گنجور

بخش ۴ - اصل دوم

بدان که رسول (ص) چنین گفته است، «طلب العلم فریضه علی کل مسلم» جستن علم فریضه است بر همه مسلمانان و همه علما خلاف کرده اند که این چه علم است؟ متکلمان می گویند که این علم کلام است که معرفت خدای تعالی بدین حاصل آید و فقها می گویند که این علم فقه است، که حلال از حرام بدین جدا بود و محدثان می گویند که این علم کتاب است و سنت است که اصل علم شرع این است.

و صوفیان می گویند که علم احوال دل است که بنده راه، به حق تعالی وی است و هر کسی از این قوم علم خویش را تعظیم همی کنند و اختیار ما آن است که به یک علم مخصوص نیست و این همه علمها نیز واجب نیست، ولکن این را نیز تفصیلی هست که این اشکال بدان برخیزد

بدان که هر که چاشتگاه، مثلا مسلمان شود، یا بالغ شود، این همه علمها بر وی آموختن واجب نگردد، ولکن در وقت واجب شود که معنی کلمه: «لااله الاالله، محمد رسول الله» بداند، و این بدان بود که آن اعتقاد اهل سنت که در اصل اول گفتیم حاصل کند، نه بدان معنی که به دلیل بداند که آن واجب نیست، ولکن بر جمله صفات حق تعالی و صفات پیغامبر (ص) و صفات آخرت و بهشت و دوزخ و حشر و نشر اعتقاد کند و بداند که وی را خدایی است بدین صفت و از جهت وی مطالب است بر زبان رسول وی که اگر طاعت کند به سعادتی رسد پس از مرگ و اگر معصیت کند به شقاوتی رسد.

چون این بدانست، پس از این دو نوع از علم واجب شدن گیرد، یکه به دل تعلق دارد و یکی به اعمال جوارح.

و آن که به اعمال جوارح تعلق دارد، دو قسم باشد، یکی کردنی و یکی ناکردنی.

و اما علم کردنی چنین بود که چون چاشتگاه مسلمان شود، آن وقت را که نماز پیشین آید، واجب بود بر وی علم طهارت و نماز آموختن، آن مقدار که فریضه است از این دو علم، و اما آنچه سنت است، علم آن سنت است نه فریضه اگر مثلا به نماز شام رسد، آنگاه علم نماز شام واجب شود که بداند که آن سه رکعت است و پیش از آن واجب نشود چون به ماه رمضان رسد، علم روزه رمضان واجب شود، این قدر که بداند که نیت کردن واجب است و از وقت صبح تا فرو شدن آفتاب خوردن و مباشرت کردن حرام است و اگر بیست دینار زر دارد، علم زکوه در وقت واجب نشود، لکن آن وقت را که سالی تمام شود واجب گردد که بداند که زکوه آن چند است و به که باید دادن و شرط آن چیست و علم حج واجب نشود تا آنگاه که حج خواهد کرد که وقت آن در جمله عمر است و همچنین هر کار که پیش می آید، بدان وقت علم آن واجب می شود، مثلا چون نکاح خواهد کردن، علم آن واجب شود، چنان که بداند که حق زن بر شوی چیست و در حال حیض مباح نیست صحبت کردن و پس از حیض تا طهارت نکند و همچنین آنچه بدان تعلق دارد و اگر به مثل پیشه ای دارد، علم آن پیشه بر وی واجب شود تا اگر بازرگان بود علم ربوا بر وی واجب شود، بلکه واجب شود که جمله شروط بیع بداند تا از بیع باطل حذر تواند کرد و برای این بود که عمر اهل بازار را دره همی زد و به طلب علم می فرستاد و می گفت که هر که فقه بیع نداند، نباید که در بازار بود که آنگاه که حرام خورد و ربوا خورد وی را خبر نبود و همچنین هر پیشه را علمی است تا اگر حجام بود مثلا، باید که بداند که چه چیز شاید از آدمی ببرد و چه دندان شاید که بکند و تا چه غایت شاید که در داروی جراحتها ارتکاب کند و امثال این.

و این علمها به حال هر کسی بگردد و بر بزاز واجب نبود که علم پیشه حجام بیاموزد و نه حجام واجب بود که علم بزازی بداند مثال علم کارهای کردنی این است.

اما ناکردنی، علم آن نیز واجب است، ولکن به حال هر کس بگردد اگر آن بود که آن کس دیبا پوشد یا جایی باشدکه خمر خورند یا گوشت خوک خورند یا در جایی باشد که به غصب ستده باشند یا مالی حرام در دست دارد، واجب شود بر علما که وی را این علم بیاموزند و بگویند که حرام از آن چیست تا دست بدارد و اگر جایی باشد، مثلا، که با زنان مخالطت دارد، بر وی واجب شود که بداند که محرم کیست و نامحرم کیست و نظر به که روا نباشد.

