مناجات شمارهٔ ۱۲۷
الهی همه از حیرت بفریادند و من از حیرت شادم، به یک لبقیک درب همه ناکامی بر خود بگشادم، دریغا روزگاری که نمیدانستم تا لطف تو را دریازم. خداوندا در آتش حیرت آویختم چون پروانه در چراغ، نه جان رنج طپش دیده و نه دل الم داغ
مناجات شمارهٔ ۱۲۶: الهی نظر خود بر ما مدام کن و این شادی خود بر ما تمام کن، ما مرا بر داشتهٔ خود نام کن بوقت رفتن بر جان ما سلام کن، صدیقان از گناه پشیمانند واز طاعت خجل، عذر بر زبان دارند و تشویر در دل.مناجات شمارهٔ ۱۲۸: الهی پیوسته در گفت و گویم، تا وا ننمایی در جست و جویم از بیقراری در میدان بیطاقتی می پویم، در میان کارم اما نمی پویم.
اطلاعات
منبع اولیه: سید جابر موسوی
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
الهی همه از حیرت بفریادند و من از حیرت شادم، به یک لبقیک درب همه ناکامی بر خود بگشادم، دریغا روزگاری که نمیدانستم تا لطف تو را دریازم. خداوندا در آتش حیرت آویختم چون پروانه در چراغ، نه جان رنج طپش دیده و نه دل الم داغ
هوش مصنوعی: اینان همه از حیرت و شگفتی در حال فریاد زدن هستند، اما من از حیرت خود شادابم. به یک حالتی درون خودم درب تمامی ناکامیها را گشودهام. افسوس بر روزگاری که نمیدانستم چگونه باید از لطف تو بهرهمند شوم. ای خدا، من در آتش حیرت مانند پروانهای در کنار شمع آویختهام. نه جانم از درد و تپش رنج میکشد و نه دلم از داغی که به دوش دارم آزار میبیند.