شمارهٔ ۲۱۵
بردی به تازه باز دل ای جان چه داشتی
افکندیش در آتش سوزان چه داشتی
انداختی به جام امیدم می هوس
با این خراب ساغر حرمان چه داشتی
مردی به روز وصل فصیحی ز رشک غیر
ظالم شکایت از شب هجران چه داشتی
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بردی به تازه باز دل ای جان چه داشتی
افکندیش در آتش سوزان چه داشتی
هوش مصنوعی: ای جان، تو دل تازهای را به دست آوردی، ولی چه دلیلی داشت که آن را در آتش سوزان انداختی؟
انداختی به جام امیدم می هوس
با این خراب ساغر حرمان چه داشتی
هوش مصنوعی: تو با امیدی که در دلم داشتی، به من جامی پر از آرزو دادی، اما در عوض با این لیوان بینصیب، چه چیزی را نصیب من کردی؟
مردی به روز وصل فصیحی ز رشک غیر
ظالم شکایت از شب هجران چه داشتی
هوش مصنوعی: مردی در روز وصال، از رشک دیگران به زبان فصیح و بیپرده شکایت میکند که در شب جدایی چه عذابی را تحمل کرده است.

فصیحی هروی