گنجور

شمارهٔ ۸۰

یامن ناصبور را سوی خود از وفا طلب
یاتو که پاکدامنی صبر من از خدا طلب
روزشکار چون خورد بر دل صید تیر تو
گر طلبی خدنگ خود از دل ریش ما طلب
درد تو می کشد مرایا به کرم دوا کنش
یا قدری فزون ازین تا نکنم دوا طلب
آه چه پوشم این سخن وه که بکام غیر شد
آنچه دل من از خدا کرد بصد دعا طلب
خواب و خیال می برد در پی وصل تو مرا
فکر محال می کند مفلس کیمیا طلب
ای دلم آشنای تو همدم غیر من مشو
غیر کی آشنا شود، هم دل آشنا طلب
همنفسان دوست را مستی وصل بس بود
ساقی اگر کرم کنی اهلی بی نوا طلب

اطلاعات

وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

یامن ناصبور را سوی خود از وفا طلب
یاتو که پاکدامنی صبر من از خدا طلب
هوش مصنوعی: ای معشوق صابر و وفادار، از تو می‌خواهم که برای من وفا و حمایت بخواهی، یا اینکه به خاطر پاکدامنی‌ام از خداوند تقاضای صبر کن.
روزشکار چون خورد بر دل صید تیر تو
گر طلبی خدنگ خود از دل ریش ما طلب
هوش مصنوعی: وقتی تیر تو بر دل شکار می‌نشیند، اگر به دنبال نیزه‌ات هستی، باید آن را از دل گسسته و پاره ما بخواهی.
درد تو می کشد مرایا به کرم دوا کنش
یا قدری فزون ازین تا نکنم دوا طلب
هوش مصنوعی: درد تو را می‌کشد و من برای کمک به تو دعا می‌کنم، یا خداوند لطف کن و درد را کم کن، یا این‌که خیلی بیشتر از این بدتر نشود تا من دوباره دنبال درمان نروم.
آه چه پوشم این سخن وه که بکام غیر شد
آنچه دل من از خدا کرد بصد دعا طلب
هوش مصنوعی: آه، چه بگویم از این وضعیت، و چه غم‌انگیز است که آنچه قلبم به درگاه خدا با هزار دعا طلب کرد، به نتیجه‌ای غیر از آنچه خواستم رسید.
خواب و خیال می برد در پی وصل تو مرا
فکر محال می کند مفلس کیمیا طلب
هوش مصنوعی: خواب و خیالات مرا به جستجوی وصالت می‌کشانند و به من می‌فهمانند که در پی آرزوهای دست نیافتنی هستم، من که چیزی ندارم و در جستجوی گنجی نایابم.
ای دلم آشنای تو همدم غیر من مشو
غیر کی آشنا شود، هم دل آشنا طلب
هوش مصنوعی: ای دل من، مراقب باش که با کسی جز من آشنا نشوی. چون هیچ‌کس دیگری نمی‌تواند مانند من درک کند و با تو همدل شود.
همنفسان دوست را مستی وصل بس بود
ساقی اگر کرم کنی اهلی بی نوا طلب
هوش مصنوعی: دوست را در کنار خود می‌بینم و این برای من کافی است. ای ساقی، اگر لطف کنی و به من بی‌نوا کمک کنی، خوشحال‌تر می‌شوم.