گنجور

بخش ۱۰ - در بیان احوال جماعتی که خود را مرشد دانسته و راهبری نمایند و فی الحقیقه راهزنان راه حق‌اند و ضال و مضل‌اند

رهزنان چون رهنما پنداشتی
احمد و بوجهل چون هم داشتی
اشقیا از اولیا نشناختی
دین و دنیا را از آ ن درباختی
کرده ای اعمی تر از خود پیر راه
لاجرم هرگز ندانی ره ز چاه
غول را کردی تصور رهنما
تا که گشتی منکر اهل خدا
ساختی دجال را مهدی پیر
خر ز عیسی واندانی ای فقیر
خود نه پیرست او که شیطان رهست
از طریق رهروان کی آگهست
از کمال اهل معنی ره نبرد
بخش او از جام صورت بود درد
آنکه هرگز ره نداند ای رفیق
رهنمایی چون کند اندر طریق
اهل بدعت شیخ سنت کی بود
ره ندید او کی ترا رهبر شود
آنکه بازد عشق با روی بتان
رهنما نبود، بود از رهزنان
آن ک ه باشد دایماً صورت پرست
دامن معنی کجا گیرد به دست
هر که حیران جمال صورتست
اهل معنی نیست صاحب شهوتست
آنکه میلش سوی لهوست و سماع
وجد و حالاتش نباشد جز خداع
لاف فقر اندر جهان انداخته
رهبر و رهزن ز هم نشناخته
صد فسون و مکر دارد در درون
مخلص و صادق نماید از برون
رهزنی چون نام خود رهبین کند
عامیان را در هلاکت افکند
گوید او که من قلاووز رهم
وز منازلهای این ره آگهم
هر که با ور کرد آن مکر و دروغ
ماند از نور ولایت بیفروغ
گم شد و هرگز به منزل ره نبرد
در بیابان هلاکت زار مرد
کرده ای نفس و هوی را پیشوا
لاجرم بویی نیابی از خدا
نور عرفان در دل و جانت نتافت
تو همی گویی چو من عارف که یافت
نیستت از عارفان شرم و حیا
دعوی عرفان و تلبیس و هوی
وای آن طالب که در دامش فتاد
هر چه بودش نقد او بر باد داد

