گنجور

شمارهٔ ۱۸۷

ما بت نه زاندیشه معبود شکستیم
آرایش بتخانه ما بود شکستیم
در ماتم گوش شنوا تار بریدیم
صد زمزمه در زیر لب عود شکستیم
خاکستر ما شعله‌فروش است درین دیر
ما نیش زیان در جگر سود شکستیم
عشقیم که چون پای خموشی بفشردیم
گلبانگ نوا بر لب داود شکستیم
حسن تو گواهست که ما خانه خرابان
بر سنگ ازل شیشه بهبود شکستیم
هر لخت جگر طاقت صد داغ دگر داشت
قفل در رسوایی خود زود شکستیم
رفتیم در آتشکده عشق فصیحی
رنگ رخ صد شعله بی‌دود شکستیم

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ما بت نه زاندیشه معبود شکستیم
آرایش بتخانه ما بود شکستیم
هوش مصنوعی: ما اصولاً از فکر و اعتقادات قدیم‌مان جدا شدیم و دیگر به آن‌ها اعتقادی نداریم. به همین خاطر، تمام زیبایی‌ها و تزئینات مکان پرستش را کنار گذاشتیم.
در ماتم گوش شنوا تار بریدیم
صد زمزمه در زیر لب عود شکستیم
هوش مصنوعی: در حالتی از اندوه و غم، صدای گوش‌نواز را قطع کردیم و در سکوت، زمزمه‌هایمان را آغاز کردیم و همچنین در دل این غم، عودها را شکستیم.
خاکستر ما شعله‌فروش است درین دیر
ما نیش زیان در جگر سود شکستیم
هوش مصنوعی: خاکستر ما مانند آتش‌فروزی است که در این مکان معمولی وجود دارد، و ما درد و زخم را در دل خود داریم که از شکست‌ها و زیان‌هایی که تجربه کردیم به جا مانده است.
عشقیم که چون پای خموشی بفشردیم
گلبانگ نوا بر لب داود شکستیم
هوش مصنوعی: ما عاشقانی هستیم که زمانی که ساکت می‌شویم، صدای نوا را به زیبایی و شگفتی از لب‌های داود برمی‌خوانیم.
حسن تو گواهست که ما خانه خرابان
بر سنگ ازل شیشه بهبود شکستیم
هوش مصنوعی: زیبایی تو نشان‌دهنده آن است که ما عاشقانی که در ویرانی ساکن هستیم، در آغاز آفرینش، شیشه محبت را شکستیم.
هر لخت جگر طاقت صد داغ دگر داشت
قفل در رسوایی خود زود شکستیم
هوش مصنوعی: هر بار جگرم تحمل یک درد جدید را داشت، اما زود دروازه‌ی رسوایی‌ام را باز کردم.
رفتیم در آتشکده عشق فصیحی
رنگ رخ صد شعله بی‌دود شکستیم
هوش مصنوعی: به آتشکده عشق رفتیم و در آنجا، زیبایی صورت هزار شعله را که بدون دود می‌سوزند، تماشا کردیم و تحت تأثیر قرار گرفتیم.