گنجور

امان از من و تو

هیچ دانی که چه کردیم به مادر من و تو
یا چه کردیم بهم‌، جان برادر من و تو
سعی کردیم به ویرانی کشور من و تو
رو، که اف بر تو و من باشد و تف بر من و تو
هر دومان مایهٔ ننگیم امان از من وتو
من و تو هر دو جفنگیم امان از من و تو
از همان اول‌، ما و تو بهم رنگ زدیم
وز سر جهل بهم حیله و نیرنگ زدیم
سنگ برداشته بر کلهٔ هم سنگ زدیم
گاه تریاک کشیدیم و گهی بنگ زدیم
من و تو بس که دبنگیم امان از من و تو
من و تو هر دو جفنگیم امان از من و تو
مستبد گشتم و تو باز مساوات شدی
یا که من صاحب ثروت شده تو لات شدی
اعتدالی شده مخلص‌، تو دموکرات شدی
الغرض من چو تو لات و تو چو من مات‌ شدی
باز هم بر سر جنگیم‌، امان از من و تو
من و تو هردو جفنگیم امان از من وتو
هرچه تو نقش زدی بنده زدم وارویش
هرچه مقصود تو شد، بنده دویدم رویش
تو رخ مام وطن کندی و من گیسویش
چشم او به نشده گشت خراب ابرویش
خوب نقاش زرنگیم امان از من و تو
من و تو هر دو جفنگیم امان از من و تو
من به عنوان وکالت تو به عنوان دگر
جلب کردیم بسی فایده زبن مردم خر
نشد از ما و تو حاصل به کسی غیر ضرر
بلکه گشت ایران از روز نخستین بدتر
ما هم افتاده و لنگیم امان از من و تو
من و تو هردو جفنگیم امان از من و تو
ای برادر تو خری من ز تو خرتر بالله
بهتر از ما و تو دانی چه بود؟ خر، بالله
خر به چاله ننهد پای مکرر بالله
زین خریت‌ها ویران شده کشور بالله
ما به فکر خر لنگیم امان ازمن و تو
من و تو هردو جفنگیم امان از من و تو
حرکت دادیم آغاز، دم وگردن و گوش
قاله قاله بفکندیم و نمودیم خروش
چونکه غیری به میان آمد گشتیم خموش
پیش بیگانه حقیریم و ذلیلیم چو موش
با خودی همچو پلنگیم‌، امان از من و تو
من و تو هر دو جفنگیم امان از من و تو
از پی مام وطن خوب عروسی کردیم
بهر این مرغک خود خوب خروسی کردیم
با مسلمانان آهنگ مجوسی کردیم
الغرض پر، خنکی کرده و لوسی کردیم
لایق سیلی و سنگیم امان از من وتو
من و تو هردو جفنگیم امان از من وتو
حالت ما و تو امروز چنین است بهار
روح مشروطه ز ما و تو غمین است بهار
ای بسا فتنه که ما را به کمین است بهار
روش و سیرت وکردار گر این است بهار
تا ابد واز و ولنگیم امان از من وتو
من و تو هر دو جفنگیم امان از من و تو

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: مسمط
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

