شمارهٔ ۱۹۷
تا چند درین غمکده بیکار نشینیم
بیکارتر از دیده بی یار نشینیم
ما شبنم دردیم ادب بین [که] درین باغ
بوسیم زمین گل و بر خار نشینیم
ما ناله چنگ ستمیم از سفر گوش
کو بخت که باز آمده در تار نشینیم
ما خار بیابان ادب باغ چه دانیم
آن به که همی بر سر دیوار نشینیم
آیینه رازیم نظر محرم ما نیست
رفتیم که در پرده زنگار نشینیم
سرویم و بر آزادی ما سایه گرانست
کو اره کزین نیز سبکبار نشینیم
در رسته غم دین و دل عاشق زاریم
در رهگذر ناز خریدار نشینیم
در بزم شهادت که هوس بار ندارد
رفتیم که بیزحمت اغیار نشینیم
بی هوشی ما از می عمرست فصیحی
کو مرگ که روزی دوسه هشیار نشینیم
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
تا چند درین غمکده بیکار نشینیم
بیکارتر از دیده بی یار نشینیم
هوش مصنوعی: تا کی باید در این خانه پر از غم بیکار و بیحرکت بمانیم؟ مانند چشمی که بییار است، در بیتحرکی فرورفتهایم.
ما شبنم دردیم ادب بین [که] درین باغ
بوسیم زمین گل و بر خار نشینیم
هوش مصنوعی: ما مانند شبنم هستیم که در این باغ به زمین گل احترام میگذاریم و حتی بر خارها هم مینشینیم.
ما ناله چنگ ستمیم از سفر گوش
کو بخت که باز آمده در تار نشینیم
هوش مصنوعی: ما صدای غمانگیز چنگ را از سفر ناله میکنیم، میخواهیم بدانیم که آیا خوشاقبالی دوباره به ما روی آورده و میتوانیم در دنیای تاریک خود بنشینیم.
ما خار بیابان ادب باغ چه دانیم
آن به که همی بر سر دیوار نشینیم
هوش مصنوعی: ما مثل خارهای بیابان، نمیدانیم که چقدر ارزشمند است ادبی که به ما تعلق دارد. بهتر است به جای اینکه در مکانی نامناسب و بیارزش بایستیم، بر روی دیواری باشیم که کمی اعتبار و معنا دارد.
آیینه رازیم نظر محرم ما نیست
رفتیم که در پرده زنگار نشینیم
هوش مصنوعی: ما در چهرهی خود رازهایی داریم که فقط کسانی که به آنها اجازه داده شده میتوانند آن را ببینند. ما به جایی میرویم که در پس پردهی غبار، آرامش داشته باشیم.
سرویم و بر آزادی ما سایه گرانست
کو اره کزین نیز سبکبار نشینیم
هوش مصنوعی: من درختی هستم که با آرامش و آزادی زندگی میکنم، اما سایهای سنگین بر این آزادیام وجود دارد که مانند باری است که از آن رهایی ندارم.
در رسته غم دین و دل عاشق زاریم
در رهگذر ناز خریدار نشینیم
هوش مصنوعی: ما در میان غمهای دین و عشقی که داریم، به حالت دلزده و بیتاب هستیم و در مسیر ناز و زیبایی، به انتظار خریدار مینشینیم.
در بزم شهادت که هوس بار ندارد
رفتیم که بیزحمت اغیار نشینیم
هوش مصنوعی: در جشن و مجلس شهادت که جایی برای تمایل و وابستگی ندارد، ما به آنجا رفتیم تا بدون زحمت و دردسر در کنار دیگران بنشینیم.
بی هوشی ما از می عمرست فصیحی
کو مرگ که روزی دوسه هشیار نشینیم
هوش مصنوعی: نابخود را از باده و گذران عمر میدانیم. پس باید مردی بیابیم که روزی دو یا سه بار به هوش بیاییم.

فصیحی هروی