بدان که تن مملکت دل است و اندر این مملکت دل را لشکر های مختلف است: «و ما یعلم جنود ربک الا هو» و دل را که آفریده اند برای آخرت آفریده اند و کار وی طلب سعادت است و سعادت وی در معرفت خدای تعالی است و معرفت خدای تعالی وی را به معرفت صنع خدای حاصل آید و این جمله عالم است و معرفت عجایب عالم وی را از راه حواس حاصل آید و این حواس را قوام به کالبد است، پس معرفت صید وی است و حواس دام وی است و کالبد مرکب وی است و حمال و دام وی است: پس وی را به کالبد بدین سبب حاجت افتاد و کالبد وی مرکب است از آب و خاک و حرارت و رطوبت و بدین سبب ضعیف است و در خطر هلاک است، از درون به سبب گرسنگی و تشنگی و از بیرون به سبب آتش و آب و به سبب قصد دشمنان و ددگان و غیر آن؛ پس وی را به سبب گرسنگی و تشنگی به طعام و شراب حاجت افتد و بدین سبب به دو لشکر حاجت بود: یکی ظاهر، چون دست و پا و دهان و دندان و معده و یکی باطن، چو شهوت طعام و شراب و وی را به سبب دفع دشمنان بیرونی به دو لشکر حاجت افتد: یکی ظاهر چون دست و پا و سلاح و یکی باطن چون خشم و غضب و چون ممکن نباشد غذایی را که نبیند طلب کردن و دشمنی را که نبیند دفع کردن، وی را به ادراکات حاجت افتاد: بعضی ظاهر و آن پنج حواس است چون چشم و بینی و گوش و ذوق و لمس و بعضی باطن و آن نیز پنج است و منزلگاه آن دماغ است: چون قوت خیال و قوت تفکر و قوت حفظ و قوت تذکر و قوت توهم هر یکی را از این قوتها کاری است خاص و اگر یکی به خلل شود، کار آدمی به خلل شود در دین و دنیا.
و جمله این لشکرهای ظاهر و باطن به فرمان دل اند و وی امیر و پادشاه همه است: چون زبان را فرمان دهد، در حال سخن گوید و چون دست را فرمان دهد، بگیرد و چون پای را فرمان دهد، برود و چون چشم را فرمان دهد، بنگرد و چون قوت تفکر را فرمان دهد، بیندیشد و همه را به طوع و طبع مطیع و فرمانبردار او کرده اند تا تن را نگاه دارد، چندانی که زاد خویش بر گیرد و صید خویش حاصل کند و تجارت آخرت تمام کند و تخم سعادت خویش بپراکند طاعت داشتن این لشکر، دل را، به طاعت داشتن فرشتگان ماند حق تعالی را که خلاف نتوانند کردن در هیچ فرمان، بلکه به طبع و طوع فرمانبردار باشند.
اطلاعات
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بدان که تن مملکت دل است و اندر این مملکت دل را لشکر های مختلف است: «و ما یعلم جنود ربک الا هو» و دل را که آفریده اند برای آخرت آفریده اند و کار وی طلب سعادت است و سعادت وی در معرفت خدای تعالی است و معرفت خدای تعالی وی را به معرفت صنع خدای حاصل آید و این جمله عالم است و معرفت عجایب عالم وی را از راه حواس حاصل آید و این حواس را قوام به کالبد است، پس معرفت صید وی است و حواس دام وی است و کالبد مرکب وی است و حمال و دام وی است: پس وی را به کالبد بدین سبب حاجت افتاد و کالبد وی مرکب است از آب و خاک و حرارت و رطوبت و بدین سبب ضعیف است و در خطر هلاک است، از درون به سبب گرسنگی و تشنگی و از بیرون به سبب آتش و آب و به سبب قصد دشمنان و ددگان و غیر آن؛ پس وی را به سبب گرسنگی و تشنگی به طعام و شراب حاجت افتد و بدین سبب به دو لشکر حاجت بود: یکی ظاهر، چون دست و پا و دهان و دندان و معده و یکی باطن، چو شهوت طعام و شراب و وی را به سبب دفع دشمنان بیرونی به دو لشکر حاجت افتد: یکی ظاهر چون دست و پا و سلاح و یکی باطن چون خشم و غضب و چون ممکن نباشد غذایی را که نبیند طلب کردن و دشمنی را که نبیند دفع کردن، وی را به ادراکات حاجت افتاد: بعضی ظاهر و آن پنج حواس است چون چشم و بینی و گوش و ذوق و لمس و بعضی باطن و آن نیز پنج است و منزلگاه آن دماغ است: چون قوت خیال و قوت تفکر و قوت حفظ و قوت تذکر و قوت توهم هر یکی را از این قوتها کاری است خاص و اگر یکی به خلل شود، کار آدمی به خلل شود در دین و دنیا.