هیچ دانی که چه کردیم به مادر من و تو
یا چه کردیم بهم‌، جان برادر من و تو
هوش مصنوعی: آیا می‌دانی که چه بلایی بر سر مادر ما و همچنین چه تاثیری بر روی روابط ما آوردیم، جان برادر من و تو؟
سعی کردیم به ویرانی کشور من و تو
رو، که اف بر تو و من باشد و تف بر من و تو
هوش مصنوعی: ما تلاش کردیم تا کشور تو و من را به نابودی بکشانیم، و بر این وضعیت افسوس بخوریم و از آن ابراز نارضایتی کنیم.
هر دومان مایهٔ ننگیم امان از من وتو
من و تو هر دو جفنگیم امان از من و تو
هوش مصنوعی: ما هر دو برای هم شرم‌آور هستیم. آه از من و تو! هر دوی ما به کارهای بی‌فایده مشغولیم. آه از من و تو!
از همان اول‌، ما و تو بهم رنگ زدیم
وز سر جهل بهم حیله و نیرنگ زدیم
هوش مصنوعی: از ابتدای رابطه‌امان، به همدیگر تاثیر گذاشتیم و از روی ناآگاهی به هم فریب و حقه زدیم.
سنگ برداشته بر کلهٔ هم سنگ زدیم
گاه تریاک کشیدیم و گهی بنگ زدیم
هوش مصنوعی: ما گاهی سنگی برداشتیم و بر سر هم دیگر زدیم، گاهی هم به کشیدن تریاک و گاهی به سیگاری که می‌کشیدیم مشغول شدیم.
من و تو بس که دبنگیم امان از من و تو
من و تو هر دو جفنگیم امان از من و تو
هوش مصنوعی: ما هر دو در این قدر زیاد زحمت و دردسر افتاده‌ایم که از این وضعیت رنج می‌بریم. واقعاً ما هر دو به دردسر افتاده‌ایم و به نوعی مشکل، گرفتاریم.
مستبد گشتم و تو باز مساوات شدی
یا که من صاحب ثروت شده تو لات شدی
هوش مصنوعی: من دچار خودخواهی شدم و تو دوباره به وضعیتی برابر رسیدی، یا این که من ثروتمند شدم و تو به وضعیتی پایین‌تر افتادی.
اعتدالی شده مخلص‌، تو دموکرات شدی
الغرض من چو تو لات و تو چو من مات‌ شدی
هوش مصنوعی: من به اعتدال نزدیک شدم و تو به دموکراسی گرایش پیدا کردی. در هر حال، من به تو شبیه شده‌ام و تو هم به من شبیه گشته‌ای.
باز هم بر سر جنگیم‌، امان از من و تو
من و تو هردو جفنگیم امان از من وتو
هوش مصنوعی: ما دوباره به نزاع و درگیری مشغولیم، ولی افسوس که هر دوی ما بیهوده و بی‌فایده می‌جنگیم. افسوس بر حال ما.
هرچه تو نقش زدی بنده زدم وارویش
هرچه مقصود تو شد، بنده دویدم رویش
هوش مصنوعی: هر چیزی که تو طراحی کردی، من هم در برابر آن عمل کردم؛ و هر آنچه که تو خواستی، من هم برای رسیدن به آن تلاش کردم.
تو رخ مام وطن کندی و من گیسویش
چشم او به نشده گشت خراب ابرویش
هوش مصنوعی: تو زیبایی وطن را به تصویر کشیدی و من به خاطر زیبایی‌اش، گویا گیسوی او را گسسته‌ام و چشمانم به خاطر ابروهایش دچار آفت شده است.
خوب نقاش زرنگیم امان از من و تو
من و تو هر دو جفنگیم امان از من و تو
هوش مصنوعی: ما هر دو در ظاهر نقاشی ماهر و بااستعدادیم، اما در باطن فقط به حرف و شعارهای بی‌محتوا می‌پردازیم. واقعاً باید از خودمان و رفتارمان نگران باشیم.
من به عنوان وکالت تو به عنوان دگر
جلب کردیم بسی فایده زبن مردم خر
هوش مصنوعی: ما به نماینده‌گی تو و به عنوان دیگران، همکاری کرده‌ایم و از این کار فواید زیادی به دست آوردیم، حتی اگر مردم نتوانند از آن بهره‌برداری کنند.
نشد از ما و تو حاصل به کسی غیر ضرر
بلکه گشت ایران از روز نخستین بدتر
هوش مصنوعی: هیچ چیزی از ما و تو نصیب کسی نشد جز ضرر، و از همان روزهای اولیه ایران وضعیتش بدتر شده است.