و این نیز به حال هر کسی بگردد که هر کسی در معرض کاری دیگر باشد بر وی واجب نشود که علم کار دیگران بیاموزد که بر زنان واجب نشود که بیاموزند که در حال حیض طلاق دادن روا نبود و هر مردی که طلاق خواهد داد واجب شود که بیاموزد.

اما آن که به دل تعلق دارد دو جنس است: یکی به احوال دل تعلق دارد، یکی به اعتقادات.

اما آنچه به احوال دل تعلق دارد، مثال آن بود که واجب بود که بداند که کبر و حسد حرام است و گمان بد بردن و امثال این و این فرض عین است بر همه خلق که هیچ کس از چنین معانی خالی نباشد، پس علم آن و علم علاج آن واجب بود که این نوع بیماری عام است و علاج آن بی علم راست نیاید و اما علم بیع و سلم و رهن و اجارت و این اجناس که در فقه گویند فرض کفایت است، فرض عین بر کسی شود که آن به معاملت بخواهد کرد و بیشتر خلق از آن خالی تواند بود، اما از این احوال دل خالی نتواند بود.

اما جنس دیگر که به اعتقاد تعلق دارد، آن بود که اگر در اعتقاد وی را شکی پدید آید، بر وی واجب بودکه آن شک از دل ببرد، هر گاه که آن شک از دل ببرد، هرگاه که آن شک در اعتقادی باشد که واجب بود در اصل خویش یا در اعتقادی که شک در آن روا نبود.

پس از این جمله معلوم شد که علم بر همه مسلمانان فریضه است که هیچ مسلمان از جستن علم مستغنی نیست، ولکن آن علم یک جنس نیست و در حق هر کسی برابر نیست، بلکه به احوال و اوقات بگردد اما هیچ کس از نوع حاجت بدین معنی خالی نباشد پس، از این گفت رسول (ص) که، «هیچ مسلمان نیست که نه طلب علم بر وی فرضیه است» یعنی طلب علمی که به عمل آن حاجتمند بود.

بخش ۳ - اصل اول: بدان که هر که مسلمان شود، اول واجب بر وی آن است که معنی کلمه لااله الاالله محمد رسول الله را که به زبان گفت، به دل بداند و باور کند، چنان که هیچ شک را به وی راه نبود و چون باور کرد دل وی بر آن قرار گرفت چنان که شک را بدان راه نبود، این کفایت بود در اصل مسلمانی و دانستن به دلیل و برهان فرض عین نیست بر هر مسلمانی، که رسول (ص) عرب را به طلب دلیل و خواندن کلام و جستن و شبهتها جواب آن نفرمود، بلکه تصدیق و باور داشتن کفایت کرد و درجه عموم خلق بیش از این نباشد.بخش ۵ - فصل(عذر بی عملی در دین پذیرفته نیست): چون معلوم شد که بر هر کسی آموختن آن علم واجب است که در راه معاملت وی است، بدانستی که عامی پیوسته در خطر باشد که وی را کاری در پیش آید و به نادانی بکند که نداند که اندر آن حکمتی هست و بدین معذور نباشد، هرگه که حاجت بدان غالب بود و نادر نباشد مثلا کسی در حال حیض مباشرت کند یا پس از حیض پیش از سر شستن و گوید که این علم ندانستم، معذور نباشد.

