گنجور

دوز و کلک انتخابات

ماه مشروطه در این ملک طلوعیدن کرد
انتخابات دگر بار شروعیدن کرد
شیخ در منبر و محراب خشوعیدن کرد
حقه و دوز وکلک باز شیوعیدن کرد
وقت جنگ و جدل و نوبت فحش وکتک است
انتخابات شد و اول دوز و کلک است
صاحب‌الرأیا! رو صبح‌نشین روی خرک
رأی‌ها پیش نه و داد بزن های جگرک
پوت قند آید ازبهرتو و توپ برک
می‌دود پیشتر و می‌دهدت پیشترک
هرکه عقلش کم و فضل و خردش کمترک است
انتخابات شد و اول دوز و کلک است
این وکالت نه به‌آزادی و خوش تعلیمی است
نه به دانستن تاریخ و حقوق و شیمی است
بلکه در تنبلی وکم‌دلی و پربیمی است
یا بپوطین و کلاه و فکل و تعلیمی است
یا به‌تسبیح و به‌عمامه و تحت‌الحنک‌است
انتخابات شد و اول دوز و کلک است
تو برو جا به دل مردم بازاری کن
گه ز خودگاه ز من یاد به هشیاری کن
گر وکالت به من افتاد تو پاداری کن
ور به اسم تو درآمد تو ز من یاری کن
اسم ما هر دو اگربود دگر یک بیک است
انتخابات شد و اول دوز و کلک است
حضرت آقا خوش باشکه فالت فال است
از زر و سیم دگر جیب تو مالامال است
هرکه آقاست نکو طالع و خوش اقبالست
گه نمایندگی مجلس و قیل و قال است
گاه میرآخور و بیرونی و چوب وفلک است
انتخابات شد و اول دوز و کلک است
طرفه عهدیست که هرگوشه کنی روی فراز
هرکه دزدی نکند همسر خار و خشک است
نه ادارات مبراست نه محراب نماز
انتخابات شد و اول دوز و کلک است
گلهٔ دزدان بینی همه با عشوه وناز
هرکه دزد است بهر جای بود محرم راز
نوبهارا بود اندر سخنانت نمکی
اف برآن کاورد اندر سخنان توشکی
هرچه داری ده و بستان ز وکالت کمکی
ملک‌هایی که تو بینی همه دارد درکی
این وکالت ده پرفایدهٔ بی‌درک است
انتخابات شد و اول دوز و کلک است

