گنجور

شمارهٔ ۱

آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ
اشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآ
شده نزدیک که هجران تو، مارا بکشد
گرهمان بر سرخونریزی مایی ، بازآ
کرده‌ای عهد که بازآیی و ما را بکشی
وقت آنست که لطفی بنمایی، بازآ
رفتی و باز نمی‌آیی و من بی تو به جان
جان من اینهمه بی رحم چرایی، بازآ
وحشی از جرم همین کز سر آن کو رفتی
گرچه مستوجب صد گونه جفایی، بازآ

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ
اشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآ
هوش مصنوعی: آه، چه مدت دیگر منتظر خواهی ماند تا برگردی؟ برگرد، زیرا اشتیاق من به تو قلبم را می‌سوزاند. کجایی؟ برگرد.
شده نزدیک که هجران تو، مارا بکشد
گرهمان بر سرخونریزی مایی ، بازآ
هوش مصنوعی: هجران تو به حدی نزدیک است که ممکن است ما را به کشتن برساند. اگرچه در حال حاضر درگیر جنگ و خونریزی هستیم، اما همچنان خواهان بازگشت تو هستیم.
کرده‌ای عهد که بازآیی و ما را بکشی
وقت آنست که لطفی بنمایی، بازآ
هوش مصنوعی: تو قول داده‌ای که برگردی و ما را در آغوش بگیری. حالا وقت آن رسیده که کمی محبت کنی و به ما برگردی.
رفتی و باز نمی‌آیی و من بی تو به جان
جان من اینهمه بی رحم چرایی، بازآ
هوش مصنوعی: تو رفتی و برنمی‌گردی، اما من بدون تو چه سختی‌ها را تحمل می‌کنم. چرا اینقدر بی‌رحم هستی؟ لطفاً برگرد.
وحشی از جرم همین کز سر آن کو رفتی
گرچه مستوجب صد گونه جفایی، بازآ
هوش مصنوعی: اگرچه به دلیل اشتباهی که کردی سزاوار تنبیه‌های متعدد هستی، اما به خاطر محبت و دوستی، بازگرد.

خوانش ها

غزل شماره 1 به خوانش سجاد شیربهار
غزل ۱ به خوانش عندلیب
شمارهٔ ۱ به خوانش فاطمه زندی
شمارهٔ ۱ به خوانش محمدرضا خوشدل

آهنگ ها

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

"باز آی"
با صدای امید نعمتی (آلبوم ایستگاه)

حاشیه ها

1386/12/05 16:03
داود

سلام.فکر میکنم در بیت آخر از نظر املائی اشتباهی رخ داده که صحیح آن اینست:گر چه مستوجب صد گونه جفائی بازآ
---
پاسخ: مصرع مذکور مطابق نظر شما تغییر کرد به این ترتیب که اشتباه املایی احتمالی «سد» با «صد» جایگزین شد.

1387/03/02 21:06
مسعود

با توجه به مطلبی که این اواخر در یکی از سایت های اینترنتی خواندم ، کلماتی مانند سد و شست کلماتی فارسی اند . در زمان قاجار به علت نفوذ گسترده زبان عربی در زبان نوشتاری کشور این کلمات و تعدادی زیادی از کلمات دیگر دستخوش تغییر شده اند و شکلی عربی به خود گرفته اند . با توجه به اینکه این کلمات در زبان عربی وجود ندارند به نظر میرسد املای صحیح آنها به صورت سد و شست باشد.

1389/05/14 15:08
مجتبی درویشی کهن

داوود عزیز ... مطلب آقای مسعود صحیح است ... اگر توجه کنید ، ما 100 سال سده مینویسیم نه صده ... سد یک کلمه ی فارسی ست که املای صحیح آن با سین میباشد نه صاد ... از دوستان عزیزی که زحمت سایت فاخر گنجور را کشیده اند خواهشمندم که این کلمه را دوباره با املای صحیح آن نگارش کنند ... با سپاس
---
پاسخ: با تشکر، املای متداول این کلمه «صد» است و ما همین املا را درست فرض می‌کنیم.

