خود را بگذار؛ چگونه میتوانم اندوه تو را تحمل کنم، در حالی که تو همیشه دلنگران من بودی؟
ماهی ای کو برکنار افتد ز دریا چون بود
همچنان باشد بلا دور از کنار دل مرا
هوش مصنوعی: اگر ماهی از دریا کنار بیفتد، آیا میتواند همچنان دور از محبت دل من زندگی کند؟
آنکه روزم شد سیه باشد ز بی صبری دل
چون تو بودی و فراق یار کار دل مرا
هوش مصنوعی: کسی که روزش به خاطر بیصبریاش تاریک شده، دلش به خاطر فراق یار به تنگ آمده و دچار مشکل است.
باز آمد روز هجران ناله کن باری ز دل
تیره تر بادا ز روزم روزگار دل مرا
هوش مصنوعی: دوباره روز جدایی فرا رسیده است، پس ای دل، ناله کن و غمگین باش. روزهای سختی برای من آغاز شده و دل من همچنان تاریک و غمگین است.
چند چون محیی کشد دل در ره تو انتظار
سوخت همچون سایه بر ره انتظار دل مرا
هوش مصنوعی: چندین بار عاشق در مسیر تو منتظر میماند، دلش به شدت میسوزد و مانند سایهای در راه انتظار صحبت میکند.