برگردان به زبان ساده
سرمدا! شعری که گفتی خوب بود
صاف و بیتعقید و خوشاسلوب بود
هوش مصنوعی: ای دائم! شعری که سرودید زیبا بود، ساده و بدون پیچیدگی و خوشقواره بود.
مطلبش مطلوب بود
هوش مصنوعی: محتوای او مورد پسند بود.
لیک تاریخی که گفتی سر بسر
با حقیقت جفت نامد درنظر
هوش مصنوعی: اما داستانی که گفتی، تماماً با حقیقت تناسب ندارد و در ذهنم درست نمیآید.
فکرکن بار دگر
هوش مصنوعی: دوباره به فکر فرو برو.
شاعرانی که ببردی نامشان
کردی از روی ادب اکرامشان
هوش مصنوعی: شاعرانی که به خاطر ادب و احترام، نامشان را فراموش نکردی.
بوده طرزی عامشان
هوش مصنوعی: معنی این بیت به فارسی روان این است که:
یک شیوه یا روش خاص در رفتار و منش آنها وجود دارد.
جمله در وزن و روی هممشربند
در عبارات دری هممکتبند
هوش مصنوعی: همهی این کلمات و افکار در وزن و فرم یکی هستند و در نوشتههای فارسی نیز به یک شیوه و مکتب مشابه پیروزی میرسند.
گر جدا در مطلبند
هوش مصنوعی: اگر در یک موضوع تفاوت نظر وجود داشته باشد، هر یک از افراد به صورت جداگانه به آن میپردازند.
شعر فردوسی، دقیقیوار بود
فرقش اندر قرصی اشعار بود
هوش مصنوعی: شعر فردوسی به صورت متناسب و منظم سروده شده است، تفاوتش در این است که او از واژهها به طور دقیق و حساب شده استفاده کرده و به زیبایی آنها را در قالب اشعارش قرار داده است.
ورنه یک هنجار بود
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اگر چنین وضعیتی وجود نداشت، قاعده یا اصول خاصی حاکم بود.
وان دقیقی با همه کبر و غرور
بود سبکش همچ سبک بوشکور
هوش مصنوعی: این شخص با وجود تمام خودبزرگبینیها و غرورهایش، در واقع سبک و سبکی شبیه به بوشکور دارد.
کن به اشعارش مرور
هوش مصنوعی: به اشعارش نگاهی بینداز.
عنصریّ و فرخیّ و عسجدی
زینتیّ و خرمیّ و ترمدی
هوش مصنوعی: عنصری، فرخی، عسجدی، زینتی، خرمی و ترمدی، شاعرانی هستند که هر کدام به نوعی در ادبیات فارسی تاثیرگذار بودهاند. این نامها نشاندهندهی تنوع و غنای ادبیات فارسی در دورههای مختلف هستند و هر یک با آثار خود، زیبایی و شکوه شعر را به مخاطبان منتقل کردهاند.
یکدگر را مقتدی
هوش مصنوعی: به یکدیگر به عنوان پیشوای هم نگاه کنید و از همدیگر الگو بگیرید.
کمکمک وضع زبان تغییر کرد
وان تطوّر در سخن تأثیر کرد
هوش مصنوعی: به تدریج وضعیت زبان تغییر کرد و این تحول در گفتار تأثیرگذار بود.
فکر هم توفیر کرد
هوش مصنوعی: فکر کردن هم تفاوتی ایجاد کرد.
گر نو آید در نظر شعر کسی
اختراعی نیست در شعرش بسی
هوش مصنوعی: اگر در نگاه کسی چیزی جدیدی ظاهر شود، در شعر او اختراعی وجود ندارد و او در شعرش چیزهای زیادی دارد.
هست فکرش نورسی
هوش مصنوعی: فکر او همچون نوری تازه و جوان است.
فارسی بعد از مغول بر باد شد
و اصطلاحات کهن از یاد شد
هوش مصنوعی: بعد از ورود مغولها به ایران، زبان فارسی تضعیف شد و بسیاری از واژهها و اصطلاحات قدیمی فراموش شدند.
شعر بیبنیاد شد
هوش مصنوعی: شعر دیگر پایه و اساسی ندارد.
