گنجور

بخش ۶ - فصل(هیچ کاری بزرگوارتر از علم نیست)

چون دانستی که عامی به هیچ وقت از خطر خالی نباشد، از اینجا معلوم شود که هیچ کاری که آدمی بدان مشغول خواهد شد، فاضلتر و گواراتر از علم نخواهد بود و هر پیشه که بدان مشغول خواهد شد، برای طلب دنیا خواهد بود و علم بیشتر خلق را در دنیا نیز بهتر از پیشه ها، چه متعلم از چهار حال خالی نبود:

یا کفایت خویش دارد از دنیا به میزانی یا به جهتی دیگر علم حراست مال وی بود و سبب عز وی بود در دنیا و سبب سعادت آخرت بود یکی این بود .

دیگر کسی باشد که کفایت خویش ندارد، ولکن در وی قنغاعت باشد که بدانچه باشد کفایت تواند کرد و قدر درویشی بداند در مسلمانی که درویشان بیش از توانگران به پانصد سال در بهشت خواهند شد علم در حق این کس سبب آسایش دنیا و سعادت آخرت بود.

سدیگر کسی بود که علم بیاموزند و حق وی از حلال بود از بیت المال یا از دست مسلمانان به وی رسد، چندانکه کفایت وی باشد بی آن که وی را طلب حرامی باید کرد یا از سلطان ظالم چیزی طلب باید کرد پس این هر سه کس را طلب علم در دین و دنیا از همه کارها به باشد.

چهارم کسی باشد که کفایت خود ندارد و مقصود وی از علم طلب دنیا باشد و روزگار چنان بود که طلب نتواند کردن کفایت خویش الا از ادرار سلطان که از وجوه خراج و ظلم باشد یا از مردمان، بی ریا و مذلت طلب نتواند کرد این کس را و هر که مقصود از طلب علم مال و جاه باشد و به علم به دست خواهد آوردن، و اولیتر که به کسب مشغول شود، چون از علمی که فرض عین است بپرداخت که این چنین کس شیطانی شود از شیاطین انس و خلقی بسیار به وی تباه شود و هر عامی که در وی نگرد که وی حرام می ستاند و همه حیلتها می کند در طلب دنیا، به وی اقتدا کند و فساد وی در میان خلق بیش از صلاح باشد پس چنین دانشمند هرچند کمتر بهتر، پس آن بهتر که دنیا از کارهای دنیایی طلب کند، نه از کارهای دینی اگر کسی گوید که علم وی را از راه دنیا باز خواند چنان که گروهی گفته اند، «تعلمناالعلم لغیر الله العلم ان یکون الاالله» «علم نه برای خدا آموختیم، ولکن علم، خود ما را به راه خدا برد» جواب آن است که آن علم کتاب و سنت و اسرار راه آخرت و حقایق شریعت بود که ایشان را باز راه خدای برد و آنگاه بایست آن در باطن ایشان بود که کاره بودند شره خویش را به دنیا و بزرگان دین را می دیدند که از دنیا دور بودند و ایشان آرزومند بودند که به ایشان اقتدا کنند، چون علم آن بود و حال روزگار چنان بود امیدوار بود که ایشان به صفت آن علم گردند و علم تبع ایشان نگردد.

اما این علمها که در این روزگار می خوانند چون خلاف مذهب و کلام و قصص و طامات و این معلمان که در روزگارند که ازعلمهای خویش دام دنیا ساخته اند، مخالطت با ایشان و تحصیل علم از ایشان مرد را از راه دنیا بنگرداند و لیس الخبر کالمعاینه نگاه کن تا بیشتر این قوم از علمای دنیااند یا از علمای آخرت و خلق را از مشاهده احوال ایشان سود است یا زیان؟

اما اگر چایی کسی بود که به تقوی آراسته بود و راه علما سلف دارد و به تعلیم علمی مشغول باشد که اندر آن تخویف و تحذیر باشد از غرور دنیا، صحبت و مشاهده این کس همه را نافع بود تا به تعلیم چه رسد و چون علمی آموزد که سودمند باشد، از همه کارها اولیتر باشد و علم سودمند آن بود که وی را حقارت دنیا معلوم کند و خطر کار آخرت به وی نماید و جهل و حماقت کسانی که ایشان روی به دنیا آورده اند و از آخرت اعراض کرده اند آشکارا کند و آفت کبر و حسد و ریا و بخل و عجب و حرص و شره و حب دنیا بشناسد و علاج آن بداند، این علم کسی را که بر دنیا حریص بود، همچون آب بود تشنه را و چون دارو بود بیمار را.

