برگردان به زبان ساده
اِمْشَوْ دَرِ بِهشتِ خُدا وٰایَهُ پِنْدَرِیٖ
ماهِر عُرُس مِنَن شو آرایه پندری
هوش مصنوعی: به بهشت خدا قدم بگذارید و از زیباییهای آن لذت ببرید، با دانایی و حکمت، میتوانید به شادی و خوشبختی دست یابید.
او زهره گَه مِگی خَطِرِیْ ماهِ رِه مِخَهْ
واز مُوشْتِری به زهره خَطِرْ خوایَهْ پِنْدَری
هوش مصنوعی: او زهره را به گردانه ماه مثل میداند و از مشتری به زهره میگوید که در زیبایی و دلربایی مشابه هستند.
ماه تِمُوم، یوسفَ وُ زهره کنج ابر
از پُوشتِ پرده چشم زلیخایَهْ پِنْدَرِی
هوش مصنوعی: ماه کامل و زیبایی همچون یوسف و زهره، پشت ابرها پنهان است و در پرده چشم زلیخا تصویرش دیده میشود.
چُخْدِ فِلک مثال بساط جواهری
پُور از جواهِرَه، تهِ دِریایَهْ پِنْدَرِی
هوش مصنوعی: این دنیا مانند یک سفره پر از جواهرات است، که در عمق دریاها درخشندگی خاصی دارد.
یا وَخْتِ صُحْبِ، رویِ چمن وا وُ نیمهوا
سیصد هزار نرگس شهلایَهْ پِنْدَرِی
هوش مصنوعی: در روزهای خوش، بر روی چمن نشستهام و نیمهوا با دیدن سیصد هزار نرگس زیبا و شگفتانگیز، شگفت زدهام.
اَیْ بُرِّ زروِرَقْ که بِزِی چُخْدِ آسمون
چِسْبُنْدهاَنْ، بِرِی خَطِرِ مایَهْ پِنْدَرِی
هوش مصنوعی: ای برادرزرو، که تو را در زحمت آسمان قرار دادهاند، اکنون در خطر مهمی قرار داری.
چِسْبُنْدَه قُشْدِلی به کَغَذْباذِشْ آسمون
ور کهکشونش دُنْبَلَه پیدایَهْ پِنْدَرِی
هوش مصنوعی: در اینجا، به نظر میرسد که فردی در حال توصیف زیبایی و جذابیتی از موجودی یا چیزی است که به آسمان و کهکشان مرتبط است. او به نوعی به آپارتمان یا مکان زندگی اشاره میکند که در آن، جلوههای زیبای آسمان و کهکشان قابل مشاهده است. این توصیف میتواند به حس شگفتی و زیبایی اشاره داشته باشد که در مقابل آسمان و جهان هستی وجود دارد.
سه خواهرون کشیده به پیشجدی قطار
سه چوچه دَنْبَلَهْ سرِ بابایَهْ پِنْدَرِی
هوش مصنوعی: سه خواهر کوچک در صفی ایستادهاند، شبیه اسبهایی که دنبال پدرشان میدوند.
گُسبَندِگر نِگا بفلک، چهره با گُذَل
میدون شاخ جنگی و دعوایَهْ پِنْدَرِی
هوش مصنوعی: اگر به آسمان نگاه کنی، چهرهای خشن و پرخاشگر از جنگ و دعوا را خواهی دید.
جوزا گیریفته گورَنَه افتاده پوشت گو
بومب فلک مثال گورگایه پندری
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به نوعی از وضعیت انسانی اشاره دارد که در شرایط سخت و ناامید کننده به سر میبرد. او را به کسی تشبیه میکند که در شرایطی مشابه گورگایه (موجودی شبیه به گرگ) گرفتار شده و به سمتی حرکت میکند که شبیه به بومبی (سروصدای ناشی از یک بلای طبیعی) است. این تصویر نشاندهندهی مبارزه فرد با مشکلاتی است که بر سر راه او قرار دارد.
خرچنگ کرده خف که بچسبه بِگُند او
ایساخ که پوشت لمبر جوزایه پندری
هوش مصنوعی: خرچنگ به سمت خف میرود و اگر بچسبد، او را به شدت زخمی میکند. این وضعیت به گونهای است که شاید در نهایت او را به سوی خطر جلب کند.
اُو شیرِ گَز نگا مِخَه گُندُم چرا کنه
نزدیک خوشه وِسْتَدَه، چار وایَهْ پِنْدَرِی
هوش مصنوعی: او شیر گاز را میبیند، چرا به خوشه نزدیک نشود و در آنجا ایستاده است؟ چهار پنداری دارد.
عقرب نشسته پوشت ترازوی ظالمی
یا چالدار و شاطر و نونوایه پندری
هوش مصنوعی: عقرب در پشت ترازوی یک قاضی بیرحم نشسته است، یا در دکان نانوا و عطار، در حالی که مشغول پند و اندرز دادن است.