سعدی و حافظ که نیکو گفتهاند
هر دو دنبال تتبع رفتهاند
هوش مصنوعی: سعدی و حافظ هر دو شاعران بزرگی هستند که آثارشان زیبا و دلنشین است و هر کدام از آنها تلاش کردهاند تا به دنبال حقیقت و عمق معنا بگردند.
کهنه گوهر سفتهاند
هوش مصنوعی: قدرت و ارزش چیزهای قدیمی و باستانی زیر سؤال رفته است.
نکتهٔ دیگر کنم بهرت بیان
شاعر اندر هر زمان و هر مکان
هوش مصنوعی: موضوع دیگری که میخواهم به آن اشاره کنم، بازگو کردن زیباییهای شعر و بیان شاعر در هر زمان و هر مکانی است.
هست شاگرد زمان
هوش مصنوعی: زمان مانند یک معلم است که ما را به یادگیری و رشد وا میدارد.
هر زمانی فارسی یکطور بود
شاعر آنطوری کهصحبت مینمود
هوش مصنوعی: هر دورهای از تاریخ زبان فارسی، ویژگیها و شیوهی خاص خود را داشته است و شاعران آن زمان متناسب با آن زبان و فرهنگ دوران خود شعر میسرودهاند.
شعرهایی میسرود
هوش مصنوعی: او اشعار زیادی را مینوشت و به زیبایی احساساتش را بیان میکرد.
هر کرا فکر نکو بود و قوی
شهرتی میکرد در نظم و روی
هوش مصنوعی: هر کسی که فکرش درست و قوی باشد، در نظم و ظرافت چیزی را میسازد که نامش را بر سر زبانها میآورد.
چون جناب مولوی
هوش مصنوعی: مانند مولوی، به سبکی شاعرانه و عمیق میتوان گفت که افراد با وجود ظواهر و دنیای مادی، باید به عمق وجود خود و حقیقت زندگی پی ببرند.
هر چه شاعر میشنید از شهر خویش
همچنان می گفت شعر از بهر خویش
هوش مصنوعی: شاعر هر چیزی را که از شهر خود میشنید، به عنوان شعر برای خود میسرود و از آن الهام میگرفت.
مقتضای دهر خویش
هوش مصنوعی: این عبارت به معنای اهمیت و ضرورت توجه به شرایط و وضعیتهای زمانه است. یعنی باید با توجه به وضعیتهای موجود و واقعیتهای روز، خود را تنظیم کنیم و عمل کنیم.
رفته رفته شد زبان خام و خراب
شد لغات از یاد، با هر انقلاب
هوش مصنوعی: به تدریج، زبان خام و ناپخته میشود و واژهها از یاد میروند، با هر تغییر و تحولی که اتفاق میافتد.
گشت ملت بیکتاب
هوش مصنوعی: مردم بدون دانش و آگاهی دور و بر خود را میگردند.
سبک هندی گرچه سبکی تازه بود
لیکن او را ضعف بیاندازه بود
هوش مصنوعی: سبک هندی هرچند که سبکی نو و جدید بود، اما دارای نقص و ضعفهای فراوانی هم بود.
سست و بیشیرازه بود
هوش مصنوعی: بیثبات و ناپایدار بود.
فکرها سست و تخیلها عجیب
شعر پرمضمون ولی نادلفریب
هوش مصنوعی: افکار ضعیف و خیالپردازیهای عجیب باعث میشود که شعر، با اینکه محتوای عمیقی دارد، اما نتواند به خوبی دلربا و جذاب باشد.
وز فصاحت بینصیب
هوش مصنوعی: از قدرت بیان بیبهره است و توانی در eloquence ندارد.
شعر هندی سر به ملیون میکشید
هر سخنور بار مضمون میکشید
هوش مصنوعی: شعر هندی به تعداد بسیار زیادی شهرت پیدا کرده بود و هر سخنوری با انتقال مفاهیم عمیق و جذاب خود، به این روند افزوده میکرد.
رنج افزون میکشید
هوش مصنوعی: او عذاب و سختی بیشتری را تحمل میکرد.
لیک از آن ملیون نبینی دههزار
شعر دلچسب فصیح آبدار
هوش مصنوعی: اما از آن میلیون شعر، نمیتوانی دههزار شعر شیرین و روان را ببینی.