اما مشغول بودن این کس به فقه و خلاف و کلام و ادب، همچون بیمار باشد که چیزی خورد که در علت وی زیادت کند که بیشتر از این علمها تخم حسد و ریا و مباهات و معادات و رعونت و تسوق و تکبر و طلب جاه در دل افکند و هر چند که بیشتر خواند، آن در دل محکمتر می شود چون مخالطت با قومی دارد از متفقهه که بدان مشغول می دارد و چنان شود که اگر وقتی خواهد که از آن راه توبه کند بر وی دشوار آید و نتواند.

اطلاعات

منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

چون دانستی که عامی به هیچ وقت از خطر خالی نباشد، از اینجا معلوم شود که هیچ کاری که آدمی بدان مشغول خواهد شد، فاضلتر و گواراتر از علم نخواهد بود و هر پیشه که بدان مشغول خواهد شد، برای طلب دنیا خواهد بود و علم بیشتر خلق را در دنیا نیز بهتر از پیشه ها، چه متعلم از چهار حال خالی نبود:
هوش مصنوعی: چون متوجه شدی که انسان عادی هیچ‌گاه از خطرات دور نیست، پس می‌توان فهمید که هیچ کاری که انسان به آن مشغول می‌شود، ارزشمندتر و راحت‌تر از علم نخواهد بود. هر شغلی که فرد انتخاب کند، به منظور تأمین نیازهای دنیوی است و علم می‌تواند برای بسیاری از افراد در زندگی دنیوی بهتر از شغل‌های دیگر باشد، زیرا یادگیری همیشه از چهار حالت خالی نیست.
یا کفایت خویش دارد از دنیا به میزانی یا به جهتی دیگر علم حراست مال وی بود و سبب عز وی بود در دنیا و سبب سعادت آخرت بود یکی این بود .
هوش مصنوعی: هر کسی به میزان یا در جهتی خاص، از دنیا به اندازه کافی برخوردار است. همچنین دانش و آگاهی او به حفاظت از دارایی‌اش کمک می‌کند و موجب عزت او در دنیا و خوشبختی‌اش در آخرت می‌شود. این یکی از مهم‌ترین نکات است.
دیگر کسی باشد که کفایت خویش ندارد، ولکن در وی قنغاعت باشد که بدانچه باشد کفایت تواند کرد و قدر درویشی بداند در مسلمانی که درویشان بیش از توانگران به پانصد سال در بهشت خواهند شد علم در حق این کس سبب آسایش دنیا و سعادت آخرت بود.
هوش مصنوعی: اگر فردی در زندگی خود به آنچه که دارد قناعت کند و فراتر از نیازهایش نخواهد، می‌تواند به آرامش روحی برسد. همچنین، فردی که به درستی درک کند که درویشی و بی‌نیازی از دنیا در واقع بهتر از ثروت‌اندوزی است، احتمالاً در آخرت به سعادت و خوشبختی دست خواهد یافت. در حقیقت، علم و آگاهی نسبت به این ارزش‌ها می‌تواند در زندگی دنیوی و معنوی انسان تأثیر مثبتی داشته باشد.
سدیگر کسی بود که علم بیاموزند و حق وی از حلال بود از بیت المال یا از دست مسلمانان به وی رسد، چندانکه کفایت وی باشد بی آن که وی را طلب حرامی باید کرد یا از سلطان ظالم چیزی طلب باید کرد پس این هر سه کس را طلب علم در دین و دنیا از همه کارها به باشد.
هوش مصنوعی: سدیگر کسی وجود دارد که علم را بیاموزد و حقوق او از منابع حلال، مانند بیت‌المال یا از مسلمانان، به او برسد؛ به اندازه‌ای که نیازهایش را برطرف کند، بدون این که به دنبال حرام باشد یا از پادشاه ظالم چیزی بخواهد. بنابراین، کسانی که این شرایط را دارند، یادگیری علم در دین و دنیا برایشان از همه کارها بهتر است.
