بخش ۳ - در مذمت مخدرات و مسکرات
باده و این همه ز باده بتر
که برآورده دودمان از سر
یا ز پرکاری است و کمخواری
یا ز پرخواری است وکمکاری
چون که عدل از میانه برخیزد
عقل وخیروصلاح بگریزد
آن توانگر ز بس تن آسانی
خسته گردد کند هونرانی
تا عذاب درونش کم گردد
پیش خم شراب خم گردد
تا ز تنپروری دمی برهد
سوی بنگ وشراب روی نهد
کارگر هم ز فرط بدبختی
ازغم و رنج و محنت و سختی
ساغری درکشد که مست شود
دور از آن عالمی که هست شود
این ز تفریط و آن دگر زافراط
هر دو گردند منقطع ز نشاط
پس به رغم طبیعت ساده
این کشد چرس و آن خورد باده
کارها گر ز روی داد بود
همه کس نیکبخت و شاد بود
ور شدی یاوه آز و ناکامی
زبستی شاد عارف و عامی
غصه و غم چو رفت و بیکاری
دوستی آید و بیآزاری
همه از نعمت خدای جهان
متنعم در آشکار و نهان
هرکسی حرفتی گرفته به پیش
نه توانگر بهجای و نه درویش
حرص و خشم از جهان پراکنده
شده گیتی به عدل آکنده
آن زمان خاک حکم زر دارد
زندگی لذتی دگر دارد
زندگانی جمال و فرگیرد
ذوقها جنبشی دگر گیرد
قتل و دزدی و غیبت و بهتان
نیست گردد چو عقل شد سلطان
چون خردگشت بر جهانسالار
شیخ و شحنه روند و منبر و دار
چون که خالی شدند خلق از آز
سر نهند از نشیب سوی فراز
چون غم نان شب فرامش گشت
شعلهٔ کین و آز خامش گشت
طی شود رسم آکل و مأکول
اهرمن گردد از عمل معزول
شعلهٔ معرفت زبانه زند
ایمنی بانگ بر زمانه زند
حرکت جوهری سریع شود
چرخ و اختر تو را مطیع شود
کنی -ار بگذری ازاین پستی -
ای بسا عیش و ای بسا مستی
کاندرین حال عیش و مستی نیست
غیر حرص و درازدستی نیست
این بنا بهر این گذاشتهاند
واندرو نقشها نگاشتهاند
تا تو بر زندگی دلیر شوی
نه که از عمر خویش سیر شوی
شاد باشی و عزم کارکنی
گوهر خویش آشکار کنی
کنی اندیشههای نغز سترگ
تا شوی درخور مقام بزرگ
قوت روح را بروز دهی
پای بر تارک سپهر نهی
سخت بیانتهاست قوت تو
تا چه فتوی دهد فتوت تو
ای دریغا که عامه کور و کر است
رهبرش نیز عامی دگر است
گفت عیسی و شد صلیب سوار
گفت منصور و رفت بر سردار
هست با شیخ و شحنه تیغ و عصا
کس نیارد چخید با رؤسا
بخش ۲ - گفتار دوم در خلقت جهان: آن مهندس که این بنا پرداختبخش ۴ - گفتار سوم سبب نظم کتاب: داشت امسال ماه فروردین
اطلاعات
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
باده و این همه ز باده بتر
که برآورده دودمان از سر
هوش مصنوعی: نوشیدنی و همهی لذتهای آن، از این مهمتر است که دودمان و نسلها را از منشاء خود دور و بینصیب کرده است.
یا ز پرکاری است و کمخواری
یا ز پرخواری است وکمکاری
هوش مصنوعی: این جمله به بیان تفاوتهای رفتاری و عملکردی افراد اشاره دارد. به این معناست که یا فرد به دلیل تلاش و کار زیاد، از خود فروتنی و تواضع کمتری نشان میدهد، یا برعکس، به خاطر کمکاری ممکن است اعتماد به نفس بیشتری داشته باشد و خود را پرخودپسند تر به نمایش بگذارد. در واقع، این جمله به ارتباط بین سختکوشی و ویژگیهای شخصیتی اشاره دارد.
