برگردان به زبان ساده
چه خواهی نیکتر زین ای صفاهان
که گشتی دار ملک شاه شاهان
هوش مصنوعی: چه چیز بهتر از این میخواهی ای سپاهان، که تو مایهی حیات و پادشاهی شاهان شدهای؟
همی رشک آرد اکنون بر تو بغداد
که او را نیست آنچ ایزد ترا داد
هوش مصنوعی: اکنون بغداد به تو حسد میورزد، زیرا آنچه خدا به تو عطا کرده، آن را ندارد.
شهنشاهی چو سلطان معظم
به پیروزی شه شاهان عالم
هوش مصنوعی: سلطان بزرگ مانند یک پادشاه پیروزمند در میان دیگر پادشاهان جهان است.
خداوندی چو بوالفتح مظفر
ز سلطان یافته هم جاه و هم فر
هوش مصنوعی: خداوندی مانند بوالفتح مظفر، هم مقام و منزلت و هم ویژگیهای برجستهای از سلطنت را به دست آورده است.
هم از تخمه بزرگ و هم ز دولت
هم از پایه بلند و هم ز همت
هوش مصنوعی: این بیت به ویژگیهای یک فرد اشاره دارد که هم از خاندان نیک و پرآب و رنگ است و هم از نعمت و خوشبختی برخوردار است. همچنین نشاندهندهی قدرت و ارادهی او در دستیابی به موفقیتها و جایگاههای بلند است. به عبارت دیگر، فرد هم از نظر نسب و خاستگاه، و هم از نظر توانمندی و پشتکار در موقعیت ممتازی قرار دارد.
هم از گوهر گزیده هم ز اختر
هم از منظر ستوده هم ز مخبر
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که فرد مورد نظر از چندین منبع برتری و ارزش برخوردار است؛ از نظر ویژه و نادر بودن (گوهر گزیده)، از موقعیت و شانس خوب (اختر)، از زیبایی و جذابیت ظاهری (منظر ستوده) و از آگاهی و اطلاع خوب (مخبر). به عبارت دیگر، این فرد به خاطر جنبههای مختلفش، مورد تحسین و توجه قرار گرفته است.
چو مشرق بود اصلش هامواره
برآینده ازو ماه و ستاره
هوش مصنوعی: هرگاه مشرق (شرق) منبع نور و روشنی باشد، از آن نور ماه و ستارهها به وجود میآیند و نمایان میشوند.
کنون زو آمده خواجه چو خورشید
جهان در فرّ نورش بسته امید
هوش مصنوعی: اکنون آقایی آمده است که مانند خورشید درخشانی است و نور او امیدهایم را به خود بسته است.
ز فتحش کنیت آمد وز ظفر نام
ازیرا یافتهست از هر دوان کام
هوش مصنوعی: از پیروزیاش نام و نشانی پیدا شده و از هر دو طرف، کامیابی به دست آمده است.
جهان چون بنگری پیر جوانست
عمید نامور همچون جهانست
هوش مصنوعی: اگر به جهان نگاه کنی، میبینی که پیر و جوان هر دو در آن وجود دارند؛ مانند زندگی که خود را در قالبهای مختلف نشان میدهد.
جوانست او به سال و بخت و رامش
چو پیرست او به رای و عقل و دانش
هوش مصنوعی: او در جوانی به لحاظ سن و شانس و خوشی است، اما در دانش و عقل و تدبیر مانند یک پیر میباشد.
خرد گر صورتی گردد عیانی
دهد زان صورت فرخ نشانی
هوش مصنوعی: اگر خرد به شکلی عینی و نمایان درآید، از آن شکل نشانهای خوشایند و خوشبختی به نمایش میگذارد.
کفش با جام باده شاخ شادیست
و لیکن شاخ شادی باغ دادیست
هوش مصنوعی: کفش و جام شراب نماد شادی هستند اما شادی واقعی در دل انسان و از لطف خداوند سرچشمه میگیرد.