اطلاعات

منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

بدان که رسول (ص) چنین گفته است، «طلب العلم فریضه علی کل مسلم» جستن علم فریضه است بر همه مسلمانان و همه علما خلاف کرده اند که این چه علم است؟ متکلمان می گویند که این علم کلام است که معرفت خدای تعالی بدین حاصل آید و فقها می گویند که این علم فقه است، که حلال از حرام بدین جدا بود و محدثان می گویند که این علم کتاب است و سنت است که اصل علم شرع این است.
هوش مصنوعی: پیامبر (ص) فرموده‌اند که کسب علم بر هر مسلمان واجب است. اما علما درباره نوع این علم اختلاف نظر دارند. متکلمان بر این باورند که منظور علم کلام است که به شناخت خداوند کمک می‌کند. فقها معتقدند که این علم مربوط به فقه است که حلال را از حرام تشخیص می‌دهد. در حالی که محدثان بر این عقیده‌اند که این علم به قرآن و سنت مربوط می‌شود و بنیان علم شرعی از این دو منبع نشأت می‌گیرد.
و صوفیان می گویند که علم احوال دل است که بنده راه، به حق تعالی وی است و هر کسی از این قوم علم خویش را تعظیم همی کنند و اختیار ما آن است که به یک علم مخصوص نیست و این همه علمها نیز واجب نیست، ولکن این را نیز تفصیلی هست که این اشکال بدان برخیزد
هوش مصنوعی: صوفیان بر این باورند که علم، به شناخت حال دل مرتبط است و اینکه بنده در مسیر خود به سوی خداوند حرکت می‌کند. هر فرد از این گروه علم خود را محترم می‌شمارد و نظر ما این است که این علم، به یک نوع خاص محدود نمی‌شود. همچنین، همه این علوم نیز ضروری نیستند، اما توضیحات بیشتری وجود دارد که ممکن است این نوع تفکر را به چالش بکشد.
بدان که هر که چاشتگاه، مثلا مسلمان شود، یا بالغ شود، این همه علمها بر وی آموختن واجب نگردد، ولکن در وقت واجب شود که معنی کلمه: «لااله الاالله، محمد رسول الله» بداند، و این بدان بود که آن اعتقاد اهل سنت که در اصل اول گفتیم حاصل کند، نه بدان معنی که به دلیل بداند که آن واجب نیست، ولکن بر جمله صفات حق تعالی و صفات پیغامبر (ص) و صفات آخرت و بهشت و دوزخ و حشر و نشر اعتقاد کند و بداند که وی را خدایی است بدین صفت و از جهت وی مطالب است بر زبان رسول وی که اگر طاعت کند به سعادتی رسد پس از مرگ و اگر معصیت کند به شقاوتی رسد.
هوش مصنوعی: هر فردی که در صبح زود مسلمان شود یا به سن بلوغ برسد، نیازی نیست که تمامی علوم را به طور کامل یاد بگیرد. اما بر او واجب است که معنی عبارت «لااله الاالله، محمد رسول الله» را درک کند. او باید به اعتقادات اساسی اهل سنت واقف شود، نه اینکه به دنبال دلایل و استدلال باشد زیرا این موضوع واجب نیست. فرد باید به صفات خداوند، صفات پیامبر (ص)، و مسائل مربوط به آخرت، بهشت، جهنم، و قیامت ایمان داشته باشد. او باید بداند که خدایی با این صفات وجود دارد و بر اساس فرامین پیامبرش، اگر اطاعت کند به سعادت بعد از مرگ خواهد رسید و در غیر این صورت به شقاوت دچار خواهد شد.
چون این بدانست، پس از این دو نوع از علم واجب شدن گیرد، یکه به دل تعلق دارد و یکی به اعمال جوارح.
هوش مصنوعی: پس از این، دو نوع علم برای شخص لازم می‌شود: یکی علم‌هایی که به دل و اندیشه مربوط می‌شود و دیگری علم‌هایی که به اعمال و رفتارهای جسمی مرتبط است.
و آن که به اعمال جوارح تعلق دارد، دو قسم باشد، یکی کردنی و یکی ناکردنی.
هوش مصنوعی: اعمالی که به اعضای بدن مربوط می‌شوند، به دو دسته تقسیم می‌شوند: یکی اعمالی که باید انجام شوند و دیگری اعمالی که باید انجام نشوند.