ما هم افتاده و لنگیم امان از من و تو
من و تو هردو جفنگیم امان از من و تو
هوش مصنوعی: ما هم در وضعیت نامناسبی قرار داریم و به نوعی ناتوانیم. افسوس بر حال من و تو، که هر دو در افکار بیهوده و بی‌فایده‌ای غوطه‌وریم. افسوس بر حال ما.
ای برادر تو خری من ز تو خرتر بالله
بهتر از ما و تو دانی چه بود؟ خر، بالله
هوش مصنوعی: ای برادر، تو مثل الاغ هستی و من هم از تو کم‌هوش‌تر هستم. به خدا قسم حالتی که ما داریم بهتر از این است که تو و من همدیگر را بشناسیم. واقعاً وضعیت ما مثل الاغ است.
خر به چاله ننهد پای مکرر بالله
زین خریت‌ها ویران شده کشور بالله
هوش مصنوعی: خر هرگز پایش را در چاله نمی‌گذارد، اما به نام خدا به خاطر این نادانی‌ها کشور ویران شده است.
ما به فکر خر لنگیم امان ازمن و تو
من و تو هردو جفنگیم امان از من و تو
هوش مصنوعی: ما فقط به فکر مشکلات کوچک خودمان هستیم، ولی افسوس که من و تو هر دو درگیر مسائل بی‌فایده‌ای هستیم که بر ما تأثیر می‌گذارد.
حرکت دادیم آغاز، دم وگردن و گوش
قاله قاله بفکندیم و نمودیم خروش
هوش مصنوعی: حرکت را آغاز کردیم و هر صدایی را با دم و گردن و گوش در هم آمیختیم و سر و صدای بلندی ایجاد کردیم.
چونکه غیری به میان آمد گشتیم خموش
پیش بیگانه حقیریم و ذلیلیم چو موش
هوش مصنوعی: زمانی که شخص دیگری وارد می‌شود، ما سکوت می‌کنیم. در مقابل بیگانگان، احساس حقارت و ذلت می‌کنیم و مانند موش می‌شویم.
با خودی همچو پلنگیم‌، امان از من و تو
من و تو هر دو جفنگیم امان از من و تو
هوش مصنوعی: ما با هم مانند پلنگ هستیم، اما ای وای از من و تو که هر دو بیهوده‌ایم و به همدیگر آسیب می‌زنیم. ای وای از روابط ما.
از پی مام وطن خوب عروسی کردیم
بهر این مرغک خود خوب خروسی کردیم
هوش مصنوعی: به خاطر وطن عزیزمان، جشن زیبایی برپا کردیم و برای این پرنده کوچک خود جشن شادی گرفتیم.
با مسلمانان آهنگ مجوسی کردیم
الغرض پر، خنکی کرده و لوسی کردیم
هوش مصنوعی: ما با مسلمانان به سمت پیروان آتش پرست رفتیم و در نهایت، به خاطر سردی و راحتی، کارهایی انجام دادیم که نشان‌دهنده‌ی تغییر دل‌مشغولی‌امان بود.
لایق سیلی و سنگیم امان از من وتو
من و تو هردو جفنگیم امان از من وتو
هوش مصنوعی: ما شایسته‌ی تنبیه و سختی هستیم، کاش که از وجود یکدیگر رنج نبریم. من و تو هر دو بی‌فایده هستیم، کاش از وجود یکدیگر آسیب نزنیم.
حالت ما و تو امروز چنین است بهار
روح مشروطه ز ما و تو غمین است بهار
هوش مصنوعی: وضعیت ما و تو امروز این‌گونه است که روح آزادی‌خواهی ما و تو را افسرده کرده است.
ای بسا فتنه که ما را به کمین است بهار
روش و سیرت وکردار گر این است بهار
هوش مصنوعی: بسا فتنه‌هایی که در انتظار ماست، به خاطر زیبایی و سیرت خوب و کردار نیک. اگر این بهار واقعی باشد، بایستی مراقب باشیم.
تا ابد واز و ولنگیم امان از من وتو
من و تو هر دو جفنگیم امان از من و تو
هوش مصنوعی: ما همیشه در سردرگمی و بی‌قیدی به سر می‌بریم، و هیچ‌کدام از ما بر دیگری برتری نداریم. هر دو در دام افکار بی‌فایده‌ای گرفتار هستیم.

حاشیه ها

1399/06/03 14:09
کیومرس

“ما چنین مردمانی هستیم و بس”
خرد یارمان!!؟؟