ز نیکویی که دارد داد و فرمان
همی وحی آیدش گویی ز یزدان
هوش مصنوعی: از خوبی و نیکی که او دارد، همچون دستوری از سوی خداوند به او وحی میشود.
چنین باید که باشد هیبت و داد
که نام بیم و بی دادی بیفتاد
هوش مصنوعی: باید به گونهای باشد که قدرت و عدالت برقرار باشد تا نام ترس و بیعدالتی از بین برود.
به چشم عقل پنداری که جانست
به گوش عدل پنداری روانست
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که عقل چیزی را به شکل جان میبیند و در همین حال، گوش عدل آن را به عنوان روح میشنود.
گذشته دادها نزدیک دانا
ستم بودهست دادش را همانا
هوش مصنوعی: در گذشته به خدایان نزدیکتر بودن و درک عمیقتری از حقیقت داشتن، به نوعی ظلم و بیعدالتی بوده است که میتوان نتیجهاش را از داد و ستد میان انسان و خدایش فهمید.
چنان بودهست و صفش چون سرابی
که نه امید ماند زو نه آبی
هوش مصنوعی: این جمله به وضعیتی اشاره دارد که شخص یا چیزی به گونهای بوده که بیشتر شبیه یک سراب است، به این معنا که نه امیدی به تحقق آن وجود دارد و نه واقعیتی ملموس از آن. در واقع، این تصویر نشاندهندهی سراب و فریبندگی آن است که انسان را به سوی خود جذب میکند اما در نهایت چیزی از آن نمیماند.
چو امرش از مظالم گه برآید
قضا با امرش از گردون درآید
هوش مصنوعی: زمانی که فرمان او از ظلمها خارج شود، تقدیر با دستور او از آسمان تحقق مییابد.
امل گوید که آمد رهبر من
اجل گوید که آمد خنجر من
هوش مصنوعی: امل میگوید که رهبر من آمده است و اجل (مرگ) میگوید که خنجر من آمده است.
روان گشتی گر او فرمان بدادی
که زُفت و بددل از مادر نزادی
هوش مصنوعی: اگر او فرمان میداد، تو میتوانستی به راحتی روان شوی و به خوبی و شادی زندگی کنی؛ ولی چون دلسرد و ناخوشنود زادهای، این امکان برایت وجود ندارد.
چو من در وصف او گویم ثنایی
و یا بر بخت او خوانم دعایی
هوش مصنوعی: وقتی من از او وصف و ستایشی بکنم یا برای خوشبختیاش دعایی بخوانم،
ثنا را می کند اقبال تلقین
دعا را می کند جبریل آمین
هوش مصنوعی: در این بیت، تعبیر شده است که در پیوند با ستایش و درخواست از خدا، اقبال و خوشحالی به آن تعلق میگیرد و جبریل، فرشته وحی، با کلمه «آمین» بر این دعا تأکید میکند. به این ترتیب، ستایش و دعاها همواره مورد توجه و تأیید قرار میگیرند.
اگرچه همچو ما از گل سرشتهست
به دیدار و به کردار او فرشتهست
هوش مصنوعی: هرچند که او از گل آفریده شده مانند ماست، اما در نظر و رفتار، مانند یک فرشته است.
اگر چه فخر ایران اصفهانست
فزون زان قدر آن فخر جهانست
هوش مصنوعی: اصفهان به عنوان یکی از زیباترین و با عظمتترین شهرهای ایران، افتخار کشور محسوب میشود و علاوه بر آن، به عنوان افتخاری برای کل دنیا شناخته میشود.
به درد دل همی گرید نشابور
ازان کاین نامور گشتهست ازو دور
هوش مصنوعی: نشابور از درد دل خود مینالد و گریه میکند زیرا که این نامور و بزرگ از آن شهر دور شده است.
به کام دل همی خندد صفاهان
بدان کز عدل او گشتهست نازان
هوش مصنوعی: صفاهان به خاطر عدالت او خوشحال و سرزنده است و از دل شاد و خندان بهرهمند است.