نیمسب، نِصب تَن اَدِمَهی تیرکمون بدست
نصب دیگش به اسب معینایهپندری
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به تصویرسازی از فردی میپردازد که تیرکمونی در دست دارد و دیگی را بر روی اسب میچرخاند. این تصویر به نوعی نشاندهندهی تعادل بین قدرت و کارایی است و همچنین به سختیهای زندگی و تلاشهای مداوم اشاره میکند. شاعری با این تصویر به ما میآموزد که چگونه میتوان میان فعالیتهای مختلف زندگی تعادل ایجاد کرد.
اُو بوزغَلَر نگا، مِزِنَه ور بپیش چا
ازتوشنگی و، دل بته چایه پندری
هوش مصنوعی: به او نگاه کن، چقدر از نظر تو به جلو و به سمت روشنایی میرود و دلش را به اندیشهها میسپرد.
ماهی به بوز مِگَه که اگر اَو مِخَی بُدُم
بوزپوز مگردنه که اُوت لایه پندری
هوش مصنوعی: ماهی به بوز نگو که اگر من به زمین بیفتم، او به لکنت زبان میافتد و حواسش پرت میشود.
ای خیمگای شو بَزِیَ و ای عَرُسچههاش
حکم عرسچههای مقوایه پندری
هوش مصنوعی: ای خیمهگاه، شو بَزی! و ای عروسکها، مثل عروسکهای مقوایی، رفتار کنید.
اینا همش درغگنی و پوچ ای رفیق
از پوچ و از درغ چه تمنایه پندری
هوش مصنوعی: دوست عزیز، این حرفها فقط بیمعنا و بیپایه هستند. از بیپایه و بیمحتوا بودن چنین سخنانی چه انتظاری میتوان داشت؟
نزدیکاگر بری تو مبینی که هیچه نیست
اوکه ز دورگنبد مینایه پندری
هوش مصنوعی: اگر به چیزی نزدیک شوی، متوجه میشوی که آن چیز هیچ ارزش خاصی ندارد؛ اما اگر از دور نگاه کنی، ممکن است تصور کنی که آن چیز بزرگ و مهم است.
از بس شنیده گوش تو کِلپتره و جفنگ
بالای آسمون خِنه شایه پندری
هوش مصنوعی: به دلیل شنیدن مداوم و ناچیز، گوش تو نسبت به حقیقتها بیتفاوت و بیاعتنا شده است و به مسائل بیاهمیت و سطحی توجه میکند.
هستگ خدا مثال یکی پادشای پیر
آهرکش دمین عالم بامفه پندری
هوش مصنوعی: خداوند مانند یک پادشاهی است که هرگز پیر نمیشود و با دانشی عمیق بر تمام عالم حکمرانی میکند. او بینایی و بصیرتی دارد که میتواند به همه موجودات پند دهد و آنها را راهنمایی کند.
بالایِ آسمون تو مِگی عَرشَه و خدا
بالای عرش یکتنه ور پایه پندری
هوش مصنوعی: در آسمان، عرش وجود دارد و خداوند در بالای آن به تنهایی نشسته است، در حالی که بر روی این پایه، فکر و اندیشه انسان قرار دارد.
تو پندری خدا بمثال فریشتهٔه
یا نه مثال مردم دنیایه پندری
هوش مصنوعی: تو مانند فرشتهای به خدا فکر میکنی یا اینکه به مانند مردم دنیا به او اندیشه میکنی؟
هرجاکه را مره آدماش با خدش مرن
دیوون ختش چو حیطه مصفایه پندری
هوش مصنوعی: هر جا آدمها با خودشان روبرو میشوند، دیوانگیهای خود را میشناسند. در حین این مواجهه، انسانها به درکی از اصلیترین نکات زندگی دست مییابند.
شُو تا سحر مُخُسبَه و از صُحب تا بِه شُو
مشغول جنب وجوش و تقلایه پندری
هوش مصنوعی: تا صبح، بیوقفه و پرتلاش به کار و تلاش بپرداز و از گفتگوها و صحبتها غافل مشو و به جنبوجوش ادامه بده.
هر روز دِ مینِ حُولی بیرونیَه مِگی
هر شو دمین حولی سیوایه پندری
هوش مصنوعی: هر روز در حیاط بیرون، صدای درختان و آوای پرندگان را میشنوم که ذهنم را پر از اندیشه میکند.
لاپُرت بنده هاره بِزش هر سِعَت مِدَن
لاپُرتها دِمین پِکِت هایه پندری
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی اشاره دارد به بردگی و کار کردن برای دیگران. در واقع، بیانگر این است که فرد ممکن است در شرایطی قرار بگیرد که به خاطر ضعف یا ناتوانی مجبور به تحمل بار کار دیگران شود و این وضعیت همواره در زندگی او تکرار میشود. به عبارت دیگر، این بیان احساس خستگی و ناتوانی را در برابر مسئولیتها و انتظارات دیگران نشان میدهد.
