گنجور

(۹) حکایت پیر بخاری و مخنث

یکی پیری بخاری بود در راه
مخنث پیشهٔ را دید ناگاه
چو او را دید تر دامن بعالم
کشید از ننگ او دامن فراهم
مخنث گفت ای مرد بخارا
نشد نقد من و تو آشکارا
مشو امروز نقدت را خریدار
که فردا نقدها گردد پدیدار
چو مقبولی و مردودی عیان نیست
ترا از خویش سود از من زیان نیست
چو تو کوری خود می‌بینی امروز
چرا دامن ز من در چینی امروز
ولی امروز می‌باید مُقامت
که تا فردا رسد خطی بنامت
چو بشنید این سخن آن مرد از وی
بخاک افتاد دل پُر درد از وی
دلا امروز نقد تو که دیدست
که دل از وی بظاهر در کشیدست
تفحص گر کنی از نقد جانت
تحیّر بیش گردد هر زمانت
بفرمان رو چو داری اختیاری
دگر با هیچ کارت نیست کاری
ازینجا گر نکو ور بد برندت
چو بیخود آمدی بیخود برندت

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: کتابخانه تصوف

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

یکی پیری بخاری بود در راه
مخنث پیشهٔ را دید ناگاه
هوش مصنوعی: روزی مردی سالخورده در حال حرکت به سمت جلو بود که به طور ناگهانی فردی با ویژگی‌های خاص را در مسیرش دید.
چو او را دید تر دامن بعالم
کشید از ننگ او دامن فراهم
هوش مصنوعی: زمانی که او را دید، از شرمندگی دامنش را به سوی عالم کشید و به خاطر ننگ او، دامن را جمع کرد.
مخنث گفت ای مرد بخارا
نشد نقد من و تو آشکارا
هوش مصنوعی: مخنث به مرد گفت: ای مرد، در بخارا نقد و حقیقت ما به وضوح مشخص نشد.
مشو امروز نقدت را خریدار
که فردا نقدها گردد پدیدار
هوش مصنوعی: امروز به دنبال خرید چیزی نباش، چون ممکن است فردا فرصت‌ها و گزینه‌های بهتری برای خرید پیش بیاید.
چو مقبولی و مردودی عیان نیست
ترا از خویش سود از من زیان نیست
هوش مصنوعی: اگر تو مورد قبول باشی یا مردود، برای من مشخص نیست و از خودت نمی‌توانم سودی ببرم و از من هم ضرری نیست.
چو تو کوری خود می‌بینی امروز
چرا دامن ز من در چینی امروز
هوش مصنوعی: چرا امروز خود را نادیده می‌گیری و به من متوسل می‌شوی؟
ولی امروز می‌باید مُقامت
که تا فردا رسد خطی بنامت
هوش مصنوعی: اما امروز باید استقامت کنی تا فردا نامه‌ای به نامت برسد.
چو بشنید این سخن آن مرد از وی
بخاک افتاد دل پُر درد از وی
هوش مصنوعی: آن مرد وقتی این حرف را شنید، به زمین افتاد و دلش از درد پر شد.
دلا امروز نقد تو که دیدست
که دل از وی بظاهر در کشیدست
هوش مصنوعی: ای دل، امروز ارزشت را بشناس که دیدی چطور ظاهر با دل بازی می‌کند و تو را فریب می‌دهد.
تفحص گر کنی از نقد جانت
تحیّر بیش گردد هر زمانت
هوش مصنوعی: اگر به جست‌وجو و بررسی عمیق خود از ارزش جان و زندگی‌ات پردازی، هر بار بیشتر از قبل گیج و سردرگم خواهی شد.
بفرمان رو چو داری اختیاری
دگر با هیچ کارت نیست کاری
هوش مصنوعی: وقتی که اختیار انجام کارها را داری، دیگر نیازی به پرداختن به کارهای دیگر نیست.
ازینجا گر نکو ور بد برندت
چو بیخود آمدی بیخود برندت
هوش مصنوعی: اگر از اینجا تو را به خوبی یا بدی ببرند، وقتی که از خود بیخود شده‌ای، به بیخودیت ادامه خواهند داد.

حاشیه ها

1388/03/01 16:06
رسته

بیت: 7
غلط: مقنامت
درست: مقامت

----
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.