صفاهان بد چو اندامی شکسته
شکست از فر او گردید بسته
هوش مصنوعی: به زعم شاعر، صفا و زیبایی اصفهان به قدری بوده که وقتی زیبایی او را نگریستند، دل های کسانی که زیبایی را دیدهاند نیز همچون اندامی شکسته و آسیبدیده میشود. در واقع، زیبایی اصفهان تأثیری عمیق و قابل لمس بر روی دیگران میگذارد.
نباشد بس عجب کامسال هموار
درختش مدح خواجه آورد بار
هوش مصنوعی: درختی که کاملاً سرراست و بینقص است، شایستگی دارد که از او تعریف و تمجید شود.
وز امن عدل او باد زمستان
نریزد هیچ برگی از گلستان
هوش مصنوعی: از امنیت و عدل او، درختان در زمستان هیچ برگی از گلستان نمیافشانند.
همی دانست سلطان جهاندار
که در دست که باید کردن این کار
هوش مصنوعی: سلطان آگاه بود که باید این کار را به دست چه کسی بسپرد.
گر او بیمار کردهست اصفهان را
همو دادش پزشک نیکدان را
هوش مصنوعی: اگر او اصفهان را بیمار کرده است، همان شخص پزشک با دانش خوبی هم به او داده است.
به جان تو که چون کارش ببیند
مرو را از همه کس برگزیند
هوش مصنوعی: به خاطر تو که وقتی کارش را مشاهده کند، مرا از بین همه انتخاب میکند.
سراسر ملک خود او را سپارد
که به زو مهتری دیگر ندارد
هوش مصنوعی: کلیهی سرزمین خود را به او واگذار کند، زیرا برای او هیچ سرآمدی و برتری دیگری وجود ندارد.
چنان خوشخو چنان مردم نوازست
که گویی هر کس او را طبع سازست
هوش مصنوعی: او به قدری خوشرفتار و مهربان است که گویی هر کسی با او سازگاری و راحتی دارد.
ز خوی خوش بهار آرد به بهمن
به تیره شب ز طلعت روز روشن
هوش مصنوعی: خوی خوش بهار میتواند به بهمن بیاید و در شبهای تار، چهره روشن روز را به نمایش بگذارد.
کِه و مِه را چو بینی در سپاهان
همه هستند او را نیک خواهان
هوش مصنوعی: وقتی که خورشید و ماه را در سپاهان میبینی، متوجه میشوی که همه آنها برای او خیرخواه هستند.
که او جاوید به گیهان بماند
همیدون بر سر ایشان بماند
هوش مصنوعی: او همواره و بهطور دائمی در جهان باقی بماند و همچنان بر سر این افراد بایستد.
هران کاو کارها خواهد گشادن
بباید بست گفتن راز دادن
هوش مصنوعی: هر کس بخواهد مشکلاتش را حل کند، باید رازهایش را با دیگران در میان بگذارد و صحبت کند.
همیدون پندهای پادشایی
دو بهره باشد اندر پارسایی
هوش مصنوعی: پندهای پادشاه دو فایده دارد: یکی در زندگی درست و شایسته و دیگری در راه تقوا و پرهیزکاری.
ز چیز مردمان پرهیز کردن
طمع نا کردن و کمتر بخوردن
هوش مصنوعی: باید از چیزهایی که مردم دارند دوری کرد، به هیچ چیز طمع نداشت و کمتر خورد.
به لهو و آرزو مولع نبودن
دل هر کس به نیکی برربودن
هوش مصنوعی: دل هر کسی از سرگرمیها و آرزوهای بیهوده دور است و تنها به نیکیها و کارهای خوب روی میآورد.
سیاست را به جای خویش راندن
به فرمان خدای اندر بماندن
هوش مصنوعی: حکمرانی و سیاست را باید در مسیر درست و به خواست خدا مدیریت کرد تا همیشه بر جا بماند.
همیشه با خردمندان نشستن
سراسر پندشان را کار بستن
هوش مصنوعی: نشستن با افراد باهوش و خردمند همیشه به ما یاد میدهد که از نصیحتها و تجاربشان بهرهبرداری کنیم.
