گنجور

رباعی مستزاد

پروانه و شمع و گل شبی آشفتند
در طرف چمن
وز جور و جفای دهر با هم گفتند
بسیار سخن
شد صبح‌، نه پروانه به جا بود و نه شمع
ناگاه صبا
بر گل بوزید و هر دو با هم رفتند
من ماندم و من

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

پروانه و شمع و گل شبی آشفتند
در طرف چمن
هوش مصنوعی: در باغی، پروانه، شمع و گل با هم در یک شب ناآرام شدند و در کنار چمن به هم برخورد کردند.
وز جور و جفای دهر با هم گفتند
بسیار سخن
هوش مصنوعی: از ظلم و بی‌عدالتی زمانه، بارها با هم حرف زدند و به بحث و گفتگو پرداختند.
شد صبح‌، نه پروانه به جا بود و نه شمع
ناگاه صبا
هوش مصنوعی: صبح فرا رسیده بود و نه پروانه‌ای در آنجا بود و نه شمعی، ناگهان نسیم صبحگاهی وزید.
بر گل بوزید و هر دو با هم رفتند
من ماندم و من
هوش مصنوعی: نسیم به گلستان وزید و هر دو به دور رفتند، اما من تنها ماندم و خود را تنها دیدم.

حاشیه ها

1397/09/10 20:12
امیر

درود بر شما و سپاس. به نظر می رسد "بر گل بوزید" درست باشد.