چهارم کسی باشد که کفایت خود ندارد و مقصود وی از علم طلب دنیا باشد و روزگار چنان بود که طلب نتواند کردن کفایت خویش الا از ادرار سلطان که از وجوه خراج و ظلم باشد یا از مردمان، بی ریا و مذلت طلب نتواند کرد این کس را و هر که مقصود از طلب علم مال و جاه باشد و به علم به دست خواهد آوردن، و اولیتر که به کسب مشغول شود، چون از علمی که فرض عین است بپرداخت که این چنین کس شیطانی شود از شیاطین انس و خلقی بسیار به وی تباه شود و هر عامی که در وی نگرد که وی حرام می ستاند و همه حیلتها می کند در طلب دنیا، به وی اقتدا کند و فساد وی در میان خلق بیش از صلاح باشد پس چنین دانشمند هرچند کمتر بهتر، پس آن بهتر که دنیا از کارهای دنیایی طلب کند، نه از کارهای دینی اگر کسی گوید که علم وی را از راه دنیا باز خواند چنان که گروهی گفته اند، «تعلمناالعلم لغیر الله العلم ان یکون الاالله» «علم نه برای خدا آموختیم، ولکن علم، خود ما را به راه خدا برد» جواب آن است که آن علم کتاب و سنت و اسرار راه آخرت و حقایق شریعت بود که ایشان را باز راه خدای برد و آنگاه بایست آن در باطن ایشان بود که کاره بودند شره خویش را به دنیا و بزرگان دین را می دیدند که از دنیا دور بودند و ایشان آرزومند بودند که به ایشان اقتدا کنند، چون علم آن بود و حال روزگار چنان بود امیدوار بود که ایشان به صفت آن علم گردند و علم تبع ایشان نگردد.
هوش مصنوعی: چهارمی که درباره‌اش صحبت می‌شود، فردی است که توانایی لازم را ندارد و هدفش از کسب علم، به دست آوردن دنیا است. در شرایطی که نمی‌تواند نیازهایش را برآورده کند مگر از طریق طلبی که از یک سلطانی است که از بیت‌المال و حقوق مردم بهره‌برداری می‌کند، یا از دیگران. چنین فردی نمی‌تواند به‌صورت خالص و بدون ذلت چیزی بخواهد. هر کس که هدفش از یادگیری علم، ثروت و مقام باشد و بخواهد با علم به این موارد برسد، باید به کسب و کار مشغول شود. اگر از علمی که واجب است، فاصله بگیرد، تبدیل به فردی شرور می‌شود و بسیاری از آدم‌ها به او گرایش پیدا می‌کنند و از او پیروی می‌کنند. این فرد، با حرص به دنبال دنیا می‌دود و فساد او در بین مردم بیشتر از خیرش خواهد بود. بنابراین، چنین دانشمندی هرچقدر کمتر علم داشته باشد، بهتر است. از دنیای کارها نباید علم را جست، بلکه باید از امور دینی. اگر کسی بگوید علم او را از دنیا دور می‌کند، باید گفت که آن علم باید شامل کتاب و سنت و اصول راه آخرت باشد که او را به سوی خدا هدایت کند. این افراد باید در باطن خود کارهای دنیایی خود را رها کنند و ببینند که بزرگان دین چطور از دنیا دل بریده‌اند، و آرزو کنند که مانند آن‌ها شوند. علم باید آنقدر درون آن‌ها باشد که کاملاً پیرو اصول دینی شوند و علم، تابع ایشان نمی‌شود.
اما این علمها که در این روزگار می خوانند چون خلاف مذهب و کلام و قصص و طامات و این معلمان که در روزگارند که ازعلمهای خویش دام دنیا ساخته اند، مخالطت با ایشان و تحصیل علم از ایشان مرد را از راه دنیا بنگرداند و لیس الخبر کالمعاینه نگاه کن تا بیشتر این قوم از علمای دنیااند یا از علمای آخرت و خلق را از مشاهده احوال ایشان سود است یا زیان؟