کآید انسان را به کار
هوش مصنوعی: انسان برای انجام کارها و فعالیتها آماده میشود و به سمت مسئولیتها و وظایف خود میرود.
زان سبب شد سبک هندی مبتذل
گشت پیدا در سخن عکسالعمل
هوش مصنوعی: به همین دلیل، سبک هندی در شعر به طور واضح و مشخص دچار تنزل و بیارزشی شد.
شد تتبع وجه حل
هوش مصنوعی: تحقیق و بررسی به دنبال یافتن راه حل مناسب است.
بحث بعد الموت شد مقبول عام
نوبت تقلید آمد در کلام
هوش مصنوعی: بحث درباره زندگی پس از مرگ به موضوعی قابل قبول تبدیل شده و در نتیجه، نوبت به تقلید و پیروی از نظرات مختلف در این زمینه رسیده است.
یافت این معنی دوام
هوش مصنوعی: این مفهوم پایدار است.
چاپ شد آثار استادان پیش
شاعران را تازه شد آیین و کیش
هوش مصنوعی: آثار بزرگمردان ادب به چاپ رسید و به این ترتیب، فرهنگ و شیوههای ادبی شاعران نوظهور مجدد زنده و تازه شد.
سبکها شد گرگ و میش
هوش مصنوعی: زمانی که سبکها تغییر کرده و به حالتی مبهم و غیرقابل تشخیص تبدیل شدهاند مانند گرگ و میش که در روشنایی و تاریکی یکدیگر را تحتالشعاع قرار میدهند.
تا به مشروطیت این رسم و نمط
بود مجری، چه صحیح و چه غلط
هوش مصنوعی: تا زمان مشروطیت، این شیوه و روش به اجرا درآمده بود، چه درست و چه نادرست.
لیک در ایران فقط
هوش مصنوعی: اما در ایران فقط
ازپس مشروطه نو شد فکرها
سبکهایی تازه آوردیم ما
هوش مصنوعی: پس از مشروطه، افکار نو و سبکهای تازهای را ابداع کردیم.
شد جراید پر صدا
هوش مصنوعی: پرندهها با فریادهای بلند در حال آوازخوانی هستند.
بدعت افکندند چند زاهل هوش
سبکهایی تازه با جوش و خروش
هوش مصنوعی: برخی از نادانان، با شور و هیجان، سبکهای جدید و نوینی را به وجود آوردهاند و در این راه، بیقید و سرسری عمل میکنند.
لیک زشت آمد به گوش
هوش مصنوعی: اما این موضوع به گوش خوش نمیآید.
سربسر تصنیف عارف نیک بود
سبک عشقی هم بدان نزدیک بود
هوش مصنوعی: تمام شعر آشنا و زیبا به نظر میرسد و سبک عاشقانهای هم دارد که به آن مرتبط است.
شعر ایرج شیک بود
هوش مصنوعی: شعر ایرج دارای زیبایی و جذابیت خاصی بود.
لیک بودند این سه تن از اتفاق
در فن خود هرسه قاآنی مذاق
هوش مصنوعی: ولی این سه نفر به طور تصادفی در هنر خود هر کدام خاصیت و سبک ویژهای دارند.
گاه لاغر، گاه چاق
هوش مصنوعی: گاهی نزول پیدا میکند، گاهی اوج میگیرد.
بود ایرج پیرو قائممقام
کرده از او سبک و لفظ و فکر، وام
هوش مصنوعی: ایرج به پیروی از قائممقام، از او سبک، زبان و اندیشهاش را قرض گرفته است.
عارف و عشقی عوام
هوش مصنوعی: عاشق و عارف در میان مردم عادی.
احمدای«سیداشرف»خوببود
احمدا گفتن ازو مطلوب بود
هوش مصنوعی: احمد، که سید اشرف است، انسان خوبی بود و گفتن از او برای دیگران دلپذیر و مطلوب به نظر میرسید.
شیوهاش مرغوب بود
هوش مصنوعی: شیوهاش باکیفیت و مورد پسند بود.
سبک اشرف تازه بود و بیبدل
لیک «هپهپنامه» بودش در بغل
هوش مصنوعی: زبان و شیوهی بیان اشرف تازه و بینظیر بود، اما در کنار آن، او یک «هپهپنامه» را در دست داشت.