فمبرت هاژه هی مخنه هی حکم مده
حکمش د حق ما و تو مجرایه پندری
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که نباید به دیگران دستور دهیم و نباید قضاوت کنیم. ما باید به خود و اعمالمان توجه کنیم و به درستی آنها پی ببریم. در نتیجه، هر فردی باید مسئولیت کارهای خود را بپذیرد و درک کند که نیت و حکم واقعی در نهایت بر اساس حقیقتی که وجود دارد شکل میگیرد.
هرکس که مومنه به بهشتش مِتِپَنن
اونجه اجیل مجتهدا رایه پندری
هوش مصنوعی: هر کسی که به ایمان خود پایبند باشد، به بهشت میرود، جایی که خوراک و نعمتهای گوناگون در اختیارش قرار میگیرد.
هرکس که کافر بجهندم مره یقین
اونجه بری مو و تو درش وایه پندری
هوش مصنوعی: هرکسی که به کفر و انکار بپردازد، مطمئن باش که در آنجا دچار دردسر میشود و تو هم در این جریان پند و عبرتی خواهی آموخت.
یک بنده ر مکوشه یکی ر مزاینه
قِصّابَه العیاذم و مامایَه پِندَرِی
هوش مصنوعی: یک بنده در تلاش است تا از سختیها فرار کند و دیگری به مدد دستان مهربان و کارشناسش به زندگی دیگران کمک میکند.
آجاش دلش نسخته بذی مردم فقیر
او دشمنِ فقیر و مِقیرایَه پِندَرِی
هوش مصنوعی: دل کسی که به فکر دیگران نیست، همیشه در آتش حسرت و غم میسوزد. او نسبت به فقرا و نیازمندان بیتوجه است و به جای همدلی، فقط احساس دشمنی میکند.
رزق خلایقاره د صندق قیم منه
بخشیدنش بخلق به دلخوایه پندری
هوش مصنوعی: روزى مردم را خدا از مخزنى بزرگ به آنها عطا مىکند، و بخشش آن به خلق به گونهاى است که همگى خوشدل و خوشحال هستند.
از عاقلا مِگیرَه مِبَخشه به جاهلا
از بیخ عدوی مردم دانایه پندری
هوش مصنوعی: از حکمای خردمند، چیزی نگیری و به نادانها ببخشی. از بیخ، دشمنی با مردم باهوش را بشناس و پند بگیر.
دانا بِرِی دو پول دَرِ دِکّون مَعَطّلِه
احمق نشسته مین اتل، شایه پندری
هوش مصنوعی: خردمند در دکانی دو پول را به زمین گذاشته و بیکار نشسته است، در حالی که شخص نادان همچنان در حال نوشیدن شراب است و نصیحت نمیپذیرد.
نون و دِراغ و هِندَوَنهٔ کَغ اگر نبود
درویش پیش زن بچه رسوایه پندری
هوش مصنوعی: اگر نان و درهم و هندوانه نبود، درویش پیش زن و بچهاش بینوا و بیآبرو میشد.
اخکوک و نون کنجل وزردک اگررسید
کارگر دمین کرخنه آقای پندری
هوش مصنوعی: این بیت به تأکید بر این اشاره دارد که در حالتی که کارها خوب پیش نمیرود و مشکلاتی پیش آمده، باید با صبر و تحمل به دنبال راهحل باشیم و نگرانیها را کنار بگذاریم. در واقع، به نوعی نشان میدهد که در زندگی مشکلاتی وجود دارد، اما با تلاش و همت میتوان به بهبودی رسید.
مردم بهعیدآلیش مکثن رخت ورخت ما
آلیش نرفته، پست تن مایه پندری
هوش مصنوعی: مردم در عید به جشن و سرور مشغولند، در حالی که ما هنوز در اندیشههای خود غرق هستیم و به فکر آمادهسازی نیستیم. این وضعیت باعث میشود احساس کنیم که در زیر بار فشار و سختی زندگی گرفتار شدهایم.
خرکس برو که یک بیک کار خرکسا
امروزشا نمونهٔ فردایه پندری
هوش مصنوعی: برو به کارهای خود رسیدگی کن، که امروز باید با دقت و توجه بیشتری عمل کنی تا برای فردا درس عبرتی باشد.
با کیسن خلی امدن ما بذی بساط
تنها بری نگا و تماشایه پندری
هوش مصنوعی: ما با دوستان خود به مهمانی آمدهایم، اما حالا تنها نشستهای و فقط در حال تماشا و پند دادن هستی.
فرخ اگر جواب کنه ای قصیده ره
با ما هنز مثال قدیم وایه پندری
هوش مصنوعی: اگر فرخ به ما پاسخ دهد، میتوانیم در سخنسرایی به قدیم و سنتهای دیرینمان اشاره کنیم و از آنها الهام بگیریم.
ما یک کِلیمه گفتم از اسرار و گپ تموم
کار خدا بهار معمایه پندری
هوش مصنوعی: من یک حرف از رازها زدم و تمام کارهای خدا را مانند بهار در قالب یک معما میبینم که در آن پند و اندرز نهفته است.