اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
شکوهٔ جور تو نگشاید دهان زخم را
تیغ میلی میکشد خوابگران زخم را
هوش مصنوعی: شکایت از ظلم تو باعث نمیشود که دردِ زخم زبان بگشاید، چون بهعنوان مثالی، تیغ بهسوی خواب آشفته میکشد و زخم را بیدار میکند.
سینهچاکیم وخموشیترجمان عجزماست
سرمه باشد جوهر تیغت زبان زخم را
هوش مصنوعی: ما در دل داغ و سینهای میشکنیم و سکوت ما نشانهی ناتوانیمان است. سرمهای که برچشم میکشیم، نماد قوه و قدرت تیغ زبان زخم ماست.
عاشقان در سایهٔ برق بلا آسودهاند
ره ز لب بیرون نمیباشد فغان زخم را
هوش مصنوعی: عاشقان در زیر سایهٔ مشکلات، آرامش دارند و نالهٔ زخمهایشان از لبهایشان بیرون نمیآید.
دردمندم یأس میجوشد اگر دم میزنم
ابرو از تیغ است چشم خونفشان زخم را
هوش مصنوعی: من دردی در دل دارم و از یأس و ناامیدی در عذابم. اگر صحبت میکنم، به خاطر این است که ابرویم از تیغ بگذشته و چشمانم مانند چشمهای از خون زخم میبارند.
پردهدار جاده کی گردد هجوم نقش پا
از سخن خون میتراود ترجمان زخم را
هوش مصنوعی: چگونه میتوان در میان راهها، اثر پا را دید در حالی که از کلام، پارچهای از خون جاری میشود که نشاندهندهی درد و زخمهاست؟
تا رسد برکنگر مقصود دست نالهای
بخیه نتواند نهان کردن دهان زخم را
هوش مصنوعی: تا زمانی که به هدف نهایی برسد، نمیتوان با ناله و گریه درد و زخم را مخفی کرد.
نقد عشرت را زبانی نیست از سودای درد
بردهام تا کرسی دل نردبان زخم را
هوش مصنوعی: از لذتهای زندگی دیگر حرفی نمیزنم، زیرا تمام وجودم درگیر دردهایی است که به دلم نشسته و آن را به مانند نردبانی برای رسیدن به آرامش میبینم.
جوهر اسرار آیا از خلفگیرد فروغ
خنده در بار است چونگل کاروان زخم را
هوش مصنوعی: آیا میتوان حقیقت رازها را از آتش خنده در مقام شادی و جشن برداشت کرد، درست مثل اینکه گل آماده است تا زخمهای سفر را فراموش کند؟
از حدیثدردمندان خونحسرت میچکد
خونکند روشن چراغ دودمان زخم را
هوش مصنوعی: از صحبتهای کسانی که دردمندند، اشک حسرت و غم میریزد و این احساس، روشنایی چراغ خانوادهام را تحتتأثیر قرار میدهد و زخمهایم را نمایانتر میکند.
تا به وصف تیغ بیدادت زبان پیدکند
غیر موج خون زبان نبود دهان زخم را
هوش مصنوعی: تا زمانی که زبان به توصیف تیغ بیداد تو مشغول است، جز جریان خون چیزی نمیتواند بیانگر زخم دهان باشد.
بیبهاری نیست دندان بر جگر افشردنم
موج خونانگشت حیرتشد دهان زخمرا
هوش مصنوعی: در زیر، ناراحتی و اندوهی عمیق احساس میشود که ناشی از زخمهای عاطفی و دردهای درون است. فرد با فشردن دندان بر جگر، نشاندهندهی تحمل و صبر در برابر این دردهاست. تصویرسازی از موج خون و ذکر زخمهای دهان به نوعی به عمق جراحتهای روحی و عصبی اشاره میکند و حس حیرت و شگفتی در برابر این همه درد را به نمایش میگذارد. در کل، این جملات احساسات تلخ و سنگینی را به تصویر میکشند که ناشی از فقدان و بیبهاری زندگی هستند.
