گنجور

غزل شمارهٔ ۱

فیض نور خداست در دل ما
از دل ماست نور منزل ما
نقل ما نقل حرف شیرینش
یاد آن روی شمع محفل ما
در دل از دوست عقدهٔ مشکل
در کف اوست حلّ مشکل ما
تخم محنت بسینهٔ ما کشت
آنکه مهرش سرشته در گل ما
سالها در جوار او بودیم
سایهٔ دوست بود منزل ما
در محیط فراق افتادیم
نیست پیدا کجاست ساحل ما
مهر بود و وفا که میکشتیم
از چه جور و جفاست حاصل ما
دست و پا بس زدیم بیهوده
داغ دل گشت سعی باطل ما
دل بتیغ فراق شد بسمل
چند خواهد طپید بسمل ما
چونکه خواهد فکند در پایش
سر ما دستمزد قاتل ما
طپش دل ز شوق دیدار است
به از این چیست فیض حاصل ما
در سفر تا به کِی تپد دل ما
نیست پیدا کجاست منزل ما
بوی جان میوزد در این وادی
ساربانا بدار محمل ما
هر کجا میرویم او با ماست
اوست در جان ما و در دل ما
جان چو هاروت و دل چو ماروتست
ز آسمان اوفتاده در گل ما
زهرهٔ ماست زهرهٔ دنیا
شهواتست چاه بابل ها
از الم های این چه بابل
نیست واقف درون غافل ما
کچک درد تا بسر نخورد
نرود فیل نفس کاهل ما
فیض از نفس خویشتن ما را
نیست ره سوی شیخ کامل ما

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: کتابخانه تصوف

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

فیض نور خداست در دل ما
از دل ماست نور منزل ما
هوش مصنوعی: نور خدا در دل‌های ما وجود دارد و این نور، منبع روشنی برای خانه‌مان است.
نقل ما نقل حرف شیرینش
یاد آن روی شمع محفل ما
هوش مصنوعی: ما به داستان و گفتار شیرین او اشاره می‌کنیم و به یاد آن چهره‌ روشنی که در جمع ما درخشان بود، صحبت می‌کنیم.
در دل از دوست عقدهٔ مشکل
در کف اوست حلّ مشکل ما
هوش مصنوعی: در دل ما از وجود دوست نگرانی‌هایی هست، اما او در دستانش توانایی حل کردن مشکلات ما را دارد.
تخم محنت بسینهٔ ما کشت
آنکه مهرش سرشته در گل ما
هوش مصنوعی: آن کسی که محبتش با وجود ما آمیخته شده، با سختی‌ها و رنج‌هایی که در دل ما نشسته، رابطه‌ دارد.
سالها در جوار او بودیم
سایهٔ دوست بود منزل ما
هوش مصنوعی: سال‌ها در کنار او زندگی کردیم و وجود دوستی‌اش، محل سکونت ما بود.
در محیط فراق افتادیم
نیست پیدا کجاست ساحل ما
هوش مصنوعی: در شرایط جدایی و دوری قرار داریم و نمی‌دانیم کجا می‌توانیم به آرامش و سرزمین خودمان برسیم.
مهر بود و وفا که میکشتیم
از چه جور و جفاست حاصل ما
هوش مصنوعی: محبت و وفاداری‌ای که می‌کشتیم، حاصل کار ما از چه نوع مایه‌ی درد و رنجی است؟
دست و پا بس زدیم بیهوده
داغ دل گشت سعی باطل ما
هوش مصنوعی: ما بیهوده تلاش کردیم و دست و پا زدیم، اما تنها دل‌مان به خاطر تلاش‌های بی‌ثمر داغ شد.
دل بتیغ فراق شد بسمل
چند خواهد طپید بسمل ما
هوش مصنوعی: دل به خاطر جدایی به شدت زخمی شده است. حالا دیگر چند بار می‌تپد، در حالی که این درد ادامه دارد؟
چونکه خواهد فکند در پایش
سر ما دستمزد قاتل ما
هوش مصنوعی: وقتی که او بخواهد سر ما را بر پایش بیندازد، این نشان‌دهنده این است که ما به دست قاتل خود، پاداشی خواهیم داد.
طپش دل ز شوق دیدار است
به از این چیست فیض حاصل ما
هوش مصنوعی: دل به شوق دیدار کسی می‌تپد و این احساس، بالاتر از هر چیز دیگری ارزشمند است و به ما خیر و برکت می‌بخشد.
در سفر تا به کِی تپد دل ما
نیست پیدا کجاست منزل ما
هوش مصنوعی: در سفر، دل ما تا چه زمانی می‌تپد؟ مشخص نیست ما کجا هستیم و مقصد ما کجاست.
بوی جان میوزد در این وادی
ساربانا بدار محمل ما
هوش مصنوعی: در این سرزمین، بوی روح و زندگی در حال جریان است، ای ساربان، بار و محموله ما را به دوش بگذار.
هر کجا میرویم او با ماست
اوست در جان ما و در دل ما
هوش مصنوعی: هر جا که برویم، او همواره همراه ماست. او در وجود و در قلب ما حضور دارد.
جان چو هاروت و دل چو ماروتست
ز آسمان اوفتاده در گل ما
هوش مصنوعی: روح انسان همچون هاروت و دل او مانند ماروت است، که از آسمان به زمین افتاده و در گل و لای زندگی غرق شده‌اند.
زهرهٔ ماست زهرهٔ دنیا
شهواتست چاه بابل ها
هوش مصنوعی: زهرهٔ ما، نشانه‌ای از زیبایی و عشق در دل‌های ماست. اما در عین حال، زیبایی‌های دنیای ما پر از وسوسه‌ها و فریب‌ها است که مانند چاه‌های عمیق بابل ما را به درون خود می‌کشد.
از الم های این چه بابل
نیست واقف درون غافل ما
هوش مصنوعی: کسی که درون خود را نمی‌شناسد و از عمق وجودش آگاهی ندارد، چگونه می‌تواند به عظمت و زیبایی‌های بابل، این سرزمین باستانی، پی ببرد؟
کچک درد تا بسر نخورد
نرود فیل نفس کاهل ما
هوش مصنوعی: تا زمانی که درد کوچک را تحمل نکرده‌ایم، از تلاش و کوشش برای رفع مشکلات بازنمی‌ایستیم.
فیض از نفس خویشتن ما را
نیست ره سوی شیخ کامل ما
هوش مصنوعی: ما به لطف و فیض خود نمی‌توانیم به کمال و درجات عالی دست پیدا کنیم و نیازمند راهنمایی و رهبری یک شیخ کامل هستیم.

حاشیه ها

1396/06/20 03:09
ایمان

سلام
زهرهٔ ماست زهرهٔ دنیا
شهواتست چاه بابل ها
به جای "بابل ها" باید "بابل ما" باشد.