و اما علم کردنی چنین بود که چون چاشتگاه مسلمان شود، آن وقت را که نماز پیشین آید، واجب بود بر وی علم طهارت و نماز آموختن، آن مقدار که فریضه است از این دو علم، و اما آنچه سنت است، علم آن سنت است نه فریضه اگر مثلا به نماز شام رسد، آنگاه علم نماز شام واجب شود که بداند که آن سه رکعت است و پیش از آن واجب نشود چون به ماه رمضان رسد، علم روزه رمضان واجب شود، این قدر که بداند که نیت کردن واجب است و از وقت صبح تا فرو شدن آفتاب خوردن و مباشرت کردن حرام است و اگر بیست دینار زر دارد، علم زکوه در وقت واجب نشود، لکن آن وقت را که سالی تمام شود واجب گردد که بداند که زکوه آن چند است و به که باید دادن و شرط آن چیست و علم حج واجب نشود تا آنگاه که حج خواهد کرد که وقت آن در جمله عمر است و همچنین هر کار که پیش می آید، بدان وقت علم آن واجب می شود، مثلا چون نکاح خواهد کردن، علم آن واجب شود، چنان که بداند که حق زن بر شوی چیست و در حال حیض مباح نیست صحبت کردن و پس از حیض تا طهارت نکند و همچنین آنچه بدان تعلق دارد و اگر به مثل پیشه ای دارد، علم آن پیشه بر وی واجب شود تا اگر بازرگان بود علم ربوا بر وی واجب شود، بلکه واجب شود که جمله شروط بیع بداند تا از بیع باطل حذر تواند کرد و برای این بود که عمر اهل بازار را دره همی زد و به طلب علم می فرستاد و می گفت که هر که فقه بیع نداند، نباید که در بازار بود که آنگاه که حرام خورد و ربوا خورد وی را خبر نبود و همچنین هر پیشه را علمی است تا اگر حجام بود مثلا، باید که بداند که چه چیز شاید از آدمی ببرد و چه دندان شاید که بکند و تا چه غایت شاید که در داروی جراحتها ارتکاب کند و امثال این.
هوش مصنوعی: زمانی که نماز صبح برپا می‌شود، آموختن مسائل مربوط به طهارت و نماز برای فرد مسلمان واجب است. فرد باید آن مقدار از این علوم را که به اعمال فریضه مربوط می‌شود، یاد بگیرد. برای مثال، اگر زمان نماز شام فرا برسد، فرد باید بداند که نماز شام شامل سه رکعت است و این آگاهی باید در همان زمان به دست آید. با شروع ماه رمضان، فرد موظف است بداند که نیت روزه گرفتن واجب است و در زمان سپیده دم تا غروب آفتاب، خوردن و ارتباطات جنسی حرام است. اگر فرد دارایی معینی داشته باشد، یادگیری زکات در زمان مشخصی واجب می‌شود و فرد باید بداند زکات او چقدر است و به چه کسی باید داده شود. آموختن مسائل مربوط به حج تا زمانی که فرد بخواهد حج بگذارد، واجب نمی‌شود. همچنین برای هر فعالیت خاص، آموختن علم مربوط به آن ضروری است؛ مثلاً اگر کسی قصد ازدواج داشته باشد، باید بداند که حقوق همسر چیست و چه مسائلی در دوران حیض ممنوع است. همچنین برای هر شغلی، علم خاصی واجب است تا افراد از مسائل حرام آگاه شوند، مانند بازرگانان که باید قوانین تجارت را بدانند تا از معاملات باطل خودداری کنند. عمر بن خطاب نیز به این موضوع اهمیت می‌داد و افراد را به یادگیری فقه در تجارت تشویق می‌کرد، زیرا عدم دانستن می‌تواند منجر به ارتکاب گناهان گردد.
و این علمها به حال هر کسی بگردد و بر بزاز واجب نبود که علم پیشه حجام بیاموزد و نه حجام واجب بود که علم بزازی بداند مثال علم کارهای کردنی این است.
هوش مصنوعی: این علوم به همه افراد مربوط می‌شود و برای هر کسی لازم نیست که حجام (پزشک سنتی) هنر بزاز (نساجی) را یاد بگیرد و همچنین برای بزاز هم لازم نیست که علم حجامت را بداند. در واقع، مانند سایر حرفه‌ها، هر کس باید به یادگیری تخصص خود بپردازد.
اما ناکردنی، علم آن نیز واجب است، ولکن به حال هر کس بگردد اگر آن بود که آن کس دیبا پوشد یا جایی باشدکه خمر خورند یا گوشت خوک خورند یا در جایی باشد که به غصب ستده باشند یا مالی حرام در دست دارد، واجب شود بر علما که وی را این علم بیاموزند و بگویند که حرام از آن چیست تا دست بدارد و اگر جایی باشد، مثلا، که با زنان مخالطت دارد، بر وی واجب شود که بداند که محرم کیست و نامحرم کیست و نظر به که روا نباشد.
هوش مصنوعی: علم و درک مسائل دینی برای همه افراد لازم است. به ویژه اگر کسی در شرایط خاصی باشد، مانند اینکه در جایی نوشیدنی الکلی مصرف کند یا گوشت خوک بخورد یا در مکانی که مال حرام وجود دارد، زندگی کند. در این صورت، بر عهده علمای دین است که به او آموزش دهند که چه چیزهایی حرام است و او باید از آن‌ها پرهیز کند. به علاوه، اگر فردی با زنان در ارتباط باشد، لازم است بداند که چه کسانی محرم و چه کسانی نامحرم هستند و به چه کسانی نگاه کردن برای او جایز نیست.
