اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
من این عهدی که با موی تو بستم
به مویت گر سر مویی شکستم
هوش مصنوعی: من پیمانی که با موی تو بستهام، اگر حتی یک تار از مویت را بشکنم، این عهد را شکستهام.
پس از عمری به زلفت عهد بستم
عجب سر رشتهای آمد به دستم
هوش مصنوعی: پس از سالها که به عشق تو وفادار ماندم، شگفتانگیز است که چطور یک موضوع مهم و کلیدی به دستانم رسید.
ز مویت کافر زنار بندم
ز رویت هندوی آتش پرستم
هوش مصنوعی: به خاطر موهای تو که جذاب و افسونگر هستند، خود را مانند یک کافر به زنجیر میبندم و از زیباییات همچون پرستش یک بت هندو، شگفتزده میشوم.
کمند عشق را گردن نهادم
طناب عقل را درهم گسستم
هوش مصنوعی: به خاطر عشق، خود را به دردسر انداختم و زنجیرهای عقل را شکستیدم.
ز مستوری چه میپرسی که عورم
ز هشیاری چه میگویی که مستم
هوش مصنوعی: چرا از حالت پنهانی من سوال میکنی وقتی که در حالت بیخبری قرار دارم و چیزی نمیفهمم؟
شراب شادکامی را چشیدم
سبوی نیک نامی را شکستم
هوش مصنوعی: من نوشیدنی خوشحالی را مزه کردم و ظرفی با نام نیک را شکستم.
به شمشیر از سر کویش نرفتم
به تدبیر از خم بندش نجستم
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و محبت از او دور نشدم و با فکر و تدبیر هم نتوانستم از محبتش خلاص شوم.
فزون تر شد هوای او پس از مرگ
تو پنداری کزین اندیشه رستم
هوش مصنوعی: پس از مرگ تو، علاقه و محبت او به تو بیشتر شده، انگار که این احساس از افکار رستم ناشی میشود.
چنین ساقی ز خویشم بی خبر ساخت
که آگه نیستم از خود که هستم
هوش مصنوعی: ساقی به قدری مرا مسحور کرده که حالا دیگر از خودم بی خبرم و نمیدانم که چه هستم.
گواه دعویم پیر مغان است
که مست از جرعهٔ جام الستم
هوش مصنوعی: شاهد دعوایی که ما داریم، همان پیر مغان است که از نوشیدن جرعهای از جام، مست و سرمست شده است.
قیامت چون نخوانم قامتت را
که تا برخاستی، از پا نشستم
هوش مصنوعی: وقتی تو به پا خواستی، من از شدت احساس ضعف و حیرت در برابر زیباییات دیگر نتوانستم بایستم.
چه گفتی زان سهی بالا فروغی
که فارغ کردی از بالا و پستم
هوش مصنوعی: چه گفتی درباره آن نور زیبای بلندی که مرا از حال و هوای بالا و پایین آزاد کرد؟
حاشیه ها
درود؛
من معنی ابیات زیر را نمیفهمم، لطف کنید در فهم این ابیات به من کمک کنید.
فزون تر شد هوای او پس از مرگ
تو پنداری کزین اندیشه رستم
چنین ساقی ز خویشم بی خبر ساخت
که آگه نیستم از خود که هستم
گواه دعویم پیر مغان است
که مست از جرعهٔ جام آلستم
قیامت چون نخوانم قامتت را
که تا برخاستی، از پا نشستم
چه گفتی زان سهی بالا فروغی
که فارغ کردی از بالا و پستم
منظور از چنین ساقی کی بوده؟
جام آلست چیه؟ منظورش جام بزرگه
قیامت چون نخوانم قامتت را، منظورش چیه؟
زان سهی بالا، یعنی چی؟
1397/11/31 19:01
ما را همه شب نمی برد خواب
سعید جان
فزون تر شد هوای او پس از مرک
تو پنداری کزین اندیشه رستم :
تو چطور فکر می کنی با مردن فکر اون از سرم بیرون رفت در حالی که عشق اون پس از مرگم بیشتر از زنده بودنم هست
چنین ساقی ز خویشم بی خبر ساخت
که آگه نیستم ز خود که هستم :
ساقی جوری باعث شد که از خودم بی خبر بشم ( من رو از یاد من برد) که نمی دونم وجود دارم ( و یا شاید چه کسی هستم)
گواه دعویم پیر مغان است
که مست از جرعه ی جام الستم :
گواه ادعای من ( که از جام الست مستم )پیر مغان است در توضیح جام الست باید بگم برگرفته از آیه 173 سوره ی اعراف هستش الست زمانی که ابتدا ندارد ، روی هم رفته این شعر تحت تاثیر حافظ هستش از لحاظ مفهوم و اصطلاحات به کار رفته
قیامت چون نخوانم قامتت را
که تا برخواستی از پا نشستم
بلندی قد و در مقابلت هیچی نیستم و تعارف های شاعرانه رو تو این بیت بیان کرده، با اتفاق افتادن قیامت بلوا میشه، همه از خودشون غافل میشه هول قیامت همه رو فرا میگیره ، بلند شدن معشوق رو به قیامت تشبیه کرده
چه گفتی زان سهی بالا فروغی
که فارغ کردی از بالا و پستم
سهی اصولا سروی رو که راست باشه و بلند باشه رو میگن ، سرو سهی
فروغی از اون سهی بالا حرف زدی و من دیگه پستی و بلندی برام اهمیتی نداره
عذر می خوام طولانی شد
سپاسگزارم «ما را همه شب نمی برد خواب»