گنجور

مجلس سوم

در مجلس به فرخی وا شد
آنچه گم گشته بود پیدا شد
شید رخشان عدل طالع گشت
دیو دژخیم ظلم رسوا شد
بیرق اعتساف ساقط گشت
رایت انتظام‌، برپا شد
بانک پاینده باد آزادی
از ثری بازتا ثریا شد
جریان امور را، امروز
همه اسباب‌ها مهیا شد
تا نگویی که آه نیم شبی
بی‌اثر ماند و ناله بیجا شد
آه شد اشگ و اشک شد قطره
قطره شد سیل و سیل دریا شد
کودتای سه ساله غوغا کرد
کودک شصت ساله بانی او
من نگویم که خود چه با ما کرد
آنکه بودیم جمله فانی او
زنده درگورمان چو موتی کرد
آنکه از ماست زندگانی او
نی زتوبیخ خلق پرواکرد
نه اثرکرد مدح‌خوانی او
وه که خسرو به تخت ماوا کرد
فری آن فر خسروانی او
چتر انصاف بر سر پا کرد
زهی آن چترکاویانی او
حکمت حق چنین تقاضاکرد
به خطا نیست حکمرانی او
غنچهٔ انقلاب نشکفته
شد دچار نسیم آذاری
فکرهای بدیع ناگفته
شد ز زنگار مفسدت تاری
مغزها تیره‌، عقل‌ها خفته
قهرمان نجات متواری
کودتای سیاه آشفته
شده غرق سیاه کرداری
لب مردم ز تشنگی تفته
رشوه چون سیل هرطرف جاری
دزد با دزد راز دل گفته
دیو با دیو کرده همکاری
مژده کامروز شد پذیرفته
دعوت ما ز حضرت باری
وه که سخت اوفتاده در ششدر
کشور شش هزار سالهٔ ما
وه که جز احتیاج و فقر و ضرر
نیست سرلوحهٔ مقالهٔ ما
وه که بر هیچ کس نکرد اثر
خنجر آه و تیر نالهٔ ما
هله ز اخلاق ما به جای شکر
می‌چکد زهر در پیالهٔ ما
با چنین حال کی دهد اختر
بجز از خون دل نوالهٔ ما
خود جز از سیرت زنان یکسر
نیست سیر علی‌العجالهٔ ما
می‌دهد، هرکه می‌شود شوهر
به کف اجنبی‌، قباله ما

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: ترکیب بند
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

