گنجور

شمارهٔ ۲ - سرود غم

ای کاخ بهارستان سقفت ز چه وارون شد
ای رشک نگارستان خاکت ز چه پرخون شد
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
عیسای خرد بردار، شد از ستم اشرار
موسای عدالت خوار، از دولت قارون شد
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
تو بارگه دادی، کی در خور بیدادی
چون کار تو آزادی افکار تو قانون شد
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
آوخ که ز استبداد قانون تو شد برباد
تقدیر چنین افتاد اوضاع دگرگون شد
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
از حیله بدنامان شد چاک ترا دامان
وز گریه ناکامان دامان تو جیحون شد
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
محبوب تو شیدا گشت بدخواه تو رسوا گشت
بستان تو صحرا گشت گلزار تو هامون شد
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
تو کاخ طرب بودی گلزار ادب بودی
تو باغ رطب بودی شهدت ز چه افیون شد
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
شمع تو چرا مرده است شاخت ز چه افسرده است
برگت ز چه پژمرده است بیدت ز چه مجنون شد
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
در ماتم تو خورشید در مرثیه با ناهید
کز خون شهیدان بید همرنگ طبر خون شد
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
خاکت شده خون اندود آبت شده زهرآلود
وز توپ شربنل دود بر گنبد گردون شد
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
هرکس سوی مهرت تاخت رایت به سپهر افراخت
و آنکس به تو تیر انداخت مستوجب طاعون شد
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
توپی که ستمکاران بستند بر این ایوان
بر چشم انوشروان در قلب فریدون شد
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
از عشق تو مستم من وز غیر تو رستم من
مشروطه پرستم من قلبم به تو مفتون شد
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
ای قصر سلیمانی از بهر چه ویرانی
ای ملت ایرانی بختت ز چه وارون شد
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
با آن همه استادی در مهلکه افتادی
سررشته آزادی از دست تو بیرون شد
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
دانای سیاسی کو قانون اساسی کو
آن قدرشناسی کو و آن عقل و هنر چون شد
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
آن مجلس کمسیون و آن لایحه و قانون
از کجروی گردون افسانه و افسون شد
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ای کاخ بهارستان سقفت ز چه وارون شد
ای رشک نگارستان خاکت ز چه پرخون شد
هوش مصنوعی: ای کاخ زیبای بهار، چرا سقف تو خراب شده و وضعیت خوبی نداری؟ ای عشق، چرا زمینت پر از خون و غم و اندوه شده است؟
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
هوش مصنوعی: ای کاش که ماه ما در زیر ابرها نماند و از دید ما پنهان نشود.
عیسای خرد بردار، شد از ستم اشرار
موسای عدالت خوار، از دولت قارون شد
هوش مصنوعی: عیسای خرد به دلیل ستمگری‌های ظالمین، دچار سختی و زحمت شده است و موسای عدالت نیز از مشکلاتی که به وسیله ثروتمندان و قدرتمندان ایجاد شده، رنج می‌برد.
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
هوش مصنوعی: متاسفانه، ماه زیبای ما در پشت ابرها پنهان شد.
تو بارگه دادی، کی در خور بیدادی
چون کار تو آزادی افکار تو قانون شد
هوش مصنوعی: تو به دیگران کمک کردی و هیچ ظلمی بر آن‌ها روا نداشتی، چون کارهای تو موجب آزاد شدن افکار دیگران شده و آنها به قوانین خود ایمان دارند.
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
هوش مصنوعی: آه، چه افسوس که ماه من در زیر ابر پنهان شد.
آوخ که ز استبداد قانون تو شد برباد
تقدیر چنین افتاد اوضاع دگرگون شد
هوش مصنوعی: افسوس که به خاطر ظلم و ستم قانون، تقدیر ما از بین رفت و اوضاع به طور کلی تغییر کرد.
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
هوش مصنوعی: حیف و صد حیف که ماه زیبای ما تحت پوشش ابرها پنهان شد.
از حیله بدنامان شد چاک ترا دامان
وز گریه ناکامان دامان تو جیحون شد
هوش مصنوعی: از تزویر و نیرنگ بدنامان، دامن تو پاره و آسیب‌دیده شد و از گریه‌های کسانی که در تلاش‌هایشان ناکام مانده‌اند، دامن تو به مانند رود جیحون پرآب و پر از غم و اندوه گردید.
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
هوش مصنوعی: آه، افسوس که چهره زیبا و نورانی ما زیر سایه‌ای پنهان شد.
محبوب تو شیدا گشت بدخواه تو رسوا گشت
بستان تو صحرا گشت گلزار تو هامون شد
هوش مصنوعی: محبوب تو به شدت عاشق شده و به همین دلیل دشمن تو در معرض افشا قرار گرفته است. باغ تو به دشت تبدیل شده و گلزار تو به بیابان مبدل گشته است.
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
