گنجور

بخش ۱۱ - اندر ابتدای کتاب

صاحبا، راز اندرون ز نهفت
تا نپرسی ز من، نخواهم گفت
بنده را خاطری است ناخرسند
عاشق هجر یار، لیک به بند
که پسندد چو من هنرمندی
لب ببسته، اسیر دربندی؟
بنده را شاعری نپنداری
زین گدایان خام نشماری
چون در گنج دوست وا کردند
به من این شیوه را عطا کردند
روز و شب درد درد می‌نوشم
در خروشم، اگر چه خاموشم
از تلطف به من نما گل را
در حدیث اندر آر بلبل را
تا نوایی ز عشق آغازم
وین چنین تحفه‌ها بپردازم
کلماتی است از مخارج اصل
اندرو هست مندرج ده فصل

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

صاحبا، راز اندرون ز نهفت
تا نپرسی ز من، نخواهم گفت
هوش مصنوعی: دوست من، تا زمانی که از من نپرسی، راز درونم را پنهان نگه می‌دارم و چیزی نخواهم گفت.
بنده را خاطری است ناخرسند
عاشق هجر یار، لیک به بند
هوش مصنوعی: من دلخوشی‌هایی ندارم و از دوری معشوق رنج می‌برم، اما همچنان به این عشق وابسته‌ام.
که پسندد چو من هنرمندی
لب ببسته، اسیر دربندی؟
هوش مصنوعی: کسی که مانند من هنرمند است و سکوت کرده، آیا هنوز هم در قید و بند است؟
بنده را شاعری نپنداری
زین گدایان خام نشماری
هوش مصنوعی: مرا به عنوان شاعری نپندار و من را در میان گدایان بی‌خبر از هنر نشمار.
چون در گنج دوست وا کردند
به من این شیوه را عطا کردند
هوش مصنوعی: وقتی که در گنج دوست را باز کردند، این روش زندگی را به من هدیه کردند.
روز و شب درد درد می‌نوشم
در خروشم، اگر چه خاموشم
هوش مصنوعی: هر روز و شب در درونم درد را حس می‌کنم و آن را در خود می‌ریزم، حتی اگر به ظاهر ساکت و آرام به نظر بیایم.
از تلطف به من نما گل را
در حدیث اندر آر بلبل را
هوش مصنوعی: لطف خود را به من نشان بده، و قصه گل را در گفتگو با بلبل بگنجان.
تا نوایی ز عشق آغازم
وین چنین تحفه‌ها بپردازم
هوش مصنوعی: می‌خواهم از عشق شعری بگویم و به این ترتیب هدایا و زیبایی‌هایی را تقدیم کنم.
کلماتی است از مخارج اصل
اندرو هست مندرج ده فصل
هوش مصنوعی: این عبارت اشاره به این دارد که کلماتی که در اینجا آمده‌اند، از مبانی و منابع اصلی برگرفته شده‌اند و در ده بخش مختلف ارائه شده‌اند.