گنجور

شمارهٔ ۷

یا که به راه آرم این صید دل رمیده را
یا به رهت سپارم این جان به لب رسیده را
یا ز لبت کنم طلب قیمت خون خویشتن
یا به تو واگذارم این جسم به خون طپیده را
یا که غبار پات را نور دو دیده می‌کنم
یا به دو دیده می‌نهم پای تو نور دیده را
یا به مکیدن لبی جان به بها طلب مکن
یا بستان و بازده لعل لب مکیده را
کودک اشگ من شود خاک‌نشین ز ناز تو
خاک‌نشین چرا کنی کودک ناز دیده را
چهره به زر کشیده‌ام بهر تو زر خریده‌ام
خواجه به هیچ‌کس مده بندهٔ زر خریده را
گر ز نظر نهان شوم چون تو به ره گذر کنی
کی ز نظر نهان کنم اشگ به ره چکیده را
بانوی مصر اگر کند صورت عشق را نهان
یوسف خسته چون کند پیرهن دریده را
گر دو جهان هوس بود بی‌تو چه دسترس بود
باغ ارم قفس بود طایر پر بریده را
جز دل و جان چه آورم بر سر ره چو بنگرم
ترک کمین گشاده و شوخ کمان کشیده را
بلعجبی شنیده‌ام‌، چیز ندیده دیده‌ام
اینکه فروغ دیده‌ام دیده کند ندیده را
خیز بهار خون‌جگر جانب بوستان گذر
تا ز هزار بشنوی قصهٔ ناشنیده را

اطلاعات

وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

یا که به راه آرم این صید دل رمیده را
یا به رهت سپارم این جان به لب رسیده را
هوش مصنوعی: یا اینکه این دل فراری را به راه خود ببرم، یا اینکه جان خسته‌ام را به تو بسپارم.
یا ز لبت کنم طلب قیمت خون خویشتن
یا به تو واگذارم این جسم به خون طپیده را
هوش مصنوعی: یا از تو می‌خواهم که بهایی برای خون خودم بگذاری، و یا اینکه این بدن خونین را به تو تسلیم کنم.
یا که غبار پات را نور دو دیده می‌کنم
یا به دو دیده می‌نهم پای تو نور دیده را
هوش مصنوعی: یا غبار پای تو را با چشمانم می‌نگرم، یا اینکه نوری که در چشمانم هست را بر پای تو می‌افکنم.
یا به مکیدن لبی جان به بها طلب مکن
یا بستان و بازده لعل لب مکیده را
هوش مصنوعی: یا از مکیدن لب کسی جان طلب نکن، یا اگر می‌خواهی، دندان بر آن لعل بینداز و دوباره به او برگردان.
کودک اشگ من شود خاک‌نشین ز ناز تو
خاک‌نشین چرا کنی کودک ناز دیده را
هوش مصنوعی: کودکم به خاطر محبت تو غمگین و بی‌قرار می‌شود، چرا تو باید این کودک نازپرورده را آزرده‌خاطر کنی؟
چهره به زر کشیده‌ام بهر تو زر خریده‌ام
خواجه به هیچ‌کس مده بندهٔ زر خریده را
هوش مصنوعی: برای تو چهره‌ام را با طلا زینت بخشیده‌ام و به خاطر تو طلا خریده‌ام. اما (ای خواجه) این بنده‌ را که تنها برای پول خریده‌ام، به هیچ‌کس نده.
گر ز نظر نهان شوم چون تو به ره گذر کنی
کی ز نظر نهان کنم اشگ به ره چکیده را
هوش مصنوعی: اگر من از دید پنهان شوم، تو چگونه در مسیر خود عبور کنی؟ آیا می‌توانم همچون اشکی که در راه افتاده، از دید پنهان شوم؟
بانوی مصر اگر کند صورت عشق را نهان
یوسف خسته چون کند پیرهن دریده را
هوش مصنوعی: اگر زلیخا عشق یوسف را پنهان کند، یوسف خسته چگونه می‌تواند پیراهن پاره‌اش را تعمیر کند؟
گر دو جهان هوس بود بی‌تو چه دسترس بود
باغ ارم قفس بود طایر پر بریده را
هوش مصنوعی: اگر دو دنیا هم آرزو باشد، بدون تو چه فایده‌ای دارد؟ بهشت مانند قفسی خواهد بود برای پرنده‌ای که پرهایش بریده شده است.
جز دل و جان چه آورم بر سر ره چو بنگرم
ترک کمین گشاده و شوخ کمان کشیده را
هوش مصنوعی: جز عشق و احساس چه چیزی می‌توانم به سر راه بیاورم وقتی که نگاه می‌کنم، آن ترک زیبا کمین کرده و کمانش را به دست گرفته است؟
بلعجبی شنیده‌ام‌، چیز ندیده دیده‌ام
اینکه فروغ دیده‌ام دیده کند ندیده را
هوش مصنوعی: شنیده‌ام که یک چیز شگفت‌انگیز وجود دارد؛ چیزی که خودم ندیده‌ام، اما دیدن آن به وسیله نور و روشنی امکان‌پذیر است.
خیز بهار خون‌جگر جانب بوستان گذر
تا ز هزار بشنوی قصهٔ ناشنیده را
هوش مصنوعی: بیدار شو، بهار است و وقت آن رسیده که به باغ بروی و از زیبایی‌ها و شگفتی‌های آن لذت ببری. در اینجا داستان‌های شنیدنی و ناگفته‌ای وجود دارد که باید بشنوی.

خوانش ها

شمارهٔ ۷ به خوانش عندلیب

حاشیه ها

1387/06/07 12:09
ودادیان

مصراع اول بیت اول به لحاظ وزن با بقیه مصراع ها نا همگون است.
شاید یک "ز" بعد از صید و قبل از دل جا افتاده باشد

1387/06/07 12:09
ودادیان

اشتباه از نحوه خواندن من بود.

1389/07/23 23:09
نگین شکروی

با درود وسپاس فراوان
ابیاتی از این غزل از قلم افتاده اند که بدینقرارند:
بیت سوم:
یا که غبار پات را نور دودیده می کنم
یا به دو دیده می نهم پای تو نور دیده را
بیت چهارم:
یا به مکیدن لبی جان به بها طلب مکن
یا بستان و باز ده لعل لب مکیده را
بیت هشتم:
بانوی مصر اگر کند صورت عشق را نهان
یوسف خسته چون کند پیرهن دریده را
بیت یازدهم:
بوالعجبی شنیده ام، چیز ندیده دیده ام
این که فروغ دیده ام،دیده کند ندیده را
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

1397/04/08 21:07
یاسین

سعدی وار سروده شده است