گنجور

شمارهٔ ۲۲۱

مگر از کمین حسنی شبخون زده سپاهی
که گذشته باز بر دل پی تازه نگاهی
سر آن بهشت گردم که درو ز جوش عصمت
جگر نسیم سوزد ز طپیدن گیاهی
صنمی‌ست قاتل من که به عرصه گاه محشر
دل عفو می‌رباید به کرشمه نگاهی
سر زلف کینه‌افشاهن مژه مست کینه‌جویی
ز تو بهتری نباشد ستم ترا گواهی
غزل فصیحی ما به شعاع طور ماند
مگرش نوشته امشب به فروغ شمع آهی

اطلاعات

وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

مگر از کمین حسنی شبخون زده سپاهی
که گذشته باز بر دل پی تازه نگاهی
هوش مصنوعی: آیا ممکن است از دل کسی که در کمین زیبایی نشسته، سرباز حسنی به یکباره هجوم بیاورد و بر دل تازه‌ای نظری بیفکند؟
سر آن بهشت گردم که درو ز جوش عصمت
جگر نسیم سوزد ز طپیدن گیاهی
هوش مصنوعی: من به دنبال بهشتی هستم که در آن با لطافت صفا و پاکی، نسیم دل‌انگیزی از عشق و محبت به مشام می‌رسد و هر طنین طبیعت، نشان‌دهنده‌ی زندگی و سرزندگی است.
صنمی‌ست قاتل من که به عرصه گاه محشر
دل عفو می‌رباید به کرشمه نگاهی
هوش مصنوعی: یک موجود زیبا و دلربا وجود دارد که با نگاهی ملایم و جذاب، می‌تواند دل من را به راحتی تحت تأثیر قرار دهد و حتی در روز محشر نیز عذرم را بخواهد.
سر زلف کینه‌افشاهن مژه مست کینه‌جویی
ز تو بهتری نباشد ستم ترا گواهی
هوش مصنوعی: موهای زیبا و کینه‌انگیز تو، و مژه‌های مست و جست‌وجوگر تو، هیچ‌چیز نمی‌تواند از تو بدتر باشد و ظلم تو را به خوبی شهادت می‌دهد.
غزل فصیحی ما به شعاع طور ماند
مگرش نوشته امشب به فروغ شمع آهی
هوش مصنوعی: غزل زیبا و دلنشین ما همچون نور کوه طور است، جز اینکه امشب آن را در روشنی شمعی با یک ناله نوشته‌ام.