در مجلس به فرخی وا شد
آنچه گم گشته بود پیدا شد
هوش مصنوعی: در جمعی که برپا بود، آنچه که گم شده بود، دوباره آشکار و مشخص شد.
شید رخشان عدل طالع گشت
دیو دژخیم ظلم رسوا شد
هوش مصنوعی: چهره درخشان عدالت باعث شد که دیو وحشتناک ظلم رسوا شود.
بیرق اعتساف ساقط گشت
رایت انتظام‌، برپا شد
هوش مصنوعی: پرچم ظلم و بی‌نظمی به زمین افتاد و پرچم سامان و نظم برپا شد.
بانک پاینده باد آزادی
از ثری بازتا ثریا شد
هوش مصنوعی: آزادی از سرزمین‌های بلند به سراسر کشور گسترش پیدا کرده و همچنان برقرار و پایدار است.
جریان امور را، امروز
همه اسباب‌ها مهیا شد
هوش مصنوعی: امروز تمامی شرایط و امکانات برای پیشرفت کارها فراهم شده است.
تا نگویی که آه نیم شبی
بی‌اثر ماند و ناله بیجا شد
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اگر چیزی را از دل بگویید، نباید فکر کنید که درد و اندوه شما بی‌تأثیر باقی می‌ماند یا اینکه عواطف و احساسات شما بی‌فایده بوده‌اند. این نشان از اهمیت بیان احساسات و تاثیر آن بر دیگران دارد.
آه شد اشگ و اشک شد قطره
قطره شد سیل و سیل دریا شد
هوش مصنوعی: ناله و گریه به اشک تبدیل شد و اشک‌ها یکی یکی جمع شدند و به طوری که سیل به وجود آمد و این سیل به دریا پیوست.
کودتای سه ساله غوغا کرد
کودک شصت ساله بانی او
هوش مصنوعی: کودتای سه ساله، جوش و خروش زیادی به پا کرد و این بحران به دست شخصی که خود در حال حاضر شصت سال سن دارد، ایجاد شده است.
من نگویم که خود چه با ما کرد
آنکه بودیم جمله فانی او
هوش مصنوعی: نمی‌گویم که آن کسی که به ما چه کرد، چرا که ما همگی فانی و زودگذر بودیم.
زنده درگورمان چو موتی کرد
آنکه از ماست زندگانی او
هوش مصنوعی: کسی که زندگی‌اش به ما مربوط می‌شود، با مرگش به نوعی زنده می‌ماند و در دل‌ها و خاطرات ما باقی می‌ماند.
نی زتوبیخ خلق پرواکرد
نه اثرکرد مدح‌خوانی او
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که شخصی از انتقاد و قضاوت مردم ترسی ندارد و به همین خاطر به ستایش و تمجید از او توجهی نمی‌کند. به عبارتی دیگر، برای او مدح و ستایش دیگران تأثیری ندارد و او تنها به نظر خود اهمیت می‌دهد.
وه که خسرو به تخت ماوا کرد
فری آن فر خسروانی او
هوش مصنوعی: به راستی که خسرو بر تخت نشسته است و این نشانه‌ی عظمت و شکوه اوست.
چتر انصاف بر سر پا کرد
زهی آن چترکاویانی او
هوش مصنوعی: با دقت و عدالت، او به دیگران حمایتی زیادی ارائه می‌دهد که نشان‌دهنده خوبی و مهربانی‌اش است.
حکمت حق چنین تقاضاکرد
به خطا نیست حکمرانی او
هوش مصنوعی: حکمت الهی به گونه‌ای است که هیچ اشتباهی در رهبری و مدیریت او وجود ندارد.
غنچهٔ انقلاب نشکفته
شد دچار نسیم آذاری
هوش مصنوعی: غنچهٔ انقلاب هنوز نشکفته، تحت تأثیر نسیم سرد و خشک آذر قرار گرفته است.
فکرهای بدیع ناگفته
شد ز زنگار مفسدت تاری
هوش مصنوعی: اندیش‌ه‌های نو و خلاقانه به دلیل آلودگی‌ها و فسادها در جامعه، بیان نشده و در خود مانده‌اند.
مغزها تیره‌، عقل‌ها خفته
قهرمان نجات متواری
هوش مصنوعی: ذهن‌ها تاریک و عقل‌ها خاموش‌اند، قهرمان نجات از دست رفته است.
کودتای سیاه آشفته
شده غرق سیاه کرداری
هوش مصنوعی: انقلاب ناکام و تحولات ناپسند جامعه را به هم ریخته و حالت سردرگمی و تیره‌تراکی بر آن حاکم شده است.
لب مردم ز تشنگی تفته
رشوه چون سیل هرطرف جاری
هوش مصنوعی: مردم از شدت تشنگی و کمبود آب به شدت در حال ناله و گله هستند و این وضعیت مانند سیلی است که در هر سو جریان دارد.
دزد با دزد راز دل گفته
دیو با دیو کرده همکاری
هوش مصنوعی: دو نفر که هرکدام در کارهای ناپسند و کثیف هستند، به راحتی می‌توانند با هم صحبت کنند و به یکدیگر اعتماد کنند.
مژده کامروز شد پذیرفته
دعوت ما ز حضرت باری
هوش مصنوعی: خبر خوشی رسید که دعوت ما از جانب خداوند پذیرفته شد.
وه که سخت اوفتاده در ششدر
کشور شش هزار سالهٔ ما
هوش مصنوعی: واقعا چه بد افتاده‌ایم در سرزمینی که شش هزار سال تاریخ دارد.
وه که جز احتیاج و فقر و ضرر
نیست سرلوحهٔ مقالهٔ ما
هوش مصنوعی: ما تنها با نیاز، فقر و زیان مواجه‌ایم که همه موضوع گفتار ماست.
وه که بر هیچ کس نکرد اثر
خنجر آه و تیر نالهٔ ما
هوش مصنوعی: چه دردآور است که آه و ناله‌های ما هیچ اثری بر دل هیچ‌کس نداشته است. خنجر درد ما و تیر نوای ما، بر روح دیگران تاثیری نمی‌گذارد.
هله ز اخلاق ما به جای شکر
می‌چکد زهر در پیالهٔ ما
هوش مصنوعی: بیا تا درباره‌ی رفتار و زشتی‌های ما صحبت کنیم؛ به جای اینکه شکر و خوبی بچشیم، زهر و تلخی از ما بیرون می‌آید.
با چنین حال کی دهد اختر
بجز از خون دل نوالهٔ ما
هوش مصنوعی: با این وضعیت، چه کسی جز از سر درد دل، به ما پاداشی خواهد داد؟
خود جز از سیرت زنان یکسر
نیست سیر علی‌العجالهٔ ما
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که ویژگی‌ها و صفات مردان به طور کلی متاثر از رفتار و سیرت زنان هستند و این موضوع به‌طور مختصر بیان شده است.
می‌دهد، هرکه می‌شود شوهر
به کف اجنبی‌، قباله ما
هوش مصنوعی: هر کسی که شوهر می‌شود، باید بداند که اسناد و قراردادهایش به دست دیگران می‌افتد.