گنجور

شمارهٔ ۱۹۳

کو دل که رو به میکده مشرب آوریم
شبخون کفر بر سپه مذهب آوریم
زلفت اگر مدد کند از دست آفتاب
گیریم جیب صبح و به سوی شب آوریم
تا سالها به خون نطپد ناله در جگر
رخصت نمی‌دهند که سوی لب آوریم
نالش خوش است اگر همه از جور دوست است
کو لب که رو به زمزمه یا‌رب آوریم
هم‌چشم ماست چرخ فصیحی درین چمن
تا هر شب از سرشک به رخ کوکب آوریم

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

کو دل که رو به میکده مشرب آوریم
شبخون کفر بر سپه مذهب آوریم
هوش مصنوعی: دل را پیدا کن که به میکده بریم و در آنجا شجاعانه با باورهای خشک مذهبی مبارزه کنیم.
زلفت اگر مدد کند از دست آفتاب
گیریم جیب صبح و به سوی شب آوریم
هوش مصنوعی: اگر زلفت به ما کمک کند، می‌توانیم نور خورشید را در جیب صبح جمع کنیم و به سمت شب ببریم.
تا سالها به خون نطپد ناله در جگر
رخصت نمی‌دهند که سوی لب آوریم
هوش مصنوعی: برای مدت طولانی، درد و اندوه در دل می‌ماند و اجازه نمی‌دهد که ما به سمت لبانمان بیاوریم و چیزی بگوییم.
نالش خوش است اگر همه از جور دوست است
کو لب که رو به زمزمه یا‌رب آوریم
هوش مصنوعی: اگر همه از ظلم و بی‌مهری دوست شکووه کنند، ناله‌ ایشان زیبا و دلنشین است؛ چون که ما نیز به آن‌ها خواهیم پیوست و در دل خواهیم گفت: "یا رب!"
هم‌چشم ماست چرخ فصیحی درین چمن
تا هر شب از سرشک به رخ کوکب آوریم
هوش مصنوعی: چرخش افلاک و تغییر فصل‌ها برای ما مانند چشمی است که به این باغ زیبا نگاه می‌کند. هر شب با اشک چشمانمان، ستاره‌ها را به چهره‌مان می‌کشیم.