گنجور

بخش ۷

بیامد سوی پارس کاووس کی
جهانی به شادی نوافگند پی
بیاراست تخت و بگسترد داد
به شادی و خوردن دل اندر نهاد
فرستاد هر سو یکی پهلوان
جهاندار و بیدار و روشن‌روان
به مرو و نشاپور و بلخ و هری
فرستاد بر هر سویی لشکری
جهانی پر از داد شد یکسره
همی روی برتافت گرگ از بره
ز بس گنج و زیبایی و فرهی
پری و دد و دام گشتش رهی
مهان پیش کاووس کهتر شدند
همه تاجدارنش لشکر شدند
جهان پهلوانی به رستم سپرد
همه روزگار بهی زو شمرد
یکی خانه کرد اندر البرز کوه
که دیو اندران رنج‌ها شد ستوه
بفرمود کز سنگ خارا کنند
دو خانه برو هر یکی ده کمند
بیاراست آخر به سنگ اندرون
ز پولاد میخ و ز خارا ستون
ببستند اسپان جنگی بدوی
هم اشتر عماری‌کش و راه جوی
دو خانه دگر ز آبگینه بساخت
زبرجد به هر جایش اندر نشاخت
چنان ساخت جای خرام و خورش
که تن یابد از خوردنی پرورش
دو خانه ز بهر سلیح نبرد
بفرمو کز نقرهٔ خام کرد
یکی کاخ زرین ز بهر نشست
برآورد و بالاش داده دو شست
نبودی تموز ایچ پیدا ز دی
هوا عنبرین بود و بارانش می
به ایوانش یاقوت برده بکار
ز پیروزه کرده برو بر نگار
همه ساله روشن بهاران بدی
گلان چون رخ غمگساران بدی
ز درد و غم و رنج دل دور بود
بدی را تن دیو رنجور بود
به خواب اندر آمد بد روزگار
ز خوبی و از داد آموزگار
به رنجش گرفتار دیوان بدند
ز بادافرهٔ او غریوان بدند