گرد بیدردی بهروی هر دو عالم فرش بود
بخیه دارد شبنمیها بوستان زخم را
هوش مصنوعی: به نظرم، در اینجا شاعر به دنیای بیدردی اشاره دارد که زیبا و پراز آرامش است. او به گونهای توصیف میکند که این دنیای زیبا با زخمها و دردهایی که در زندگی وجود دارد، دوخته شده است. بنابراین، زیبایی و زخمهای زندگی بههم پیوستهاند و انسانها در این دنیا با وجود زخمها و چالشها، همچنان زیباییها را تجربه میکنند.
زین بیابانکاروان صبح بیخود میرود
سجدهایکردم چو مرهم آستان زخم را
هوش مصنوعی: در این بیابان، کاروان صبح به طور ناخودآگاه در حال حرکت است. من هم به نشانه احترام، مانند مرهمی بر زخمها، سجدهای کردم.
بینوایی نیست ساز پرفشانیهای شوق
نیست مقصد جزفنا محملکشانزخم را
هوش مصنوعی: هیچ سائل و نیازمندی وجود ندارد و شادیها و آوازهای شوقی نیست. هدفی جز فنا و نابودی وجود ندارد و بار بر دوش کسی نیست که زخمها را به دوش بکشد.
صبح امیدیم بیدل آفتاب عشقکو
ناله خوشکردهست امشب آشیان زخم را
هوش مصنوعی: صبح امید به نور و روشنایی است و دل پر از عشق را یادآوری میکند. در این شب، صدای دلنشینی به گوش میرسد که در آن، درد و زخمها به آرامی در حال التیام یافتن هستند.
حاشیه ها
گنجور گرامی سلامت باشند که این گنج عظیم را خدمت عزیزان تقدیم داشته اند
در این غزل یک مصراع به جا مصراع دیگر بیت تایپ شده است. که صحیح آن چننین است
**
شکوهٔ جور تو نگشاید دهان زخم را
سرمه باشد جوهر تیغت زبان زخم را
الی آخیر همین قسم اشتباه تایپ شده است
که صیحیح آن چننین است
**
صبح امیدیم بیدل آفتاب عشقکو
تیغ میلی میکشد خوابگران زخم را
1394/11/13 09:02
حمید زارعی مرودشت
مصاریع این غزل جابه جا تایپ شدن
اصل غزل در ادامه
شکوهی جور تو نگشاید دهان زخم را
سرمه باشد جوهر تیغت زبان زخم را
سینهچاکیم وخموشیترجمان عجزماست
ره ز لب بیرون نمیباشد فغان زخم را
عاشقان در سایهٔ برق بلا آسودهاند
ابرو از تیغ است چشم خونفشان زخم را
دردمندم یأس میجوشد اگر دم میزنم
از سخن خون میتراود ترجمان زخم را
پردهدار جاده کی گردد هجوم نقش پا
بخیه نتواند نهان کردن دهان زخم را
تا رسد برکنگر مقصود دست نالهای
بردهام تا کرسی دل نردبان زخم را
نقد عشرت را زبانی نیست از سودای درد
خنده در بار است چونگل کاروان زخم را
جوهر اسرار آیا از خلفگیرد فروغ؟
خونکند روشن چراغ دودمان زخم را
از حدیثدردمندان خونحسرت میچکد
غیر موج خون زبان نبود دهان زخم را
تا به وصف تیغ بیدادت زبان پیدا کند
موج خون، انگشتِ حیرت شد دهان زخمرا
بیبهاری نیست دندان بر جگر افشردنم
بخیه دارد شبنمیها بوستان زخم را
گَرد بیدردی بهروی هر دو عالم فرش بود
سجدهایکردم چو مرهم آستان زخم را
زین بیابانکاروان صبح بیخود میرود
نیست مقصد جزفنا محملکشانزخم را
بینوایی نیست ساز پرفشانیهای شوق
ناله خوشکردهست امشب آشیان زخم را
صبح امیدیم بیدل آفتاب عشقکو
تیغ میلی میکشد خوابگران زخم را
(بیدل)