برگردان به زبان ساده
چنان بد که ابلیس روزی پگاه
یکی انجمن کرد پنهان ز شاه
هوش مصنوعی: ابلیس به قدری بد بود که روزی در صبح زود، به طور مخفیانه جلسهای با دیگران ترتیب داد و از حضور شاه این جلسه پنهان ماند.
به دیوان چنین گفت کامروز کار
به رنج و به سختیست با شهریار
هوش مصنوعی: امروز کارها به سختی و رنج سپری میشود و این موضوع با حاکم در ارتباط است.
یکی دیو باید کنون نغزدست
که داند ز هرگونه رای و نشست
هوش مصنوعی: اکنون باید یک دیو بیدار شود که از هر نوع فکر و تصمیمی آگاه باشد.
شود جان کاووس بیره کند
به دیوان برین رنج کوته کند
هوش مصنوعی: کسی که جان کاووس را نجات دهد، با شجاعت خود میتواند سختیها را کاهش دهد و دردها را از بین ببرد.
بگرداندش سر ز یزدان پاک
فشاند بر آن فر زیباش خاک
هوش مصنوعی: خداوند پاک، آن سر را به گردش درآورد و بر آن زیبایی، خاک افکند.
شنیدند و بر دل گرفتند یاد
کس از بیم کاووس پاسخ نداد
هوش مصنوعی: آنها یاد کسی را از ترس کاووس شنیدند و در دل خود نگه داشتند، اما نتوانستند پاسخ بدهند.
یکی دیو دژخیم بر پای خاست
چنین گفت کاین چربدستی مراست
هوش مصنوعی: یک دیو مخوف و خطرناک بر پا ایستاد و گفت که این قدرت و توانایی در دستان من است.
غلامی بیاراست از خویشتن
سخنگوی و شایستهٔ انجمن
هوش مصنوعی: یک جوان با استعدادی را بیاور که بتواند به خوبی صحبت کند و در جمع مناسب باشد.
همی بود تا یک زمان شهریار
ز پهلو برون شد ز بهر شکار
هوش مصنوعی: مدتی گذشت تا اینکه پادشاه به قصد شکار از کنار خویش خارج شد.
بیامد بر او زمین بوس داد
یکی دستهٔ گل به کاووس داد
هوش مصنوعی: زنی با سجده به زمین نزدیک شد و یک دسته گل به کاووس تقدیم کرد.
چنین گفت کاین فر زیبای تو
همی چرخگردان سزد جای تو
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که زیبایی و شکوه تو به قدری است که شایسته است در جایگاهی قرار بگیری که بخشنده سرنوشت، تو را در آنجا قرار دهد.
به کام تو شد روی گیتی همه
شبانی و گردنکشان چون رمه
هوش مصنوعی: جهان به خواست تو شده است، همچنان که شبانی بر گلهای از گردنکشان نظارت دارد.
یکی کار ماندست کاندر جهان
نشان تو هرگز نگردد نهان
هوش مصنوعی: یک کاری در دنیا باقی مانده است که هرگز اثر تو پنهان نخواهد شد.
چه دارد همی آفتاب از تو راز
که چون گردد اندر نشیب و فراز
هوش مصنوعی: آفتاب چه رازهایی از تو دارد که در زمانهای بالا و پایین بودنش تغییر میکند؟
چگونست ماه و شب و روز چیست
برین گردش چرخ سالار کیست
هوش مصنوعی: چگونه است که ماه و شب و روز به صورت مداوم در حال تغییر هستند و در این دورانی که به دور هم میچرخند، رهبری و سروری بر آنها وجود دارد؟
دل شاه ازان دیو بیراه شد
روانش ز اندیشه کوتاه شد
هوش مصنوعی: دل شاه به خاطر آن دیو، گمراه و نگران شده و افکارش نیز محدود و محدودتر گشته است.
گمانش چنان شد که گردان سپهر
به گیتی مراو را نمودست چهر
هوش مصنوعی: او گمان کرد که ستارههای آسمان در زمین چهرهاش را نشان دادهاند.
ندانست کاین چرخ را مایه نیست
ستاره فراوان و ایزد یکیست
هوش مصنوعی: این چرخ فلکی که به دور ما میچرخد، بر پایه ستارههای فراوان نمیچرخد، بلکه توحید و وجود خداوند را باید مایه و اساس آن دانست.
همه زیر فرمانش بیچارهاند
که با سوزش و جنگ و پتیارهاند
هوش مصنوعی: همهی افراد تحت فرمان او هستند و در سختی و جنگ و مشکلات به سر میبرند.
جهان آفرین بینیازست ازین
ز بهر تو باید سپهر و زمین
هوش مصنوعی: جهان آفرین به هیچ چیزی نیاز ندارد، بلکه آفرینش آسمان و زمین به خاطر تو انجام شده است.
پراندیشه شد جان آن پادشا
که تا چون شود بی پر اندر هوا
هوش مصنوعی: روح آن پادشاه پر از اندیشه است، چرا که میخواهد بداند چگونه میتواند بیپر در هوا پرواز کند.
ز دانندگان بس بپرسید شاه
کزین خاک چندست تا چرخ ماه
هوش مصنوعی: شاه از دانایان بسیار میپرسد که از این خاک، چند نفر به اندازهای وجود دارند که قابلیت رسیدن به ماه را داشته باشند.
ستاره شمر گفت و خسرو شنید
یکی کژ و ناخوب چاره گزید
هوش مصنوعی: شمر ستارهای را به خسرو نشان داد و او یکی از گزینههای نامناسب و نادرست را انتخاب کرد.
بفرمود پس تا به هنگام خواب
برفتند سوی نشیم عقاب
هوش مصنوعی: سپس فرمان داد تا زمان خواب فرارسد و به سمت جایی به نام نشیم عقاب رفتند.
