غزل شمارهٔ ۱۶۴
جلوهٔ او داد فرمان نگاه آیینه را
هالهکرد آخربه روی همچوماه آیینه را
منع پرواز خیالت درکف تدبیر نیست
ناکجا جوهر نهد بر دیدگاه آیینه را
از شکست رنگ عجز اندود ماغافل مباش
بشکند تمثال ما طرفکلاه آیینه را
بسکه ما آزادگان را از تعلق وحشت است
عکس ما چون آب داند قعر چاه آیینه را
امیتاز جلوه از ما حیرت آغوشان مخواه
دورگرد دیده میباشد نگاه آیینه را
فرشنادانیست هرجاآبورنگعشرتیست
سادهلوحی داد عرض دستگاه آیینه را
گفتگو سیل بنای سینه صافی میشود
امتحانی میتوانکردن به آه آیینه را
عرض هستی بر دل روشن غبار ماتم است
ازنفسها خانه میگردد سیاه آیینه را
این زمان ارباب جوهر دام تزویرند و بس
میتوان دانست آب زیرکاه آیینه را
با صفای دل چه لازم اینقدر پرداختن
جلوه بیرنگیست اینجانیست راه آیینه را
جز به جیب دل سراغ امن نتوان یافتن
چون نفس از هرزهگردیکن پناه آیینه را
بیدل اندر جلوهگاه حسن طاقتسوز اوست
جوهر حیرت زبان عذرخواه آیینه را
غزل شمارهٔ ۱۶۳: نیست با حسنت مجالگفتگو آیینه راغزل شمارهٔ ۱۶۵: گه ازموی میان شهرت دهد نازک خیالی را
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
جلوهٔ او داد فرمان نگاه آیینه را
هالهکرد آخربه روی همچوماه آیینه را
هوش مصنوعی: ظاهر زیبای او باعث شد که نور آینه به شکل هالهای روشن در بیاید، به طوری که آخرین تصویر او مانند چهرهای ماهتابی در آینه نمایان شد.
منع پرواز خیالت درکف تدبیر نیست
ناکجا جوهر نهد بر دیدگاه آیینه را
هوش مصنوعی: تفکر و خیال تو نمیتواند به سادگی محدود شود، چرا که نبوغ و عقل قادر است به دوردستها برود و حتی چیزهای ارزشمند را در ذهن بسازد.
از شکست رنگ عجز اندود ماغافل مباش
بشکند تمثال ما طرفکلاه آیینه را
هوش مصنوعی: از شکست و ناکامی خود غافل نباش، زیرا این ناکامی میتواند تصویر ما را مانند شکستگی آینه از بین ببرد.
بسکه ما آزادگان را از تعلق وحشت است
عکس ما چون آب داند قعر چاه آیینه را
هوش مصنوعی: ما به قدری از وابستگیها میترسیم که تصویر ما مانند آب در عمق چاه، به روشنی و زلالی نمیتواند دیده شود.
امیتاز جلوه از ما حیرت آغوشان مخواه
دورگرد دیده میباشد نگاه آیینه را
هوش مصنوعی: جلوههای ما سبب حیرت و شگفتی دیگران است، پس از آن انتظار نداشته باشید که بگوید نگاهش به ما همچون آینهاست.
فرشنادانیست هرجاآبورنگعشرتیست
سادهلوحی داد عرض دستگاه آیینه را
هوش مصنوعی: جهان و زندگی در کنار جلوهها و زیباییها، در واقعیت تنها زینتی بیمحتوا و نادانی است. این شادابی و رنگآمیزی در واقع نشاندهنده سادگیلوحی و ناتوانی در درک عمیقتر از خود و محیط است. انسانها باید بیشتر به عمق واقعیتها توجه کنند تا فریب زیباییهای ظاهری را نخورند.
گفتگو سیل بنای سینه صافی میشود
امتحانی میتوانکردن به آه آیینه را
هوش مصنوعی: وقتی صحبت میکنیم، ناراحتیهای درونمان کمتر میشود و میتوانیم احساساتمان را بهتر بفهمیم. به نوعی، این گفتوگو مانند امتحانی است که به وسیلهی آن میتوانیم عمق وجود خود را بررسی کنیم.
عرض هستی بر دل روشن غبار ماتم است
ازنفسها خانه میگردد سیاه آیینه را
هوش مصنوعی: وجود انسان با غم و اندوهی همراه است که قلبش را پوشانده و باعث میشود فضایAround او تیره و تار شود. این غم به گونهای است که حتی در آیینه نیز نشانههای آن دیده میشود.
این زمان ارباب جوهر دام تزویرند و بس
میتوان دانست آب زیرکاه آیینه را
هوش مصنوعی: این روزها افراد به ظاهر فریبنده و حیلهگری در جامعه وجود دارند. میتوان فهمید که در پشت این زیباییها و تظاهرها، حقایق پنهانی وجود دارد که شاید خیلی عمیق و فراتر از آنچه به چشم میآید باشد.
با صفای دل چه لازم اینقدر پرداختن
جلوه بیرنگیست اینجانیست راه آیینه را
هوش مصنوعی: دل پاک و صاف داشتن، نیاز به زیادهروی در ظاهر و خودنمایی ندارد. چون زیبایی واقعی در عمق وجود و باطن آدمیست و نه در ظاهر بیرنگ و بیمعنا. زندگی مانند آینهای است که باید به درون خود نگاه کنیم، نه اینکه فقط به ظواهر توجه کنیم.
جز به جیب دل سراغ امن نتوان یافتن
چون نفس از هرزهگردیکن پناه آیینه را
هوش مصنوعی: جز در دل نمیتوان مکانی امن یافت، همانطور که نفس از هر آلودگی پناه میبرد، میتوانی به آینه پناه بیاوری.
بیدل اندر جلوهگاه حسن طاقتسوز اوست
جوهر حیرت زبان عذرخواه آیینه را
هوش مصنوعی: بیدل در جایی که زیبایی او نمایان شده، شگفتی و تحملناپذیری را حس میکند. او به آینهای اشاره میکند که نتوانسته از زیبایی او عذرخواهی کند، زیرا زبانش از شگفتی قاصر است.

بیدل دهلوی