به فریاد سبک مایه رسیدن
ستمگر را طمع از وی بریدن
هوش مصنوعی: به کمک و نجات مظلومان بشتابید و نگذارید ستمگران به اهدافشان برسند.
سراسر هر چه گفتم پارساییست
ولیکن بندهای پادشاییست
هوش مصنوعی: هر چه که در مورد پرهیزگاری و نیکی گفتم، در واقع همهاش به ظاهر خوب است، اما در باطن ممکن است به بندهایی از قدرت و سلطه دلالت کند.
نه دیدم آن که گفتم نه شنیدم
کجا افزونتر از خواجه ندیدم
هوش مصنوعی: من هیچکس را مانند آن کسی که تو وصفش را میکردم، ندیدم و حرفی دربارهاش نشنیدم که بهتر از او باشد.
چنین دارد که گفتم رسم و آیین
بجز وی کس ندیدم با چنین دین
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر این است که تنها کسی که در زندگی و رفتار خود از یک دین خاص پیروی میکند، اوست و هیچکس دیگری را نمیتوان پیدا کرد که چنین آیینی داشته باشد.
نه چشم از بهر کین خویش دارد
کجا از بهر دین و کیش دارد
هوش مصنوعی: چشم او به خاطر دشمنی خود چیزی نمیبیند، اما به خاطر دین و اعتقاداتش بینایی دارد.
چو باشد خشم او از بهر یزدان
برو در ره نیابد هیچ شیطان
هوش مصنوعی: زمانی که خشم او به خاطر خدا باشد، در مسیر حق هیچ شیطانی نمیتواند مانع او شود.
جوانست و نجوید در جوانی
ز شهوت کامهای این جهانی
هوش مصنوعی: جوان است و در دوره جوانی به دنبال لذتهای دنیوی نیست.
اگر بندد هوا را یا گشاید
ز فرمان خرد بیرون نیاید
هوش مصنوعی: اگر هوا در حالتی آزاد باشد یا بسته باشد، به گونهای که خارج از کنترل عقل و اندیشه ما قرار گیرد، در هر صورت همچنان تحت تأثیر آنچه که ما نمیدانیم خواهد بود.
طریق معتدل دارد همیشه
چنانچون بخردان را هست پیشه
هوش مصنوعی: راه میانبر همیشه وجود دارد، همانطور که خردمندان حرفه و شغل خاص خود را دارند.
نه بخشایش نه بخشش باز دارد
ز هر کس کاو نیاز و آز دارد
هوش مصنوعی: هیچ نوع بخشش و عطایی نمیتواند مانع این شود که هر کسی که نیاز و طمع دارد از آن خواستهاش دور بماند.
کجا در ملک او آسوده گشتند
بدان شهری که چون نابوده گشتند
هوش مصنوعی: در کجا در سرزمین او کسی آرامش یافت، در آن شهری که به محض ناپدید شدنش، همه چیز نابود شد؟
کسانی را که بد کردار بودند
وز ایشان خلق پر آزار بودند
هوش مصنوعی: افرادی که رفتار ناپسندی داشتند و باعث آزار دیگران میشدند.
گروهی جسته اندر شهر پنهان
ز بیم جان یله کرده سپاهان
هوش مصنوعی: عدهای به خاطر ترس از جان خود، در شهر پنهانی به جستجو پرداخته و سپاه را رها کردهاند.
گروهی بسته در زندان به تیمار
گروهی مهر گشته بر سر دار
هوش مصنوعی: گروهی در زندان گرفتار شدهاند و عدهای دیگر که دلشان برای آنها میسوزد، بر سر دار ایستادهاند.
همه دیدند دههای صفاهان
که یکسر چون بیابان بود ویران
هوش مصنوعی: همه مشاهده کردند که دهکدههای اصفهان به طور کامل مانند بیابان و ویرانهای خالی و خراب شده بودند.
