بخش ۱۱ - الحکایه و التمثیل
شنودم حال بوالفشِّ چغانی
که گفتندش چرا خر مینرانی
که چون خورشیدِ روشنروی در گشت
بتاریکی فرومانی درین دشت
تو هم ای بُرده اندر دشت خوابت
نراندی خر فروشد آفتابت
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: کتابخانه تصوف
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
شنودم حال بوالفشِّ چغانی
که گفتندش چرا خر مینرانی
هوش مصنوعی: من شنیدم که بوالفلفل، چغانی، ناراحت بود و از او پرسیدند چرا خر را میتازانی.
که چون خورشیدِ روشنروی در گشت
بتاریکی فرومانی درین دشت
هوش مصنوعی: وقتی که چهرهات مانند خورشید درخشان باشد، در این دشت تاریکی نمیتوانی محو شوی و ناپدید شوی.
تو هم ای بُرده اندر دشت خوابت
نراندی خر فروشد آفتابت
هوش مصنوعی: تو هم ای بنده، در دشت خواب خود غرق شدی و حالا که خر تو، نماد تلاش و سختکوشیات، آفتابزده و آسیبدیده است.