چون که عدل از میانه برخیزد
عقل وخیروصلاح بگریزد
هوش مصنوعی: وقتی که عدالت از میان برود، عقل و خیر و صلاح نیز دور میشوند.
آن توانگر ز بس تن آسانی
خسته گردد کند هونرانی
هوش مصنوعی: توانگر که به واسطه راحتطلبی و بیتحرکی، به زودی خسته و دلزده میشود.
تا عذاب درونش کم گردد
پیش خم شراب خم گردد
هوش مصنوعی: برای اینکه عذاب درونش کاهش یابد، به سمت خم شراب میرود.
تا ز تنپروری دمی برهد
سوی بنگ وشراب روی نهد
هوش مصنوعی: برای لحظهای از تنبلی و کسالت فاصله بگیرد و به سمت خوشی و لذتهای ناب مانند شراب و تفریح حرکت کند.
کارگر هم ز فرط بدبختی
ازغم و رنج و محنت و سختی
هوش مصنوعی: کارگر به خاطر مشکلات و سختیهای زیاد زندگی، از غم و رنج رنج میبرد و به شدت متأثر و ناامید است.
ساغری درکشد که مست شود
دور از آن عالمی که هست شود
هوش مصنوعی: جامی مینوشد که باعث مستیاش شود و او را از دنیای موجود دور کند.
این ز تفریط و آن دگر زافراط
هر دو گردند منقطع ز نشاط
هوش مصنوعی: دو حالت افراط و تفریط باعث میشود که انسان از شادابی و نشاط دور شود.
پس به رغم طبیعت ساده
این کشد چرس و آن خورد باده
هوش مصنوعی: با وجود اینکه طبیعت انسانها ساده و طبیعی است، برخی به سراغ مواد مخدر میروند و برخی دیگر به نوشیدن مشروبات الکلی مشغول میشوند.
کارها گر ز روی داد بود
همه کس نیکبخت و شاد بود
هوش مصنوعی: اگر همه چیز به سرنوشت و تقدیر وابسته باشد، پس همهی مردم خوشبخت و خوشحال خواهند بود.
ور شدی یاوه آز و ناکامی
زبستی شاد عارف و عامی
هوش مصنوعی: اگر به دلیل آز و ناکامی، سخن بیهودهای میگویی، این موضوع باعث شادمانی عارفان و مردم عادی خواهد شد.
غصه و غم چو رفت و بیکاری
دوستی آید و بیآزاری
هوش مصنوعی: وقتی غم و اندوه از زندگی کنار بروند، وقت آن است که دوستی و آرامش به سراغ انسان بیاید و او از درد و رنج دور شود.
همه از نعمت خدای جهان
متنعم در آشکار و نهان
هوش مصنوعی: همه مردم به طور علنی و پنهانی از لطف و نعمتهای خداوند در زندگی برخوردارند.
هرکسی حرفتی گرفته به پیش
نه توانگر بهجای و نه درویش
هوش مصنوعی: هر کسی که موقعیتی را در دست گرفته، نه ثروتمند میتواند به او کمک کند و نه فقیر.
حرص و خشم از جهان پراکنده
شده گیتی به عدل آکنده
هوش مصنوعی: طمع و خشم در دنیا منتشر شدهاند و جهان با عدالت پر شده است.
آن زمان خاک حکم زر دارد
زندگی لذتی دگر دارد
هوش مصنوعی: در آن زمان، خاک ارزش طلا را پیدا میکند و زندگی به نوعی دیگر از لذت میرسد.
زندگانی جمال و فرگیرد
ذوقها جنبشی دگر گیرد
هوش مصنوعی: زندگی زیبایی و شوق را به دیگرگونهای درمیآورد و حرکتی نو به خود میگیرد.
قتل و دزدی و غیبت و بهتان
نیست گردد چو عقل شد سلطان
هوش مصنوعی: وقتی عقل و درک آدمی حاکم شود، دیگر کارهای ناپسند مانند قتل، دزدی، غیبت و بهتان از بین میروند.
چون خردگشت بر جهانسالار
شیخ و شحنه روند و منبر و دار
هوش مصنوعی: زمانی که عقل و خرد در دنیا حاکم شود، کسانی مانند شیخ، شحنه (دولتمرد)، منبر و دار (اعدام) در کنار هم قرار میگیرند.
