گنجور

شمارهٔ ۲۱۷

کوش تا سیراب از بحر تماشا نگذری
همچو موج هرزه گرد از روی دریا نگذری
گر ز گمراهی رهت بر شهر درمان اوفتد
تا توانی بر شبستان مسیحا نگذری
لخت لختم تشنه دیدار تست ای برق غم
چون به کوی ما رسی بر جان تنها نگذری
نکهتی‌ام بار کنعان بسته از مصر ای صبا
عصمت من پاس داری بر زلیخا نگذری
از دیار زخم ما ای مرهم آسودگی
گر همه الماس باشی بی‌محابا نگذری
ای کبوتر هر کجا بر خاک افتد نامه‌ام
کوی یار ماست آن زنهار از آنجا نگذری
بر فصیحی بال خواهش بی‌محابا می‌زنی
بی‌ادب پروانه‌ای بر محفل ما نگذری

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

کوش تا سیراب از بحر تماشا نگذری
همچو موج هرزه گرد از روی دریا نگذری
هوش مصنوعی: سعی کن از زیبایی‌های زندگی و تماشا بهره‌مند شوی و همچون استخوانی بی‌هدف از روی دریا نگذری.
گر ز گمراهی رهت بر شهر درمان اوفتد
تا توانی بر شبستان مسیحا نگذری
هوش مصنوعی: اگر در مسیر گمراهی به شهر درمان برسی، هر چه در توان داری انجام بده تا به شبستان نجات نروی.
لخت لختم تشنه دیدار تست ای برق غم
چون به کوی ما رسی بر جان تنها نگذری
هوش مصنوعی: دل من در انتظار دیدار تو است و این حالتی سخت تشنه و بی‌تاب دارد. ای نور غم، زمانی که به کوچه ما می‌رسی، بر جان تنها و بی‌کس من مرو که این دلتنگی را تحمل نمی‌کنم.
نکهتی‌ام بار کنعان بسته از مصر ای صبا
عصمت من پاس داری بر زلیخا نگذری
هوش مصنوعی: من بوی خوشی هستم که از سرزمین کنعان به خاطر دوری از مصر رنج می‌برم. ای نسیم، از عفت و پاکی من محافظت کن و نگذار که زلیخا به من نزدیک شود.
از دیار زخم ما ای مرهم آسودگی
گر همه الماس باشی بی‌محابا نگذری
هوش مصنوعی: از سرزمین درد و رنج ما، ای تسکین‌دهنده آرامش، حتی اگر تمام زیبایی‌ها و ارزش‌ها را داشته باشی، نباید بی‌توجه از کنار ما بگذری.
ای کبوتر هر کجا بر خاک افتد نامه‌ام
کوی یار ماست آن زنهار از آنجا نگذری
هوش مصنوعی: ای کبوتر، هر کجا که بروی و بر زمین بنشینی، پیام من را به یارم برسان. خواهش می‌کنم از آنجا دور نشوی.
بر فصیحی بال خواهش بی‌محابا می‌زنی
بی‌ادب پروانه‌ای بر محفل ما نگذری
هوش مصنوعی: تو بدون هیچ حیا و با پروازی زیبا، به سخن گفتن پرداخته‌ای و همچون پروانه‌ای بی‌ادب به میهمانی ما نخواهی آمد.