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: ترجیع بند
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ماه مشروطه در این ملک طلوعیدن کرد
انتخابات دگر بار شروعیدن کرد
هوش مصنوعی: در این کشور، دوره‌ای نوین آغاز شد و بار دیگر انتخابات به راه افتاد.
شیخ در منبر و محراب خشوعیدن کرد
حقه و دوز وکلک باز شیوعیدن کرد
هوش مصنوعی: شیخ در مقام وعظ و عبادت به ظاهر خود را خاضع و متواضع نشان می‌دهد، اما در باطن در حال فریب و نیرنگ است.
وقت جنگ و جدل و نوبت فحش وکتک است
انتخابات شد و اول دوز و کلک است
هوش مصنوعی: در زمان عصبانیت و دعوا، همه چیز به بدگویی و جروبحث می‌کشد. حالا که زمان انتخابات رسیده، اوضاع پر از نیرنگ و فریب است.
صاحب‌الرأیا! رو صبح‌نشین روی خرک
رأی‌ها پیش نه و داد بزن های جگرک
هوش مصنوعی: ای صاحب رؤیا! در صبح زود بر روی اسب خود بنشین و نظراتت را ارائه بده و با صدای بلند ابراز احساسات کن.
پوت قند آید ازبهرتو و توپ برک
می‌دود پیشتر و می‌دهدت پیشترک
هوش مصنوعی: زبان شیرین و دلنشین تو مانند قند است و با هر کلامی که می‌گویی، احساس شادابی و سرزندگی به وجود می‌آید. زیبایی و جذابیت سخن تو باعث می‌شود که دیگران مشتاقانه به دنبال تو بیفتند و از تو پیشی بگیرند.
هرکه عقلش کم و فضل و خردش کمترک است
انتخابات شد و اول دوز و کلک است
هوش مصنوعی: هر کسی که از نظر عقل و دانش در سطح پایین‌تری باشد، در زمان انتخابات فقط به فریب و ترفندها توجه می‌کند.
این وکالت نه به‌آزادی و خوش تعلیمی است
نه به دانستن تاریخ و حقوق و شیمی است
هوش مصنوعی: این نمایندگی نه به خاطر آزادی و یادگیری خوب است و نه به خاطر آگاهی از تاریخ و حقوق و شیمی.
بلکه در تنبلی وکم‌دلی و پربیمی است
یا بپوطین و کلاه و فکل و تعلیمی است
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که ممکن است دلیل ناتوانی و بی‌علاقگی افراد، ترس و تردید آنها باشد. همچنین، تأکید می‌کند که پوشش ظاهری و ظواهر در آموزش و تربیت افراد نقش مهمی دارند.
یا به‌تسبیح و به‌عمامه و تحت‌الحنک‌است
انتخابات شد و اول دوز و کلک است
هوش مصنوعی: انتخابات با تسبیح و عمامه و وضعیتی مشابه آن برگزار می‌شود و در واقع این اولین نشانه‌های فریب و تقلب در این نوع انتخابات است.
تو برو جا به دل مردم بازاری کن
گه ز خودگاه ز من یاد به هشیاری کن
هوش مصنوعی: به سمت مردم برو و در دل آن‌ها جا بگیر، گاهی هم بی‌خبر از خود، یاد من را در ذهن داشته باش.
گر وکالت به من افتاد تو پاداری کن
ور به اسم تو درآمد تو ز من یاری کن
هوش مصنوعی: اگر کار وکالت به من سپرده شد، تو هم باید مانند پادشاهی عمل کنی. و اگر نام تو در میان است، از من کمک بگیر.
اسم ما هر دو اگربود دگر یک بیک است
انتخابات شد و اول دوز و کلک است
هوش مصنوعی: اگر اسم ما هر دو یکی باشد، پس ما به یک شکل هستیم. حالا که انتخابات برگزار شده، همه چیز به تزویر و فریبکاری تبدیل شده است.
حضرت آقا خوش باشکه فالت فال است
از زر و سیم دگر جیب تو مالامال است
هوش مصنوعی: آقا، خوش باش! چون نشانه‌های خوشبختی در زندگی‌ات نمایان است و ثروت و نعمت زیادی در اختیارت قرار دارد.
هرکه آقاست نکو طالع و خوش اقبالست
گه نمایندگی مجلس و قیل و قال است
هوش مصنوعی: هر کسی که مقام و موقعیت بالایی دارد، به طوری خوش‌شانسی و سرنوشت نیکو نصیبش شده است، و در نتیجه به سمت‌هایی مثل نمایندگی مجلس و مشاجرات و بحث‌های اجتماعی می‌رسد.
گاه میرآخور و بیرونی و چوب وفلک است
انتخابات شد و اول دوز و کلک است
هوش مصنوعی: گاه شرایطی پیش می‌آید که انتخاب‌ها و تصمیم‌گیری‌ها به گونه‌ای است که به نظر می‌رسد بیشتر به بازیچه‌های فریبنده و نیرنگ‌ها مربوط می‌شود تا به واقعیت و صداقت. به عبارتی، برای برخی افراد این روند به شکل مسخره‌ای تبدیل می‌شود و تحت تأثیر عواملی قرار می‌گیرد که چندان اصولی و منطقی نیستند.
طرفه عهدیست که هرگوشه کنی روی فراز
هرکه دزدی نکند همسر خار و خشک است
هوش مصنوعی: عهدی جالب و عجیب وجود دارد که اگر به هر سمتی بروی، روی تو همیشه در دسترس کسانی است که اگر دزدی نکنند، همسرشان از نوع خار و خشک خواهد بود.
نه ادارات مبراست نه محراب نماز
انتخابات شد و اول دوز و کلک است
هوش مصنوعی: هیچ‌یک از نهادهای رسمی و مکان‌های مذهبی از فساد و دورویی مصون نیستند. در شرایط کنونی، انتخابات به صحنه‌ای از فریب و نیرنگ تبدیل شده است.
گلهٔ دزدان بینی همه با عشوه وناز
هرکه دزد است بهر جای بود محرم راز
هوش مصنوعی: اگر در میان دزدان قرار بگیری، همه را می‌بینی که با ناز و ادعا و جاذبه خاصی رفتار می‌کنند. هر دزدی که باشد، در هر جایی می‌تواند مورد اعتماد باشد و رازها را حفظ کند.
نوبهارا بود اندر سخنانت نمکی
اف برآن کاورد اندر سخنان توشکی
هوش مصنوعی: در صحبت‌های تو، مانند بهار، تازه و پرطراوت است و مانند نمک، چاشنی دل‌انگیزی به آن می‌بخشد. در حقیقت، گفته‌هایت مزه‌ای خاص و دلنشین دارند که بر روی هر مسأله‌ای که مطرح می‌کنی، تاثیر مثبتی می‌گذارد.
هرچه داری ده و بستان ز وکالت کمکی
ملک‌هایی که تو بینی همه دارد درکی
هوش مصنوعی: هر چیزی که داری را بهOthers بده و در عوض از دیگران کمک بگیر. زمین‌هایی که می‌بینی، همه نیاز به درک و شناخت دارند.
این وکالت ده پرفایدهٔ بی‌درک است
انتخابات شد و اول دوز و کلک است
هوش مصنوعی: این انتخاباتی که برگزار شده، به نوعی بی‌فایده و ناپسند است و در آن برخی ترفندها و حقه‌ها دیده می‌شود.

