بخش ۹ - تمثیل
گشت مردی شریک پرخواری
کرد تقسیم توشه را باری
گفت یک چیز ازین دوگانه بخواه
خربزه یا که هندوانه بخواه
گفت من هر دوانه میخواهم
خربزه، هندوانه میخواهم
برد مشروطه داغ و چوب و فلک
جای آن ساخت حبس نمره یک
شحنهٔ شهر هر دو وانه گرفت
خربزه داشت هندوانه گرفت
کرد منباب دبه و لنجه
حبس تاریک جفت اشکنجه
دستبند و شکنجههای دگر
تازبانه ز جملگی بدتر
گاهگاهی هم از پی تحقیق
آب جوشیده میشود تزریق
آن شنیدم که «هایم» بدبخت
مبتلا شد بدین شکنجهٔ سخت
تا گروهی ز عارف و عامی
یار خود سازد، اینت بدنامی
و آن یهودی ز تهمت دگران
بست لب با چنین عذاب گران
وان که او را شکنجه میفرمود
مسلمی بود شومتر ز جهود
بود تشنه، به خون ایرانی
شحنه با دعوی مسلمانی
بود «هایم» بدان دلآگاهی
بهتر از صدهزار «درگاهی»
کاو به ناحق نبرد نام کسی
وین به خلق افترا ببست بسی
برد از آغاز آن جهول ظلوم
دست در خون عشقی مظلوم
بعد از آن تا زند مؤسس را
زد به تیر بلا «مدرس» را
شحنهٔ شهر چون که شد فتاک
دگران را ز قتل و فتک چه باک
دارم افسانهای ز «درگاهی»
شاهکاریست بشنو ار خواهی
اطلاعات
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
گشت مردی شریک پرخواری
کرد تقسیم توشه را باری
هوش مصنوعی: مردی در کار نوشیدن و خوشگذرانی شریک شد و مسئولیت تقسیم بار و توشه را بر عهده گرفت.
گفت یک چیز ازین دوگانه بخواه
خربزه یا که هندوانه بخواه
هوش مصنوعی: از تو میخواهم که یکی از این دو گزینه را انتخاب کنی: یا خربزه را بخواه، یا هندوانه را بخواه.
گفت من هر دوانه میخواهم
خربزه، هندوانه میخواهم
هوش مصنوعی: او گفت من هر نوع میوهای که بخواهم، به دنبال خربزه و هندوانه هستم.
برد مشروطه داغ و چوب و فلک
جای آن ساخت حبس نمره یک
هوش مصنوعی: پس از پیروزی مشروطه، به جای آزادی و حقوق انسانی، مردم با درد و رنج و مجازاتهای سخت مواجه شدند و فضای خفقان و سرکوب حاکم شد. در واقع، انتظارها به ناامیدی تبدیل شد و اوضاع به سوی زندان و محدودیت رفت.
شحنهٔ شهر هر دو وانه گرفت
خربزه داشت هندوانه گرفت
هوش مصنوعی: شهر، خود را به نمایش گذاشت و با وجود اینکه خربزه داشت، از هندوانه هم بهرهمند شد.
کرد منباب دبه و لنجه
حبس تاریک جفت اشکنجه
هوش مصنوعی: در نیکی و کارهای خوب، مانند دو ظرف که در تنگنا هستند، زمان دشواری میگذرانم.
دستبند و شکنجههای دگر
تازبانه ز جملگی بدتر
هوش مصنوعی: دستبند و دیگر شکنجهها، تازهترین و بدترین عذابها هستند.
گاهگاهی هم از پی تحقیق
آب جوشیده میشود تزریق
هوش مصنوعی: گاهی اوقات برای بررسی و تحقیق، آب به جوش میآید و به درون تزریق میشود.
آن شنیدم که «هایم» بدبخت
مبتلا شد بدین شکنجهٔ سخت
هوش مصنوعی: شنیدم که «هایم» بدبخت به این عذاب سنگین گرفتار شد.
تا گروهی ز عارف و عامی
یار خود سازد، اینت بدنامی
هوش مصنوعی: وقتی عدهای از عارفان و مردم عامی، به یکدیگر نزدیک شوند و دوستان یکدیگر شوند، این امر باعث میشود که شهرت و اعتبارشان آسیب ببیند.
و آن یهودی ز تهمت دگران
بست لب با چنین عذاب گران
هوش مصنوعی: یهودی به خاطر تهمتهای دیگران، سکوت اختیار کرده و زیر بار عذاب و رنج سنگینی رفته است.
وان که او را شکنجه میفرمود
مسلمی بود شومتر ز جهود
هوش مصنوعی: شخصی که او را شکنجه میکرد، مسلمان بود و از یهودیها بدتر و بدذاتتر به نظر میرسید.
بود تشنه، به خون ایرانی
شحنه با دعوی مسلمانی
هوش مصنوعی: شخصی که به خاطر ادعای مسلمانی، به خون ایرانیان تشنه است.
بود «هایم» بدان دلآگاهی
بهتر از صدهزار «درگاهی»
هوش مصنوعی: وجود آگاهی و شناختی که من دارم، از صد هزار درگاه و راههای دیگر بهتر است.
کاو به ناحق نبرد نام کسی
وین به خلق افترا ببست بسی
هوش مصنوعی: کسی که به ناحق نام فردی را میبرد، باعث میشود که به مردم اتهامهای زیادی بسته شود.
برد از آغاز آن جهول ظلوم
دست در خون عشقی مظلوم
هوش مصنوعی: از ابتدا برمیخیزد آن نادانی ستمگر، که دستش در خون عشق بیگناهی فرو رفته است.
بعد از آن تا زند مؤسس را
زد به تیر بلا «مدرس» را
هوش مصنوعی: پس از آن، مؤسس را به تیر بلای سخت هدف قرار دادند و «مدرس» را نیز گرفتار مشکلات کردند.
شحنهٔ شهر چون که شد فتاک
دگران را ز قتل و فتک چه باک
هوش مصنوعی: وقتی نگهبان شهر به خطر افتاد، دیگران از قتل و کشتار چه نگرانی دارند؟
دارم افسانهای ز «درگاهی»
شاهکاریست بشنو ار خواهی
هوش مصنوعی: داستانی دارم درباره «درگاهی»، که اثر شگفتآوری است. اگرمایل هستی، گوش کن.