و این نیز به حال هر کسی بگردد که هر کسی در معرض کاری دیگر باشد بر وی واجب نشود که علم کار دیگران بیاموزد که بر زنان واجب نشود که بیاموزند که در حال حیض طلاق دادن روا نبود و هر مردی که طلاق خواهد داد واجب شود که بیاموزد.
هوش مصنوعی: این موضوع به این معنی است که هر فردی لازم نیست اطلاعات کارهای دیگران را یاد بگیرد، و مخصوصاً در مورد زنان، این مورد درباره طلاق در زمان عادت ماهیانه اهمیت دارد. به این معنا که مردانی که قصد دارند طلاق دهند، باید اطلاعات لازم را یاد بگیرند.
اما آن که به دل تعلق دارد دو جنس است: یکی به احوال دل تعلق دارد، یکی به اعتقادات.
هوش مصنوعی: اما چیزی که به دل مرتبط است دو نوع دارد: یکی به حالت‌های عاطفی دل وابسته است و دیگری به باورها و اعتقادات.
اما آنچه به احوال دل تعلق دارد، مثال آن بود که واجب بود که بداند که کبر و حسد حرام است و گمان بد بردن و امثال این و این فرض عین است بر همه خلق که هیچ کس از چنین معانی خالی نباشد، پس علم آن و علم علاج آن واجب بود که این نوع بیماری عام است و علاج آن بی علم راست نیاید و اما علم بیع و سلم و رهن و اجارت و این اجناس که در فقه گویند فرض کفایت است، فرض عین بر کسی شود که آن به معاملت بخواهد کرد و بیشتر خلق از آن خالی تواند بود، اما از این احوال دل خالی نتواند بود.
هوش مصنوعی: موضوعاتی که به دل و احساسات مربوط می‌شود، مانند این است که فرد باید بداند کبر و حسد حرام هستند و بدگمانی هم نیز از جمله این موارد است. این دانش بر همه انسان‌ها واجب است، زیرا هیچ کسی نمی‌تواند از این مسائل خالی باشد. بنابراین، آگاهی از این موضوعات و راه‌های درمان آن‌ها ضروری است، چرا که این نوع مشکلات عمومی هستند و بدون علم به آن‌ها، درمان ممکن نیست. اما در مورد دانش‌هایی مانند بیع، سلم، رهن و اجاره، که در فقه به آن‌ها پرداخته می‌شود، این‌ها فرض کفایت هستند، یعنی برای کسی که می‌خواهد معاملات انجام دهد، واجب است، اما بسیاری از افراد ممکن است از این موضوعات خالی بمانند. اما در خصوص وضعیت‌های دل، هیچ‌کس نمی‌تواند از آن‌ها دور باشد.
اما جنس دیگر که به اعتقاد تعلق دارد، آن بود که اگر در اعتقاد وی را شکی پدید آید، بر وی واجب بودکه آن شک از دل ببرد، هر گاه که آن شک از دل ببرد، هرگاه که آن شک در اعتقادی باشد که واجب بود در اصل خویش یا در اعتقادی که شک در آن روا نبود.
هوش مصنوعی: موضوع دیگری که به اعتقاد مربوط می‌شود این است که اگر فردی در اعتقاداتش شک کند، بر او واجب است که آن شک را از دل خود خارج کند. این کار باید صورت بگیرد به ویژه زمانی که آن شک در مورد اعتقاداتی است که واجب است یا در اعتقادی که نمی‌توان در آن شک کرد.
پس از این جمله معلوم شد که علم بر همه مسلمانان فریضه است که هیچ مسلمان از جستن علم مستغنی نیست، ولکن آن علم یک جنس نیست و در حق هر کسی برابر نیست، بلکه به احوال و اوقات بگردد اما هیچ کس از نوع حاجت بدین معنی خالی نباشد پس، از این گفت رسول (ص) که، «هیچ مسلمان نیست که نه طلب علم بر وی فرضیه است» یعنی طلب علمی که به عمل آن حاجتمند بود.
هوش مصنوعی: بعد از این جمله مشخص شد که کسب علم برای همه مسلمانان واجب است و هیچ مسلمانی نمی‌تواند از جستجو برای علم بی‌نیاز باشد. اما این علم انواع و اقسام مختلفی دارد و برای هر شخص با توجه به شرایط و زمان‌های خاص او متفاوت است. بنابراین، هیچ کسی نمی‌تواند ادعا کند که به نوعی از علم نیاز ندارد. به همین دلیل پیامبر (ص) فرمودند که «هیچ مسلمان نیست که طلب علم بر او واجب نباشد»، یعنی طلب علمی که به عمل و نیازش مرتبط باشد.