چون که خالی شدند خلق از آز
سر نهند از نشیب سوی فراز
هوش مصنوعی: زمانی که مردم از آز و طمع خالی شوند، به سمت اوج و تعالی حرکت میکنند.
چون غم نان شب فرامش گشت
شعلهٔ کین و آز خامش گشت
هوش مصنوعی: زمانی که غم و فکر نان شب فراموش شد، آتش کینه و آز نیز خاموش گردید.
طی شود رسم آکل و مأکول
اهرمن گردد از عمل معزول
هوش مصنوعی: وقتی که عادات ناپسند و رفتارهای غلط از بین بروند، شیطان و نیروهای منفی از تأثیرگذاری بر انسان دور میشوند.
شعلهٔ معرفت زبانه زند
ایمنی بانگ بر زمانه زند
هوش مصنوعی: شعلهٔ آگاهی و دانش روشن میشود و به خوبی بر دنیا تأثیر میگذارد.
حرکت جوهری سریع شود
چرخ و اختر تو را مطیع شود
هوش مصنوعی: به زودی با تغییرات تحولی و سریع، چرخش عالم و ستارگان تحت تاثیر قرار خواهد گرفت و به فرمان تو در خواهند آمد.
کنی -ار بگذری ازاین پستی -
ای بسا عیش و ای بسا مستی
هوش مصنوعی: اگر از این مشکلات و سختیها عبور کنی، به شادیها و لذتهای زیادی دست پیدا خواهی کرد.
کاندرین حال عیش و مستی نیست
غیر حرص و درازدستی نیست
هوش مصنوعی: در این وضعیت خوشی و شادی، چیزی جز طمع و ولع نیست.
این بنا بهر این گذاشتهاند
واندرو نقشها نگاشتهاند
هوش مصنوعی: این ساختمان را به این خاطر ساختهاند و در آن طرحها و نقوشی طراحی کردهاند.
تا تو بر زندگی دلیر شوی
نه که از عمر خویش سیر شوی
هوش مصنوعی: برای اینکه در زندگی شجاع و دلیر باشی، نباید به دنبال خستگی و پایان عمر خود باشی.
شاد باشی و عزم کارکنی
گوهر خویش آشکار کنی
هوش مصنوعی: شاد زندگی کن و با اراده به انجام کارها بپرداز، تا استعداد و ظرفیت درونت را نمایان کنی.
کنی اندیشههای نغز سترگ
تا شوی درخور مقام بزرگ
هوش مصنوعی: برای اینکه شایستگی یک مقام بلند و بزرگ را پیدا کنی، باید به افکار عمیق و ارزشمند پرداخته و آنها را پرورش دهی.
قوت روح را بروز دهی
پای بر تارک سپهر نهی
هوش مصنوعی: توانایی و قدرت روح را نشان بدهی و بر بالای آسمانها قرار بگیری.
سخت بیانتهاست قوت تو
تا چه فتوی دهد فتوت تو
هوش مصنوعی: قدرت و توانایی تو به حدی بینهایت است که نمیتوان دربارهی جوانمردی و شجاعت تو نظری قطعی داد.
ای دریغا که عامه کور و کر است
رهبرش نیز عامی دگر است
هوش مصنوعی: افسوس که مردم نادان و بیفهم هستند و رهبرشان هم شخصی نادان و دیگرگون است.
گفت عیسی و شد صلیب سوار
گفت منصور و رفت بر سردار
هوش مصنوعی: عیسی صحبت کرد و بر صلیب رفت، منصور هم سخن گفت و بر سردار پیش رفت.
هست با شیخ و شحنه تیغ و عصا
کس نیارد چخید با رؤسا
هوش مصنوعی: همراه با روحانی و فرمانروا، کسی جرأت نمیکند با ریتم و شوق ابراز وجود کند.
حاشیه ها
1402/02/04 11:05
یزدانپناه عسکری
25- حرکت جوهری سریع شود - چرخ و اختر تو را مطیع شود
***
[یزدانپناه عسکری*]
حرکت جوهری انسان از صورت نوعیه اش تحقق مییابد.