حاشیه ها

1398/11/27 12:01

با درود
گویا دو اشتباه تایپی هست یکی: بپوطین؛ که باید به پوتین (پوطین) و دیگری نوبهارا؛ باید تو بهارا نوشته شود.
سپاسگزارم

1400/03/06 02:06
عین. ح

با سلام

در این شعر غیر از برخی خطاهای تایپی و فاصله‌گذاری، چند بیت هم جابه‌جا شده است. صورت نسبتاً ویراستهٔ آن تقدیم می‌شود:

 

 

ماه مشروطه در این ملک طلوعیدن کرد

انتخابات دگربار شروعیدن کرد

شیخ در منبر و محراب خشوعیدن کرد

حقه و دوز و کلک باز شیوعیدن کرد

 

وقت جنگ و جدل و نوبت فحش و کتک است

انتخابات شد و اول دوز و کلک است

 

صاحب‌الرأیا! رو صبح‌ نشین روی خرک

رأی‌ها پیش نه و داد بزن های جگرک

پوت قند آید از بهر تو و توپ برک

می‌دود پیشتر و می‌دهدت پیشترک

 

هرکه عقلش کم و فضل و خردش کمترک است

انتخابات شد و اول دوز و کلک است

 

این وکالت نه به ‌آزادی و خوش‌تعلیمی است

نه به دانستن تاریخ و حقوق و شیمی است

بلکه در تنبلی و کم‌دلی و پربیمی است

یا به پوطین و کلاه و فکل و تعلیمی است

 

یا به ‌تسبیح و به ‌عمامه و تحت‌الحنک‌ است

انتخابات شد و اول دوز و کلک است

 

تو برو جا به دل مردم بازاری کن

گه ز خود، گاه ز من یاد به هشیاری کن

گر وکالت به من افتاد، تو پاداری کن

ور به اسم تو درآمد، تو ز من یاری کن

 

اسم ما هر دو اگر بود دگر یک‌به‌یک است

انتخابات شد و اول دوز و کلک است

 

حضرت آقا خوش باش که فالت فال است

از زر و سیم دگر جیب تو مالامال است

هرکه آقاست نکوطالع و خوش‌اقبال است

گه نمایندگی مجلس و قیل و قال است

 

گاه میرآخور و بیرونی و چوب و فلک است

انتخابات شد و اول دوز و کلک است

 

طرفه عهدیست که هر گوشه کنی روی فراز

گلهٔ دزدان بینی همه با عشوه و ناز

هرکه دزد است به هر جای بود محرم راز

نه ادارات مبراست نه محراب نماز

 

هرکه دزدی نکند همسر خار و خشک است

انتخابات شد و اول دوز و کلک است

 

 

نوبهارا بود اندر سخنانت نمکی

اف بر آن کآورد اندر سخنان تو شکی

هرچه داری ده و بستان ز وکالت کمکی

ملک‌هایی که تو بینی همه دارد درکی

 

این وکالت ده پرفایدهٔ بی‌درک است

انتخابات شد و اول دوز و کلک است