هوش مصنوعی: بدان که وجود انسان به گونهای شبیه یک سرزمین است و در این سرزمین، نیرویی گوناگون وجود دارد. دل انسان برای آخرت خلق شده و هدف آن جستجوی سعادت است و این سعادت در شناخت خداوند متعال نهفته است. شناخت خدا از طریق درک آثار و نشانههای او حاصل میشود و این دانش به وسیله حواس پنجگانه به دست میآید. حواس به وجود جسم وابستهاند و به همین دلیل شناخت و درک انسان به حواس او مربوط میشود.
اما بدن انسان، که از آب و خاک و ترکیبات دیگر ساخته شده، به خودش نیازمند است و به راحتی در معرض خطرات مختلفی قرار دارد، از جمله گرسنگی و تشنگی. بنابراین، انسان نیاز به غذا و آب دارد که در این راستا به دو نوع لشکر نیازمند است: یکی لشکر ظاهر مانند اعضای بدن و دیگری لشکر باطن که شامل خواستههای درونی است.
برای مقابله با تهدیدات بیرونی، انسان باز هم به دو نوع لشکر نیاز دارد: یکی به صورت فیزیکی و دیگری به صورت احساسی و عاطفی. از آنجا که نمیتوان غذایی را که دیده نمیشود طلب کرد یا دشمنی را که دیده نمیشود دفع کرد، انسان به ادراکات نیازمند است. این ادراکات خود به دو دسته تقسیم میشوند: ادراکات ظاهری از طریق حواس پنجگانه و ادراکات باطنی که شامل تفکر، حافظه، تخیل و سایر قوای ذهنی است. اگر هر یک از این قوا به درستی عمل نکند، کار انسان در زندگی و دین دچار اختلال خواهد شد.
و جمله این لشکرهای ظاهر و باطن به فرمان دل اند و وی امیر و پادشاه همه است: چون زبان را فرمان دهد، در حال سخن گوید و چون دست را فرمان دهد، بگیرد و چون پای را فرمان دهد، برود و چون چشم را فرمان دهد، بنگرد و چون قوت تفکر را فرمان دهد، بیندیشد و همه را به طوع و طبع مطیع و فرمانبردار او کرده اند تا تن را نگاه دارد، چندانی که زاد خویش بر گیرد و صید خویش حاصل کند و تجارت آخرت تمام کند و تخم سعادت خویش بپراکند طاعت داشتن این لشکر، دل را، به طاعت داشتن فرشتگان ماند حق تعالی را که خلاف نتوانند کردن در هیچ فرمان، بلکه به طبع و طوع فرمانبردار باشند.
هوش مصنوعی: این لشکرهای ظاهری و باطنی تحت فرمان دل هستند و دل مانند امیر و پادشاه همهی آنهاست. زمانی که دل فرمان میدهد، زبان صحبت میکند، دست عمل میکند، پا حرکت میکند، چشم مشاهده میکند و فکر میاندیشد. همهی این اعضا با فرمان دل بهطور طبیعی و با میل خود اطاعت میکنند تا بدن را به خوبی حفظ کنند، به اندازهی نیاز خود منابع جمعآوری کنند، در تجارت آخرت موفق باشند و در نهایت بذر سعادت خود را بکارند. اطاعت این لشکرها شبیه اطاعت فرشتگان از خداوند است که در هیچ دستوری سرپیچی نمیکنند و همواره مطابق میل و خواست خود فرمانبردار هستند.