بود شعرش منتحل
هوش مصنوعی: شعر او از دیگران گرفته و تقلید شده است.
بعد از آنها گشت روحانی علم
آن که درشعرش «اجنه» زد رقم
هوش مصنوعی: پس از آنها، روحانی به علم و دانشی دست یافت که در شعرش به نام «اجنه» اشاره کرده است.
خوب گوید، لیک کم
هوش مصنوعی: خوب صحبت میکند، اما کم میگوید.
دیگری پژمان و دیگر شهریار
شعرهاشان تازه است و خوشگوار
هوش مصنوعی: شاعرانی مانند پژمان و شهریار هر کدام آثار جدید و دلنشینی دارند.
هر دو لیکن کند کار
هوش مصنوعی: هر دو در انجام کار به صورت کند و آهسته عمل میکنند.
شعر افسر محکم است و یکنواخت
لیک غیر از قطعه، کمتر شعر ساخت
هوش مصنوعی: شعر به طور کلی قوی و یکنواخت است، اما به جز چند قطعه خاص، کمتر شعر خاصی ساخته شده است.
زی سداسی نیز تاخت
هوش مصنوعی: به معنای این است که از سد و موانع عبور کرد و به سمت هدف خود پیش رفت.
گرچه طرز قطعهسازی طرز نیست
خاصه چون کم باشد آن را ارز نیست
هوش مصنوعی: هرچند که روش قطعهنویسی ویژه نیست، اما وقتی تعداد آثار کم باشد، ارزشی نخواهد داشت.
مایهاش را ورز نیست
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که چیزی را که به تلاش و تمرین نیاز دارد، نباید بدون آمادگی و مهارت کافی انجام داد. در واقع، بدون داشتن تجربه و تمرین کافی، نمیتوان به خوبی از عهده کار برآمد.
قطعههای افسر از روی یقین
هست طرز قطعهٔ ابنیمین
هوش مصنوعی: قطعاتی که افسران ارائه میدهند، بر اساس حقیقت و واقعیت است و به نوعی به شیوهای مشابه آثار ابنیمین ساخته میشود.
لیک محدود است این
هوش مصنوعی: اما این موضوع دارای محدودیتهایی است.
شعر سرمد هست شیرین چون عسل
چامه و قطعه، دوبیتی و غزل
هوش مصنوعی: شعر سرمد همیشه شیرین و دلنشین است، چه در قالب چامه، چه در قطعه، دوبیتی یا غزل.
شیوهاش نامنتحل
هوش مصنوعی: شیوهاش به گونهای است که نمیتوان آن را به راحتی تجزیه و تحلیل کرد یا به راحتی درک کرد.
من خود از اهل تتبع بودهام
جانب تقلید ره پیمودهام
هوش مصنوعی: من خود از افرادی هستم که به جستوجو و تحقیق پرداختهام و در مسیر پیروی از دیگران قدم گذاشتهام.
وز تعب فرسودهام
هوش مصنوعی: از شدت خستگی ناتوان و فرسودهام.
لیک در هر سبک دارم من سخن
پیرو موضوع باشد سبک من
هوش مصنوعی: اما در هر شیوهای که صحبت میکنم، سخنانم بسته به موضوع تغییر میکند.
سبک نو، سبک کهن
هوش مصنوعی: سبک جدید و سبک قدیمی.
نوترین سبکی که در دست شماست
بار اول از خیال بنده خاست
هوش مصنوعی: سبکی که در دستان شماست، برای نخستین بار از خیال من شکل گرفت.
دفتر و دیوان گواست
هوش مصنوعی: کتاب و مجموعه اشعار نشانهای از آن است.
بود در طرز کهن نقصی عظیم
رفع کردم نقص اسلوب قدیم
هوش مصنوعی: در روش های قدیمی مشکل بزرگی وجود داشت که من آن را برطرف کردم و این شیوه را بهبود بخشیدم.
با خیال مستقیم
هوش مصنوعی: با تصور واضح و بدون پیچیدگی، به جلو بروید.
سبکها در طبع من ترکیب یافت
تا که طرزی مستقل ترتیب یافت
هوش مصنوعی: سبکها در ذات من با هم ترکیب شدند و به شکلی مستقل و منحصر به فرد شکل گرفتند.