ازان بچه بسیار برداشتند
به هر خانهای بر دو بگذاشتند
هوش مصنوعی: از آن کودک بسیار بهرهبرداری کردند و او را در هر خانهای به دوش گذاشتند.
همی پرورانیدشان سال و ماه
به مرغ و به گوشت بره چندگاه
هوش مصنوعی: سالها و ماهها آنها را پرورش دادند، مانند پرنده و گوشت بره که مدتی طولانی برای رشد و نمو نیاز دارد.
چو نیرو گرفتند هر یک چو شیر
بدان سان که غرم آوریدند زیر
هوش مصنوعی: هر یک از آنها وقتی مانند شیر قوی شدند، به همین صورت، ایستادگی و تعهدشان را نشان دادند.
ز عود قماری یکی تخت کرد
سر درزها را به زر سخت کرد
هوش مصنوعی: به یک بُعد و راز عمیق اشاره میشود که با استفاده از چوب عود و هنری خاص، درزها و نقاط ضعف را به زیبایی و استحکام تبدیل کردهاند. این تصویر به معنای به کارگیری هنر و خلاقیت در ایجاد پیوندهای محکم و استوار است.
به پهلوش بر نیزهای دراز
ببست و برانگونه بر کرد ساز
هوش مصنوعی: او بر نیزههای بلند دراز کشیده و به همین شکل، ساز را به صدا درآورد.
بیاویخت از نیزه ران بره
ببست اندر اندیشه دل یکسره
هوش مصنوعی: او با نشان دادن نشان سپاه خود، دلش را کاملاً مشغول کرده و همهی فکر و اندیشهاش را درگیر کرده است.
ازن پس عقاب دلاور چهار
بیاورد و بر تخت بست استوار
هوش مصنوعی: از این به بعد، عقاب شجاع چهار ستاره را به همراه میآورد و بر تخت استحکام میبخشد.
نشست از بر تخت کاووس شاه
که اهریمنش برده بد دل ز راه
هوش مصنوعی: کاووس شاه بر تخت خود نشسته است، اما بدی از سوی اهریمن او را از راه راست منحرف کرده و به خطر انداخته است.
چو شد گرسنه تیز پران عقاب
سوی گوشت کردند هر یک شتاب
هوش مصنوعی: زمانی که عقاب با گرسنگی روبرو شد، به سوی گوشت هجوم آورد و هر یک از آنها با شتاب به سمت هدفشان حرکت کردند.
ز روی زمین تخت برداشتند
ز هامون به ابر اندر افراشتند
هوش مصنوعی: از سطح زمین تختی را برداشتند و آن را به بالای ابرها منتقل کردند.
بدان حد که شان بود نیرو به جای
سوی گوشت کردند آهنگ و رای
هوش مصنوعی: در حدی که قدرت و مقام انسان را نشان میدهد، بهجای نزدیک شدن به او، توجه و هدفشان به سمت اوست.
شنیدم که کاووس شد بر فلک
همی رفت تا بر رسد بر ملک
هوش مصنوعی: شنیدم که کاووس به سوی آسمان میرفت تا به فرمانروایی خود برسد.
دگر گفت ازان رفت بر آسمان
که تا جنگ سازد به تیر و کمان
هوش مصنوعی: او گفت که از آنجا به آسمان میرود تا با تیر و کمان به جنگ بپردازد.
ز هر گونهای هست آواز این
نداند به جز پر خرد راز این
هوش مصنوعی: صدای این موجود از هر نوعی که باشد، تنها کسی که میتواند راز آن را درک کند، فرد باهوش و خردمند است.
پریدند بسیار و ماندند باز
چنین باشد آنکس که گیردش آز
هوش مصنوعی: افرادی هستند که بارها و بارها تلاش میکنند، اما در نهایت همچنان در همان وضعیت باقی میمانند. این وضعیت شبیه به کسی است که در پی دستیابی به هدف خود است، اما به دلیل نداشتن آزمایش صحیح یا تلاش کافی، موفق نمیشود.
چو با مرغ پرنده نیرو نماند
غمی گشت پرهاب خوی درنشاند
هوش مصنوعی: وقتی که نیروی پرنده با مرغ همراه نمیشود، غم و اندوه پروازش را پس میزند و در دلش جا میگیرد.
نگونسار گشتند ز ابر سیاه
کشان بر زمین از هوا تخت شاه
هوش مصنوعی: ابرهای سیاه بر زمین افتادند و تخت شاه از آسمان پایین آمد و به زمین رسید.
سوی بیشهٔ شیرچین آمدند
به آمل بروی زمین آمدند
هوش مصنوعی: آنها به سمت جنگل شیرچین حرکت کردند و در آمل بر روی زمین فرود آمدند.
نکردش تباه از شگفتی جهان
همی بودنی داشت اندر نهان
هوش مصنوعی: میتوان گفت که او با وجود شگفتیهای جهان هرگز آسیب نمیبیند و در درونش حالت خاصی وجود دارد که آن را از نگاه دیگران پنهان نگهداشته است.
سیاووش زو خواست کاید پدید
ببایست لختی چمید و چرید
هوش مصنوعی: سیاووش از او درخواست کرد که تا زمانی منتظر بماند و کمی استراحت کند.
به جای بزرگی و تخت نشست
پشیمانی و درد بودش به دست
هوش مصنوعی: او به جای رسیدن به مقام و قدرت، تنها با پشیمانی و درد روبرو بود.
بمانده به بیشه درون زار و خوار
نیایش همی کرد با کردگار
هوش مصنوعی: در دل جنگل و میان درختان، فردی به دعا و نیایش با پروردگار مشغول است.