گنجور

شمارهٔ ۱۶۳

ای ملک ملک فضل ای که خرد را
از کلماتت ذخیرتست و مؤنه
اشراق ار پرتوی ز شرق دیدی
تیره نمودی روان ابن کمونه
یک دو سه مثقال چای لعل مصفا
زی تو فرستادم از برای نمونه
تا که بنوشی و با مذاق شکر بار
نیک بسنجی که هست چون و چگونه
تا ببر قلزم است رحل ینابیع
تا بدر، بنطس است بندر تو نه
تا که نه باز هر مار باشد هلیون
تا که نه با نیش کژدم است درونه
یار ترا سبز باد تارک و افسر
خصم ترا زرد باد چهره و گونه
روزت فردا به فال خوشتر از امروز
حالت آینده سال به ز کنونه
شاطر عباس چون خمیر سخن را
مشت زند در تغار و گیرد چونه
ریش عطارد بکون وی رودار کرد
در فن دانش چو من پیازش کونه

اطلاعات

وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ای ملک ملک فضل ای که خرد را
از کلماتت ذخیرتست و مؤنه
هوش مصنوعی: ای پادشاه فضل و فصاحت، تو که حکمت و خرد در کلماتت متمرکز و محفوظ است.
اشراق ار پرتوی ز شرق دیدی
تیره نمودی روان ابن کمونه
هوش مصنوعی: اگر نور روشنی از شرق مشاهده کردی، می‌تواند روح آدمی را تیره و ناخوشنود کند.
یک دو سه مثقال چای لعل مصفا
زی تو فرستادم از برای نمونه
هوش مصنوعی: من مقداری چای خوش‌عطر و رنگی از تو فرستادم تا به عنوان نمونه تقدیم کنم.
تا که بنوشی و با مذاق شکر بار
نیک بسنجی که هست چون و چگونه
هوش مصنوعی: برای اینکه طعم شیرینی را بچشی و آن را با مزه‌های خوب مقایسه کنی، باید تجربه‌اش کنی و ببینی چگونه است.
تا ببر قلزم است رحل ینابیع
تا بدر، بنطس است بندر تو نه
هوش مصنوعی: تا زمانی که دریا پر از چشمه‌هاست و در کنارش بندرگاه وجود دارد، تو هم در این راه خاص و مقصود خود، به مشکل برنمی‌خوری.
تا که نه باز هر مار باشد هلیون
تا که نه با نیش کژدم است درونه
هوش مصنوعی: تا زمانی که هر مار خطرناک نیست و تا زمانی که درون کژدم با زهرش تهدیدآمیز نیست، باید مراقب بود.
یار ترا سبز باد تارک و افسر
خصم ترا زرد باد چهره و گونه
هوش مصنوعی: دوست من، به تو آرزو می‌کنم که همیشه شاداب و سرزنده باشی، اما برای دشمنانت، آرزو می‌کنم که رنگ چهره و صورتشان کدر و زرد باشد.
روزت فردا به فال خوشتر از امروز
حالت آینده سال به ز کنونه
هوش مصنوعی: فردای تو بهتر از امروزت خواهد بود و وضعیت آینده‌ات از حالا به خوبی قابل تغییر است.
شاطر عباس چون خمیر سخن را
مشت زند در تغار و گیرد چونه
هوش مصنوعی: شاطر عباس وقتی که خمیر را در کاسه ورز می‌دهد و آن را می‌سازد، به نوعی مانند کسی است که در حال صحبت کردن و بیان افکارش است.
ریش عطارد بکون وی رودار کرد
در فن دانش چو من پیازش کونه
هوش مصنوعی: عطارد در ریش خود می‌خواهد زندگی کند و در علم و دانش به مانند پیاز لایه لایه است.