اطلاعات
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
از میدان حرمت میدان غیرت زاید. غیرت رشکست بر چیزی که غیر آن بجای آن چیز نیست. و آن سه چیزست: عمرست، و دلاست، و وقت است. اما عمر دوکانست، و خرد پیرایه، و دین مایه، و مؤمن بازرگان: و هرچه از عمر گذشت تاوانست یا درمان؛ و آن نفس که در آنیم یا تحفه است یا داغ؛ و آنچه از عمر مانده است یا زهرست یا تریاق. و دل خزینهٔ مردست، و شیطان دشمن، و مراقبت قفل آن. و مؤمن محتاج: هر چه از نفس میکاهد در دل میافزاید، و هرچه در دنیا میزاید از قیمت میکاهد، و هرچه در دعوی میافزاید از مایه میکاهد. وقت مرد ساعت غیبت مردست از خود: هر آنکه آنرا بر مرد بپوشاند یا ببرد، دشمنترست ویرا از قاتل وی؛ و هرکه آنرا بر وی تقویت کند، بر وی گرامیترست از زایندهٔ وی؛ وقت بر خداوند وقت گرامیترست از دو جهان وی.
هوش مصنوعی: از میدان حرمت، غیرت به وجود میآید. غیرت به چیزهایی حسادت میکند که هیچ چیز دیگری نمیتواند جایگزین آنها باشد. این سه چیز شامل عمر، دل و وقت هستند. عمر مانند یک مغازه است، خرد مانند زیورآلات و دین مانند سرمایه است. مؤمن نیز مانند یک بازرگان است و هر چه از عمر میگذرد، یا بهایی دارد یا باعث درمان میشود. نفس ما یا یک هدیه است یا یک درد؛ و آنچه از عمر باقی مانده هم یا زهر است یا داروی شفا. دل خزانهی انسان است، شیطان دشمن اوست و نگهداری از دل مانند قفلی است. مؤمن در برابر نفس خود نیازمند است: هر چه از نفس کاسته شود، به دل افزوده میشود و هر چه در دنیا افزوده شود، از ارزش کاسته میشود. همچنین، هر چه در دعوی افزوده شود، از سرمایه کم میشود. وقت فرد به معنای غیبت او از خویشتن است: هر کس آن را از او بپوشاند یا از او بردارد، خطرناکتر از قاتل اوست. در مقابل، هر کسی که آن را تقویت کند، عزیزتر از کسی است که او را به دنیا آورده. در نهایت، وقت برای صاحب زمان از همه چیز در این دو جهان ارزشمندتر است.