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

رهزنان چون رهنما پنداشتی
احمد و بوجهل چون هم داشتی
هوش مصنوعی: تو گمان کردی که راهزنان مانند رهنما هستند و احمد و بوجهل همواره در کنار تو قرار دارند.
اشقیا از اولیا نشناختی
دین و دنیا را از آ ن درباختی
هوش مصنوعی: شقی‌ها نتوانستند اولیا را بشناسند و به همین دلیل دین و دنیای خود را از دست دادند.
کرده ای اعمی تر از خود پیر راه
لاجرم هرگز ندانی ره ز چاه
هوش مصنوعی: تو فردی را راهنما قرار داده‌ای که خود نمی‌تواند ببیند، بنابراین هرگز نخواهی توانست از چاه‌ها و مشکلات دوری کنی.
غول را کردی تصور رهنما
تا که گشتی منکر اهل خدا
هوش مصنوعی: تو تصور کردی که راهنمایی غول‌پیکر است، اما در این میان، از حقیقت و اهل معرفت دور شدی.
ساختی دجال را مهدی پیر
خر ز عیسی واندانی ای فقیر
هوش مصنوعی: ای فقیر، تو با اندیشیدن به عیسی، دجال را می‌سازی و مهدی را پیر می‌کنی.
خود نه پیرست او که شیطان رهست
از طریق رهروان کی آگهست
هوش مصنوعی: این بیت بیان می‌کند که انسانی که به تمایلات نادرست و وسوسه‌های شیطانی دچار شده، نمی‌تواند خود را پیر و راهنما بنامد. او از مسیر درست و حقیقت دور است و در واقع نمی‌داند چگونه باید به راه نمایندگان واقعی راهیابی کند. در نتیجه، این فرد هیچ آگاهی از طریق واقعی ندارد و در گمراهی به سر می‌برد.
از کمال اهل معنی ره نبرد
بخش او از جام صورت بود درد
هوش مصنوعی: کسی که به حقیقت و معنای واقعی زندگی دست یافته، از محبت و زیبایی‌های ظاهری غافل نمی‌شود. بلکه درد و رنجی را که به خاطر نادانی و جهل از زیبایی‌های ظاهری می‌کشد، ریشه در عدم درک عمیق و واقعی از زندگی دارد.
آنکه هرگز ره نداند ای رفیق
رهنمایی چون کند اندر طریق
هوش مصنوعی: کسی که هرگز راهی را نشناخته است، دوست عزیز، چگونه می‌تواند در این مسیر به دیگران راهنمایی کند؟
اهل بدعت شیخ سنت کی بود
ره ندید او کی ترا رهبر شود
هوش مصنوعی: کسی که به بدعت‌گذاری مشغول است، چگونه می‌تواند سنت و راه‌و‌روش درست را بشناسد؟ او که خود راه را گم کرده، چگونه می‌تواند رهبری کند؟
آنکه بازد عشق با روی بتان
رهنما نبود، بود از رهزنان
هوش مصنوعی: کسی که در عشق با زیبایی‌های دل‌انگیز و جذاب همراهی نداشته باشد، در واقع از آدم‌های فریب‌کار و مکار است.
آن ک ه باشد دایماً صورت پرست
دامن معنی کجا گیرد به دست
هوش مصنوعی: اگر کسی همواره به ظواهر و شکل‌ها توجه کند، به کجا می‌تواند به عمق و معنی واقعی دست پیدا کند؟
هر که حیران جمال صورتست
اهل معنی نیست صاحب شهوتست
هوش مصنوعی: هر کسی که فقط به زیبایی ظاهری علاقه دارد و در آن حیران است، به عمق معانی و معارف نمی‌رسد و فقط به خواسته‌های نفسانی خود وابسته است.
آنکه میلش سوی لهوست و سماع
وجد و حالاتش نباشد جز خداع
هوش مصنوعی: کسی که فقط به خوش‌گذرانی و لذت‌جویی مشغول است و حال و روزش جز فریب و نیرنگ نیست.
لاف فقر اندر جهان انداخته
رهبر و رهزن ز هم نشناخته
هوش مصنوعی: در دنیا، فقر را به گونه‌ای مطرح کرده‌اند که رهبر و رهزن به یکدیگر شناخته نشده‌اند.
صد فسون و مکر دارد در درون
مخلص و صادق نماید از برون
هوش مصنوعی: در درون این شخص، نشانه‌های فریب و ترفندهای زیادی وجود دارد، اما او در ظاهر خود را پاک و صادق نشان می‌دهد.
رهزنی چون نام خود رهبین کند
عامیان را در هلاکت افکند
هوش مصنوعی: دزدی که خود را رهبر معرفی کند، مردم ناآگاه را به ورطه هلاکت می‌کشاند.
گوید او که من قلاووز رهم
وز منازلهای این ره آگهم
هوش مصنوعی: او می‌گوید که من راهنمای این مسیر هستم و به خوبی از منازل و مراحل این راه آگاه هستم.
هر که با ور کرد آن مکر و دروغ
ماند از نور ولایت بیفروغ
هوش مصنوعی: هر کسی که به فریب و دروغ متوسل شود، از روشنی و هدایت حق دور خواهد ماند.
گم شد و هرگز به منزل ره نبرد
در بیابان هلاکت زار مرد
هوش مصنوعی: او گم شد و هرگز نتوانست به خانه برگردد، در بیابان خطر و نابودی، به شدت دچار رنج و عذاب شد.
کرده ای نفس و هوی را پیشوا
لاجرم بویی نیابی از خدا
هوش مصنوعی: نفس و خواسته‌های نفسانی‌ات را رهبر خود قرار داده‌ای، بنابراین نمی‌توانی از خدا بویی بیابی.
نور عرفان در دل و جانت نتافت
تو همی گویی چو من عارف که یافت
هوش مصنوعی: نور عرفان در دل و جان تو تابیده است، ولی تو همچنان می‌گویی که مانند من، عارف شده‌ای.
نیستت از عارفان شرم و حیا
دعوی عرفان و تلبیس و هوی
هوش مصنوعی: تو که به جمع عارفان تعلق نداری، از داشتن شرم و عفت در ادعای عرفان و ملبس شدن به ظواهر خودداری کن.
وای آن طالب که در دامش فتاد
هر چه بودش نقد او بر باد داد
هوش مصنوعی: آه بر حال کسی که در دام افتاده است؛ او هر چیزی که داشت را به راحتی از دست داد.