ز دهها مردمان آواره گشته
همه بی توشه بی پاره گشته
هوش مصنوعی: بسیاری از مردم به خاطر نبود تو سرگردان و بیسرپناه شدهاند و هیچ وسیلهای برای زندگی ندارند.
چو نام او شنیدند آمدند باز
ز کوهستان و خوزستان و شیراز
هوش مصنوعی: وقتی که نام او را شنیدند، از کوهستان، خوزستان و شیراز به سمت او برگشتند.
یکایک را به دیوان خواند و بنواخت
بدادش گاو و تخم و کار او ساخت
هوش مصنوعی: هر یک از آنها را به دفتر آورد و محبت کرد و به هر کدام گاو و تخم و کار و فعالیتی اختصاص داد.
به دو ماه آن ولایت را چنان کرد
که کس باور نکردی کاین توان کرد
هوش مصنوعی: او به آن سرزمین به گونهای تغییر و تحولی داد که هیچکس تصور نمیکرد چنین امری امکانپذیر باشد.
همان دهها که گفتی چون قفارند
کنون از خرّمی چون قندهارند
هوش مصنوعی: دهها و مناطقی که قبلا به آنها اشاره کردی، اکنون از خوشی و سرسبزی مانند قندهار شدهاند.
به جان تو که عمری برگذشتی
به دست دیگری چونین نگشتی
هوش مصنوعی: به خاطر تو که عمر زیادی را صرف کردهای، به دست کسی دیگر این گونه تغییر نکردهای.
به چندین بیتها کاو را ستودم
به ایزد گر به وصفش برفزودم
هوش مصنوعی: به خاطر نیکیهایی که در بارهاش گفتم، اگر توصیفش را بیشتر هم بکنم، از او نمیکاهد.
نگفتم شعر جز در وصف حالش
بگفتم آنچه دیدم از فعالش
هوش مصنوعی: من چیزی جز حالات او را نمیگویم، بلکه آنچه را که از فعالیتهایش دیدم بیان میکنم.
یکی نعمت که از شکرش بماندم
همین دیدم که او را مدح خواندم
هوش مصنوعی: من از شکرگزاری و قدردانی نعمتهایم باز ماندم، زیرا فقط توانستم او را ستایش کنم.
کجا از مدح او بهروز گشتم
به کام خویشتن پیروز گشتم
هوش مصنوعی: من از ستایش او به سعادت نرسیدم، بلکه به رضای خودم پیروز شدم.
شنیدی آن مثل در آشنایی
که باشد آشنایی روشنایی
هوش مصنوعی: در اینجا به یک مثل معروف اشاره شده است که میگوید آشنایی و دوستی میتواند همچون نور و روشنایی باشد. یعنی وقتی افراد با هم آشنا میشوند و ارتباط خوبی دارند، زندگیشان روشنتر و شادابتر میشود.
مرا تا آن خداوند آشنا شد
دلم روشنتر از روشن هوا شد
هوش مصنوعی: زمانی که آن خداوند با من آشنا شد، قلبم از همیشه روشنتر و پرنورتر شد.
مرا تا آشنا شیر شکارست
کبابم ران گور مرغزارست
هوش مصنوعی: من تا زمانی که با دوستی نزدیک باشم، مورد توجه و علاقه هستم؛ اما وقتی به دور میشوم، مثل گوشتی در دستان شکارچی تنها میشوم.
الا تا بر فلک ماهست و خورشید
همیدون در جهان بیمست و امّید
هوش مصنوعی: تا زمانی که در آسمان ماه و خورشید وجود دارد، در دنیای ما هم امید و هم ترس وجود خواهد داشت.
همیشه جان او در خرّمی باد
همیشه کام او در مردمی باد
هوش مصنوعی: همیشه زندگی او شاداب و خوش باشد و همیشه روح او در بین مردم خوشحال و راضی باشد.
جهانش بنده باد و بخت رهبر
زمانه چاکر و دادار یاور
هوش مصنوعی: دنیا متعلق به اوست و سرنوشتش برتر از زمانه است، در حالی که بقیه به او خدمت میکنند و خداوند هم پشتیبان اوست.