اطلاعات

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

بیامد سوی پارس کاووس کی
جهانی به شادی نوافگند پی
هوش مصنوعی: کاووس به سوی سرزمین پارس آمد، در حالی که جهانی پر از شادی و خوشحالی به همراه داشت.
بیاراست تخت و بگسترد داد
به شادی و خوردن دل اندر نهاد
هوش مصنوعی: باید تخت را تزئین کرد و برپا ساخت و به خاطر شادی و خوردن، دل را شاد کرد.
فرستاد هر سو یکی پهلوان
جهاندار و بیدار و روشن‌روان
هوش مصنوعی: هر سو یک سردار قوی و هوشیار را فرستادند که درخشان و بیدار باشد.
به مرو و نشاپور و بلخ و هری
فرستاد بر هر سویی لشکری
هوش مصنوعی: او ارتشی را به شهرهای مرو، نشاپور، بلخ و هری فرستاد تا در هر گوشه‌ای از این سرزمین‌ها حضور داشته باشند.
جهانی پر از داد شد یکسره
همی روی برتافت گرگ از بره
هوش مصنوعی: در جهانی که پر از انصاف و عدالت است، گرگ از بره روی می‌گرداند و به آن بی‌توجه می‌شود.
ز بس گنج و زیبایی و فرهی
پری و دد و دام گشتش رهی
هوش مصنوعی: به خاطر فراوانی گنج‌ها و زیبایی‌ها، فرشتگان و حیوانات، این مسیر کاملاً پر شده است.
مهان پیش کاووس کهتر شدند
همه تاجدارنش لشکر شدند
هوش مصنوعی: همه بزرگان و شاهزادگان در برابر کاووس، از خود کوچک‌تری نشان دادند و به جمع لشکریان پیوستند.
جهان پهلوانی به رستم سپرد
همه روزگار بهی زو شمرد
هوش مصنوعی: جهان به رستم قهرمان واگذار شده است و همه دوران‌ها به نیکی از او یاد می‌کنند.
یکی خانه کرد اندر البرز کوه
که دیو اندران رنج‌ها شد ستوه
هوش مصنوعی: فردی خانه‌ای در کوه‌های البرز ساخت، جایی که دیوان از زحمت‌ها و ناراحتی‌هایی که در آنجا وجود داشت، خسته و درمانده شدند.
بفرمود کز سنگ خارا کنند
دو خانه برو هر یکی ده کمند
هوش مصنوعی: فرمان دادند که از سنگ سخت دو خانه بسازند و برای هر کدام ده دام یا کمند آماده کنند.
بیاراست آخر به سنگ اندرون
ز پولاد میخ و ز خارا ستون
هوش مصنوعی: در نهایت، درون را با سنگ و میخ‌های پولادی و ستون‌های سنگی زیبا و منظم ساخت.
ببستند اسپان جنگی بدوی
هم اشتر عماری‌کش و راه جوی
هوش مصنوعی: اسب‌های جنگی را آماده کرده‌اند، حتی الاغ‌هایی که بار می‌برند و راه را می‌شناسند.
دو خانه دگر ز آبگینه بساخت
زبرجد به هر جایش اندر نشاخت
هوش مصنوعی: دو خانه دیگر از شیشه ساخته شده‌اند و در هر جایی از آنها، سنگ‌های زبرجد قرار داده شده است.
چنان ساخت جای خرام و خورش
که تن یابد از خوردنی پرورش
هوش مصنوعی: اکنون به گونه‌ای محیط را آماده کرده‌اند که انسان با آرامش و با لذت از غذا بتواند رشد کند و به شکوفایی برسد.
دو خانه ز بهر سلیح نبرد
بفرمو کز نقرهٔ خام کرد
هوش مصنوعی: دو خانه برای سلاح جنگ ساخته شده است، زیرا از نقره خام تهیه شده‌اند.
یکی کاخ زرین ز بهر نشست
برآورد و بالاش داده دو شست
هوش مصنوعی: کسی برای نشستن در یک قصر طلایی، دو انگشت خود را بالا برده است.
نبودی تموز ایچ پیدا ز دی
هوا عنبرین بود و بارانش می
هوش مصنوعی: در این زمان، فصل تموز (تابستان) به وضوح در دسترس نیست، اما هوای آن عطر عشق و بارانش مانند شراب خوش‌طعم است.
به ایوانش یاقوت برده بکار
ز پیروزه کرده برو بر نگار
هوش مصنوعی: او یاقوت را به ایوانش می‌برد تا به عنوان تزیین و زینت‌بخش برای زیبایی بیشتر، در کنار نگار (دختر زیبایش) قرار دهد.
همه ساله روشن بهاران بدی
گلان چون رخ غمگساران بدی
هوش مصنوعی: هر سال در بهار، گل‌ها همچون چهره‌ی غمگساران درخشنده و زیبا هستند.
ز درد و غم و رنج دل دور بود
بدی را تن دیو رنجور بود
هوش مصنوعی: از درد و غم و رنج، دل از بدی دور است، و تن شیطان هم از رنج رنجور و آسیب‌دیده است.
به خواب اندر آمد بد روزگار
ز خوبی و از داد آموزگار
هوش مصنوعی: در خواب حاکم بد روزگار به خاطر زیبایی و انصاف معلمش فرو رفته است.
به رنجش گرفتار دیوان بدند
ز بادافرهٔ او غریوان بدند
هوش مصنوعی: بعضی از دیوانگان به خاطر رفتار او دچار رنجش و ناراحتی شده‌اند، گویی که از طرز برخورد او دچار عذاب شده‌اند.

خوانش ها

بخش ۷ به خوانش عندلیب

حاشیه ها

1390/12/02 16:03
. دکتر شکوهی

این بیت را درست کنید:
دو خانه ز بهر سلیح نبرد بفرمو کز نقرهٔ خام کرد
درست آن:
دو خانه ز بهر سلیح نبرد بفرمود کز نقرهٔ خام کرد