شمارهٔ ۹۴۱
ماند به زیر بار ناز این دل نو نیاز من
باز کرشمه میکند دلبر عشوهساز من
ناز تو کی خرد کسی جز دل مستمند من
عاشق یکدیگر بود ناز تو و نیاز من
رنگ رود زبرگ گل سرو فتد زسرکشی
گر بچمن چمان شود گلبن سرفراز من
کاش که پرده برکشد آن مه خرگهی زرخ
تا بسحر بدل شود تیره شب دراز من
خون شوی ایدل از چه رو میکشیم تو کو بکو
چند تو فاش میکنی طفل سرشک راز من
بیهده عنکبوت شد مضطرب شکار خود
صید مگس نمیکند هرگز شاهباز من
مهر علیست در دل و مدح علیست بر زبان
بر دگران از آن بود آشفته امتیاز من
غیر تو نگروم بکس غیر تو ننگرم بکس
دوخته ناوک نظر هر سو چشم باز من
شیخ بکعبه حجار ارچه مفاخرت کند
کعبه من در علی دشت نجف حجاز من
اطلاعات
وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ماند به زیر بار ناز این دل نو نیاز من
باز کرشمه میکند دلبر عشوهساز من
هوش مصنوعی: دل من که تازه نیاز عشق را احساس کرده، همچنان زیر بار ناز و زینت محبوبم مانده و او دوباره با عشوهها و کرشمههایش مرا فریفته میکند.
ناز تو کی خرد کسی جز دل مستمند من
عاشق یکدیگر بود ناز تو و نیاز من
هوش مصنوعی: ناز و زیبایی تو چقدر بالاست که هیچکسی جز دل عاشق و بیچاره من نمیتواند آن را درک کند. من به تو نیاز دارم و تو هم به من.
رنگ رود زبرگ گل سرو فتد زسرکشی
گر بچمن چمان شود گلبن سرفراز من
هوش مصنوعی: اگر رنگ رود از غنچههای گل بپایید، و سرو از سرکشی آن فرود آید، پس اگر چمن در باغ بماند، باغ من به اوج شکوفایی میرسد.
کاش که پرده برکشد آن مه خرگهی زرخ
تا بسحر بدل شود تیره شب دراز من
هوش مصنوعی: ای کاش آن ماه زیبا پرده از چهره خود بردارد تا شب تار و دراز به روشنایی صبح تبدیل شود.
خون شوی ایدل از چه رو میکشیم تو کو بکو
چند تو فاش میکنی طفل سرشک راز من
هوش مصنوعی: چرا عشق را به این وضعیت میرسانی؟ کجا میروی و چند بار از رازهای من حرف میزنی؟ تو که مانند یک کودک بیخبر هستی.
بیهده عنکبوت شد مضطرب شکار خود
صید مگس نمیکند هرگز شاهباز من
هوش مصنوعی: عنکبوت بیهوده و بیهدف در تلاش برای شکار است، در حالی که شاهباز من هیچگاه دست به صید مگس نمیزند.
مهر علیست در دل و مدح علیست بر زبان
بر دگران از آن بود آشفته امتیاز من
هوش مصنوعی: عشق و محبت به علی در قلب من است و ستایش وی بر زبانم جاری است. دیگران به همین دلیل از من فاصله گرفتهاند و تمایز من با آنها در همین نکته است.
غیر تو نگروم بکس غیر تو ننگرم بکس
دوخته ناوک نظر هر سو چشم باز من
هوش مصنوعی: من به هیچ کس غیر از تو نگاه نمیکنم و در حقیقت به هیچ چیزی غیر از تو توجهی ندارم؛ چرا که چشم من به هر طرف میچرخد، اما هر بار فقط تو را میبیند.
شیخ بکعبه حجار ارچه مفاخرت کند
کعبه من در علی دشت نجف حجاز من
هوش مصنوعی: اگرچه شیخ کعبه در مقام خود به خود میبالد و به عظمتش میتازد، اما کعبه من در دشت نجف، که به علی تعلق دارد، از آن کعبه نیز برتر و با اهمیتتر است.