گنجور

کار ما بالا گرفت‌!

شاه نو بر تختگه ماوا گرفت
بار دیگر حق به مرکز جا گرفت
بار دیگر کار ما بالا گرفت
آتش اندر خصم بی‌پروا گرفت
مجلس سرگشته از نو پا گرفت
کام مفسد مظهر خمیازه شد
شهر ظلم و جور بی‌دروازه شد
نام آزادی بلندآوازه شد
حمد یزدان‌، جان ملت تازه شد
شکر ایزد، کار ما بالا گرفت
آنکه کرد از نیکوئی کار وطن
آفرین‌ها بر سپهدار وطن
آنکه گشت از جان و دل یار وطن
نیز صد تحسین به سردار وطن
زین دو تن کار وطن مبنا گرفت
کار ما ترویج آئین است و بس
زین کشاکش قصد ما این است و بس
کام ما زین شهد، شیرین است وبس
ملجوئ ما حجت دین است و بس
بود لطف او که دست ما گرفت
روز شادی و سرور است ای بهار
چشم استبداد کور است ای بهار
عیش و شادی از تو دور است ای بهار
هم به تشویقت قصور است ای بهار
زانکه گردون کینهٔ دانا گرفت

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: مسمط
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

شاه نو بر تختگه ماوا گرفت
بار دیگر حق به مرکز جا گرفت
هوش مصنوعی: سلطانی نو بر روی تخت نشست و بار دیگر حق و عدالت در مرکز قرار گرفت.
بار دیگر کار ما بالا گرفت
آتش اندر خصم بی‌پروا گرفت
هوش مصنوعی: دوباره اوضاع ما به شدت تغییر کرد و آتش در دل دشمن بی‌احتیاط شعله‌ور شد.
مجلس سرگشته از نو پا گرفت
هوش مصنوعی: جلسه دوباره جان تازه‌ای گرفت و به سمت جلو حرکت کرد.
کام مفسد مظهر خمیازه شد
شهر ظلم و جور بی‌دروازه شد
هوش مصنوعی: خواسته‌ها و اقدامات ناپسند در شهر باعث به وجود آمدن وضعیتی آشفته و بی‌نظم شده است، به طوری که دیگر هیچ حریمی برای آن وجود ندارد و همه‌چیز به حالتی نامناسب درآمده است.
نام آزادی بلندآوازه شد
حمد یزدان‌، جان ملت تازه شد
هوش مصنوعی: اسم آزادی به خوبی شناخته شد و به خاطر آن، روح ملت دوباره زنده و شاداب گشت.
شکر ایزد، کار ما بالا گرفت
هوش مصنوعی: سپاس خداوند که کار ما به خوبی پیش رفت و بالا گرفت.
آنکه کرد از نیکوئی کار وطن
آفرین‌ها بر سپهدار وطن
هوش مصنوعی: کسی که با کارهای خوبش، موجب سازندگی و آبادانی این سرزمین می‌شود، شایسته‌ی ستایش و تقدیر از سوی حاکم و رهبر آن سرزمین است.
آنکه گشت از جان و دل یار وطن
نیز صد تحسین به سردار وطن
هوش مصنوعی: آن کسی که با تمام وجودش به وطن عشق می‌ورزد، شایسته‌ی هزاران ستایش و احترام است.
زین دو تن کار وطن مبنا گرفت
هوش مصنوعی: این دو نفر پایه‌گذار کار و خدمت به وطن شدند.
کار ما ترویج آئین است و بس
زین کشاکش قصد ما این است و بس
هوش مصنوعی: کار ما فقط ترویج و گسترش دین است و هیچ چیز دیگری. در این هیاهو تنها هدف ما همین است.
کام ما زین شهد، شیرین است وبس
ملجوئ ما حجت دین است و بس
هوش مصنوعی: خواسته‌های ما تنها از این شربت شیرین تأمین می‌شود و برای ما، پناهگاه و ملجأ، دلیل و سند دین است و همین کافی است.
بود لطف او که دست ما گرفت
هوش مصنوعی: لطف و محبت او سبب شد که دست ما را بگیرد و به ما کمک کند.
روز شادی و سرور است ای بهار
چشم استبداد کور است ای بهار
هوش مصنوعی: روز شادی و خوشحالی است، ای بهار! چشم‌های استبداد دیگر نمی‌توانند تو را ببینند. ای بهار!
عیش و شادی از تو دور است ای بهار
هم به تشویقت قصور است ای بهار
هوش مصنوعی: ای بهار، خوشی و شادی از تو دور است و این دوری ناشی از کوتاهی و کم‌توجهی توست.
زانکه گردون کینهٔ دانا گرفت
هوش مصنوعی: چرا که آسمان، عداوت و کینهٔ دانشمند را به خود پذیرفت.