هوش مصنوعی: این علم‌ها که امروزه مورد مطالعه قرار می‌گیرند، به دلیل اینکه با مبانی مذهبی، اصول عقیدتی و داستان‌ها و ادعاهای نادرست در تضاد هستند، و همچنین معلمان این زمان که دانش‌های خود را وسیله‌ای برای کسب و کار و دنیازدگی قرار داده‌اند، توانایی انسان را در درک مسایل دنیوی تحت تاثیر قرار می‌دهند. بنابراین، مشاهده وضعیت این افراد می‌تواند برای دیگران مفید یا مضر باشد. باید بررسی کرد که آیا بیشتر این افراد به علمای دنیوی تعلق دارند یا به علمای آخرت؟
اما اگر چایی کسی بود که به تقوی آراسته بود و راه علما سلف دارد و به تعلیم علمی مشغول باشد که اندر آن تخویف و تحذیر باشد از غرور دنیا، صحبت و مشاهده این کس همه را نافع بود تا به تعلیم چه رسد و چون علمی آموزد که سودمند باشد، از همه کارها اولیتر باشد و علم سودمند آن بود که وی را حقارت دنیا معلوم کند و خطر کار آخرت به وی نماید و جهل و حماقت کسانی که ایشان روی به دنیا آورده اند و از آخرت اعراض کرده اند آشکارا کند و آفت کبر و حسد و ریا و بخل و عجب و حرص و شره و حب دنیا بشناسد و علاج آن بداند، این علم کسی را که بر دنیا حریص بود، همچون آب بود تشنه را و چون دارو بود بیمار را.
هوش مصنوعی: اگر کسی به تقوا و دیانت شناخته شده باشد و به پیروی از علما و آموزش‌های علمی پرداخته باشد که در آن هشدارهایی درباره فریبندگی دنیا وجود دارد، صحبت و ملاقات با چنین فردی برای همگان مفید خواهد بود تا به یادگیری برسند. وقتی که او علمی را می‌آموزد که سودمند باشد، این علم از تمام فعالیت‌های دیگر مهم‌تر است. علم سودمند باید به فرد بفهماند که حقیقت دنیا چه حقارتی دارد و خطرات اعمال در آخرت را به او نشان دهد. همچنین باید جهل و حماقت کسانی که به دنیا روی آورده‌اند و از آخرت دور شده‌اند را نمایان کند و رذایل مانند کبر، حسد، ریا، بخل، عجب، حرص و عشق به دنیا را بشناسد و درمان آن‌ها را بداند. این علم برای کسی که به دنیا وابسته است، مانند آبی برای تشنه‌کامان و دارویی برای بیماران است.
اما مشغول بودن این کس به فقه و خلاف و کلام و ادب، همچون بیمار باشد که چیزی خورد که در علت وی زیادت کند که بیشتر از این علمها تخم حسد و ریا و مباهات و معادات و رعونت و تسوق و تکبر و طلب جاه در دل افکند و هر چند که بیشتر خواند، آن در دل محکمتر می شود چون مخالطت با قومی دارد از متفقهه که بدان مشغول می دارد و چنان شود که اگر وقتی خواهد که از آن راه توبه کند بر وی دشوار آید و نتواند.
هوش مصنوعی: مشغول بودن به فقه، اختلافات علمی، کلام و ادبیات می‌تواند مانند حالتی باشد که فردی بیمار شود، زیرا با این علم‌ها ممکن است حسد، ریا، خودبزرگ‌بینی، دشمنی، تکبر و جستجوی جاه در دل او بیشتر شود. هرچه بیشتر این علوم را بخواند، این احساسات در دلش ریشه‌دارتر می‌شود. همچنین، اگر روزی بخواهد از این وضعیت دوری کند، برایش بسیار دشوار خواهد بود و ممکن است نتواند.