هوش مصنوعی: چه دردناک است که ماه ما در زیر ابر پنهان شد و دور از دید ما قرار گرفت.
تو کاخ طرب بودی گلزار ادب بودی
تو باغ رطب بودی شهدت ز چه افیون شد
هوش مصنوعی: تو جای شادمانی و سرزندگی بودی، مثل یک باغ پر از شکوفه و زیبایی. تو مانند یک باغ خرما با میوه‌های شیرین و خوشمزه بودی، اما نمی‌دانم چرا شیرینی‌ات به زهر تبدیل شده است.
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
هوش مصنوعی: آه، چه تأسف‌بار است که ماه ما زیر ابر پنهان شده است.
شمع تو چرا مرده است شاخت ز چه افسرده است
برگت ز چه پژمرده است بیدت ز چه مجنون شد
هوش مصنوعی: چرا شمع تو خاموش است؟ چرا سرِ تو ناراحت به نظر می‌رسد؟ چرا برگ‌هایت پژمرده شده‌اند؟ چرا بید تو دیوانه به نظر می‌رسد؟
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
هوش مصنوعی: متاسفانه، ماه زیبای ما در زیر ابرها پنهان شد و دیگر دیده نمی‌شود.
در ماتم تو خورشید در مرثیه با ناهید
کز خون شهیدان بید همرنگ طبر خون شد
هوش مصنوعی: در غم تو، خورشید در سوگواری با ستاره‌ای دیگر به نام ناهید، از خون کشته‌شدگان به رنگ درخت بید مانند طبر (تبر یا شمشیر) زینت شده است.
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
هوش مصنوعی: افسوس، چه دریغ که ماه نورانی ما در زیر ابر پنهان شد.
خاکت شده خون اندود آبت شده زهرآلود
وز توپ شربنل دود بر گنبد گردون شد
هوش مصنوعی: سرزمین تو به خون آغشته شده و آب تو زهرآور گردیده است. از توپ‌های جنگی، دود بر بالای آسمان به وجود آمده است.
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
هوش مصنوعی: ای کاش که ماه ما زیر ابر نرود و پنهان نشود.
هرکس سوی مهرت تاخت رایت به سپهر افراخت
و آنکس به تو تیر انداخت مستوجب طاعون شد
هوش مصنوعی: هر کسی که به سمت محبت تو حرکت کند، پرچم خود را در آسمان بالا می‌برد و آن کسی که به تو آسیب برساند، مستحق عذاب و زنندگی خواهد بود.
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
هوش مصنوعی: افسوس که ماه زیبای ما در پس ابرها پنهان شد.
توپی که ستمکاران بستند بر این ایوان
بر چشم انوشروان در قلب فریدون شد
هوش مصنوعی: توپی که ظالم‌ها بر این سرزمین گذاشتند، بر چشم انوشروان و در دل فریدون تأثیر گذاشته است.
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
هوش مصنوعی: به طور خلاصه، این جمله به حس افسوس و غم اشاره دارد که شخصی از دست دادن یا تغییر حالتی را احساس می‌کند. وجود ماه به زیبایی و روشنایی اشاره دارد که اکنون در سایه و تاریکی قرار گرفته است. این احساس پوچی و ناامیدی، نشان‌دهنده‌ی فقدان چیزی ارزشمند است.
از عشق تو مستم من وز غیر تو رستم من
مشروطه پرستم من قلبم به تو مفتون شد
هوش مصنوعی: من به عشق تو سرمست هستم و از هر چیز دیگری جدا شده‌ام. من طرفدار آزادی و تحولی در جامعه‌ام و قلبم به تو بسیار وابسته شده است.
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
هوش مصنوعی: متأسفانه، ماه زیبای ما زیر سایه ابرها پنهان شد و در این حالت، حسرت و افسوس به دل می‌آورد.
ای قصر سلیمانی از بهر چه ویرانی
ای ملت ایرانی بختت ز چه وارون شد
هوش مصنوعی: ای قصر سلیمانی، چرا اینگونه خراب شده‌ای؟ ای مردم ایران، چرا بخت شما بدشانس شده است؟
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
هوش مصنوعی: اوخ، چه افسوس که ماه ما در زیر ابر پنهان شد.
با آن همه استادی در مهلکه افتادی
سررشته آزادی از دست تو بیرون شد
هوش مصنوعی: با وجود آنکه به خوبی آموزش دیده‌ای و مهارت زیادی داری، در وضعیت سختی گرفتار شدی و کنترل اوضاع را از دست دادی.
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
هوش مصنوعی: آه و افسوس که ماه ما در زیر ابر پنهان شد.
دانای سیاسی کو قانون اساسی کو
آن قدرشناسی کو و آن عقل و هنر چون شد
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به گم شدن ارزش‌ها و اصول اساسی در جامعه اشاره می‌کند. او از نبود آگاهی سیاسی و عدم رعایت قوانین انتقاد می‌کند و از فقدان توجه و درک لازم نسبت به عقل و هنر سخن می‌گوید. به طور کلی به وجود یک نوع سستی و عدم توجه به نکات مهم اجتماعی اشاره دارد.
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
هوش مصنوعی: ای کاش، افسوس که ماه ما در زیر ابر پنهان شد.
آن مجلس کمسیون و آن لایحه و قانون
از کجروی گردون افسانه و افسون شد
هوش مصنوعی: آن نشست و بررسی قوانین که قرار بود منظم و مشخص باشد، به دلیل کج‌رفتاری و ناهنجاری به داستانی خیالی و فریبنده تبدیل شد.
آوخ دریغا دریغ شد ماه ما زیر میغ
هوش مصنوعی: افسوس که ماه ما در زیر ابرها پنهان شد.

حاشیه ها

1402/04/25 13:06
رضا از کرمان

سلام 

  این سروده اشاره به واقعه به توپ بستن مجلس توسط لیاخوف روسی وآغاز استبداد صغیر  دارد احتمالاً