بخش ۹ - فصل(اقسام طهارت ظاهر)
چون دانستی که طهارت ظاهر چند است از طهارت باطن و طهارت باطن سه است، یکی طهارت جوارح از معاصی، دوم طهارت دل از اخلاق بد، سوم طهارت سر از هرچه جز حق است، بدان که طهارت ظاهر نیز سه قسم است، یکی طهارت از نجاست، دوم از حدث و جنابت، سوم از افزونی تن چون ناخن و موی و شوخ و غیر آن.
بخش ۸ - فصل(احتیاط به چه شرایطی رواست): این طهارت ظاهرا گرچه درجه بازپسین است، فصل وی نیز بزرگ است، ولیکن به شرط آن که ادب وی نگاه دارد و وسوسه و اسراف را بدان راه ندهد چون به حد وسوسه و اسراف رسد مکروه و ناپسندیده بودو باشد که بزهکار گردد و این احتیاطها که عادت صوفیان است از جورب داشتن، و ازار به سر درگرفتن و آب پاک به یقین طلب کردن و آفتابه نگاهداشتن تا کسی دست بر وی فرانکند، همه نیکوست و کسانی را از فقها و دیگران که آن نگاه ندارند، نیست که بر ایشان اعتراضی کنند الا به شرطی و ایشان را نیز نیست که بر فقها و دیگران که احتیاط نکنند اعتراض کردن اصلا، چه آن احتیاطها نیکوست، ولکن به شش شرط:بخش ۱۰ - قسم اول: بدان که هرچه حق تعالی بیافریده است از جمادات، همه پاک است، مگر شرابی که مستی آرد، که اندک و بسیار وی پلید است و هرچه جانور است همه پاک است الا سگ و خوک و هر جانوری که بمیرد پلید است مگر چهار، آدمی و ماهی و ملخ و هرچه در تن وی خون روان نیست، چون مگس و زنبور و کژدم و کرم که در طعام افتد و هرچه در باطن جانوران مستحیل و گردیده شود همه پلید است مگر آنچه اصل جانوران است چون منی و خایه مرغ و کرم ابریشم و هرچه گردیده نباشد چون غرق و اشک پاک بود و هرچه پلید است با آن نماز نشاید کرد، مگر پنج نوع که از آن عفو کرده اند به سبب دشواری یکی اثر استنجا که پس از آن سه سنگ به کار داشتی بماند به شرط آن که از جایگاه خویش فراتر نشده باشد، دوم گل شاه راه اگرچه در وی نجاست به یقین می بیند، لیکن آن مقدار که خویشتن از آن نگاه نتوان داشت معفو بود، مگر کسی که بیفتد پاستوری جامه وی تباه کند که آن نادر باشد و معفو نبود سوم نجاست که بر موزه شود، آن قدر که از آن حذر نتوان کرد معفو بود چون با موزه نماز کند، آنگاه که موزه در زمین مالد چهارم خون کیک اندک و بسیار آن از جامه تو و جامه دیگری معفو بود، اگرچه با آن عرق کرده باشد پنجم خوناب که از بثرات بیرون آید که پوست آدمی از آن خالی نباشد و همچنین رطوبتی روشن که از بثرات جرب بیرون آید، مگر آن که بزرگ باشد و از وی ریمی بیرون آید، آن همچون دمل باشد و نادر بود و شستن آن واجب بود اگر اثری پس از شستن بماند، امیدواریم که معفو بود اما اگر کسی رگ زده باشد یا جراحتی رسیده باشد بباید شست خون آن را، پس اگر اثری بماند و خطر بود در شستن، نماز قضا باید کرد که این عذری نادر باشد.
اطلاعات
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
چون دانستی که طهارت ظاهر چند است از طهارت باطن و طهارت باطن سه است، یکی طهارت جوارح از معاصی، دوم طهارت دل از اخلاق بد، سوم طهارت سر از هرچه جز حق است، بدان که طهارت ظاهر نیز سه قسم است، یکی طهارت از نجاست، دوم از حدث و جنابت، سوم از افزونی تن چون ناخن و موی و شوخ و غیر آن.
هوش مصنوعی: پس از اینکه دانستی طهارت ظاهری که داریم چه تفاوتی با طهارت باطنی دارد، باید بدانیم که طهارت باطن به سه بخش تقسیم میشود: اول، پاکی اعضا از گناهان؛ دوم، پاکی دل از صفات ناپسند؛ سوم، پاکی عقل از هر چیزی غیر از حق. همچنین طهارت ظاهر نیز سه نوع است: اول، پاکی از نجاست؛ دوم، پاکی از حالاتی مانند حدث و جنابت؛ سوم، پاکی از اضافات بدن مانند ناخن و مو و موارد دیگر.