گنجور

شمارهٔ ۶۳

بهار و لاله ما بی گل و پیاله گذشت
پیاله یی نکشیدیم و دور لاله گذشت
نیافت در گره غنچه ی دلم سببی
صبا که در چمن گل به صد رساله گذشت
غریق بحر امیدم که در سفینه ی نوح
به یک لطیفه بلای هزار ساله گذشت
شراب عشق تو ما را حواله ی ازلیست
بیار جام که نتوان ازین حواله گذشت
توان گذشت ز قید گل و بهار ولی
نمی توانم از آن عنبرین کلاله گذشت
ز گریه گلشن عیشم چو کشت ویرانست
که چند سال بر او سیلهای ژاله گذشت
چو عندلیب غزلخوان در آرزوی گلی
تمام عمر فغانی به آه و ناله گذشت

اطلاعات

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

بهار و لاله ما بی گل و پیاله گذشت
پیاله یی نکشیدیم و دور لاله گذشت
هوش مصنوعی: بهار و لاله‌های ما بدون گل و می‌گذرد. هیچ جامی ننوشیدیم و زمان دور لاله‌ها سپری می‌شود.
نیافت در گره غنچه ی دلم سببی
صبا که در چمن گل به صد رساله گذشت
هوش مصنوعی: در دل من، غنچه‌ای وجود دارد که نتوانسته‌است دلیلی برای خود پیدا کند. نسیم صبحگاهی در باغ گل‌ها به آرامی عبور کرده و صدها نوشته و پیام را به همراه دارد.
غریق بحر امیدم که در سفینه ی نوح
به یک لطیفه بلای هزار ساله گذشت
هوش مصنوعی: من در دریاچه امید غرق شده‌ام و مانند کسی هستم که در کشتی نوح با یک خوشمزگی، سختی‌ها و بلاهای هزار ساله را پشت سر گذاشته‌ام.
شراب عشق تو ما را حواله ی ازلیست
بیار جام که نتوان ازین حواله گذشت
هوش مصنوعی: عشق تو باعث شده که ما به یک سرنوشت ابدی وابسته شویم. بیا جامی بیاور که نتوانیم از این سرنوشت فرار کنیم.
توان گذشت ز قید گل و بهار ولی
نمی توانم از آن عنبرین کلاله گذشت
هوش مصنوعی: می‌توان از زیبایی‌های گل و بهار چشم‌پوشی کرد، اما نمی‌توان از عطر و جذابیت‌های خاص آن موهای خوشبو گذشت.
ز گریه گلشن عیشم چو کشت ویرانست
که چند سال بر او سیلهای ژاله گذشت
هوش مصنوعی: حالت شادی من به خاطر گریه و اندوه است، چرا که باغ زندگی‌ام ویران شده و سال‌ها باران‌های سنگین بر آن باریده است.
چو عندلیب غزلخوان در آرزوی گلی
تمام عمر فغانی به آه و ناله گذشت
هوش مصنوعی: مانند بلبل که در آرزوی گلی زندگی می‌کند، او نیز تمام عمرش را با ناله و افسوس سپری کرد.