شمارهٔ ۶٩
ای سروریکه در ره مردی و مردمی
رستم ترا مقابل و حاتم نظیر نیست
گر زخم تیغ دست ترا خستگی رساند
بشنو که هیچ عذر جز این دلپذیر نیست
دست گهر فشان تو ابرست و تیغ برق
هر جا که ابر خاست ز برقی گزیر نیست
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ای سروریکه در ره مردی و مردمی
رستم ترا مقابل و حاتم نظیر نیست
هوش مصنوعی: ای عزیز و بزرگوار که در راه مردانگی و انسانیت قرار داری، کسی مانند تو را در مقابل و حاتم نمیتوان یافت.
گر زخم تیغ دست ترا خستگی رساند
بشنو که هیچ عذر جز این دلپذیر نیست
هوش مصنوعی: اگر زخم شمشیر تو باعث خستگیام شود، بدان که هیچ بهانهای جز این احساس دلپذیر وجود ندارد.
دست گهر فشان تو ابرست و تیغ برق
هر جا که ابر خاست ز برقی گزیر نیست
هوش مصنوعی: دست تو مانند ابر گنجینهای از جواهرات را میباراند و هر جا که این ابر ظاهر شود، هیچکس نمیتواند از درخشش برق آن در امان باشد.

ابن یمین