1391/10/04 12:01

باسمه تعالی.
با سلام.
با نظر دو دوستی که فرمودند املای صحیح سد است موافقم.
اگر قرار باشد با هر تغییر املائی در فارسی، که هنوز هم ادامه دارد، اشعار کهن و ادبیات دیرینمان را تغییر دهیم، شاید دیگر چیزی از این گنجینه باقی نماند.
بهترین کار این است که پاورقی دهید و توضیح دهید که منظور از سد صد است.
لطفا به حالت اولش برگردانید.
با تشکر،
مدرس دانشگاه و دانشجوی دکتری زبان

1391/12/01 16:03
مکتبی

با نظر آقای یطدانی مبنی بر نوشتن پاورقی موافقم. بهتر است اشعار کهن را از دستخوش اینگونه تغییرات بدور نگه داریم.

1392/02/05 10:05
ستاره

ستاره عزیزم در قلب منی همیشه

1392/02/05 12:05
امین کیخا

سد درست است ولی اصلاح ان نیاز به شجاعت دارد . غلط هم غلت است باید غلت نوشته شود ، غوطه از گود است باید غوته شود

1392/02/05 12:05
امین کیخا

جناب دانش جوی دکتری فارسی ،ایران چند بار نگارش عوض کرده است از شما بعید است انکار بفرمایید ، غلت نوشتن هیچ توجیهی ندارد مردم کوچه و بازار باید همان زبان روزانه و معمولی را بکار ببرند ولی خداوندان ادبیات پیوسته( نظم) و رسته(نثر) مانند همه جا ازاد ند در نگارش و افرینش انچه ناخوداگاه می اید، ویراست نو به نوی فارسی برای دانایان إلزامی است اگر شما نپذیرید چه کسی گردن بنهد ، أزادی در نگارش برای اصلاح را نمی شود خرده گرفت اگر عیبی است برای نبود همت همگانی برای تغییر نگارش است ، پرسشی دارم ایا برادران تاجیک ما باید همچنین به نگارش پارسی با خط سر لیک ادامه دهند؟ ایا تغییر خط انها به نگر شما باعث قطع ارتباط انها با گذشته شان است؟

1392/02/05 12:05
امین کیخا

جناب یزدانی عزیزم من معتقدم مثانه هم باید مسانه شود چون به میس و میز به معنی إدرار است و نیز مستراح نیز از مسه راه است یعنی راهی که برای مسک کردن سپری می شود هم اکنون در بهبهان ادرار را مسک می گویند حالا طرفدار نداریم اما روزی اشکار می شود

1392/02/14 23:05
رضا

ما درون را بنگریم و حال را
نی برون را بنگریم و قال را

1392/02/15 00:05
رزا

رضا جان اگر اصلا ننگری هم چیزی نمی شود این بحث ها مربوط به کسانی است که ادبیات برایشان مهم است و کارشان فقط به توی خودشان نظر افکندن نیست

1392/08/30 10:10
حسام

با درود ، از تهیه کنندگان محترم سایت فاخر گنجور خواهش دارم اشعار کهن را در همان قالب و شکل کهن خودش به دیده نگارند تا دستخوش تحریفات و تغییرات خواسته یا ناخواسته ما نگردند . در صورتی که کلمه ای چون "100" در اصلی ترین نسخه در دسترس از شعر "سد" یا "صد" نوشته شده است ، همان را بگذارید تا قالب اصلی شعر دگرگون نشده و فرهنگ کهن ما دست کم در اشعارمان باقی بماند . با تشکر

1392/08/30 13:10
امین کیخا

حسام جان درود به شما از اینکه دلسوز فارسی هستی به تو می برازم و افتخار می کنم . اینکه این الفبا برای فارسی تنگ میدان است جای شکی نیست مثلا سد همان عدد 100 است و نیز سد به پارسی کهن تر معنی ظهور می دهد ولی اینکه هیچ گردانشی را انجام ندهیم که اینکه هیچ لغزشی روی ندهد را نمی پذیرم . بهرسو دیوار نگارش سخت بی بنیاد است برای کسانی که نیک فارسی بدانند ولی نوشتن استادان باید به درستی نزدیک تر باشد ولی چاره این است که نگارش را باز بینی کنیم . ما هتا در دوره هایی که فر و فروغمان عالمگیر بوده و نیم جهان مسکون در ایران زندگی میکرده اند نیز الفبای بی کاستی ای نداشته ایم و این را باید پذیرفت . تغییر بناچار است .

1392/08/30 13:10
امین کیخا

رضا جان افسوس که هر دهه یک مرد درون نگر هم ایران نمی دهد دریغا دریغ ! درون نگری نباید به بسته شدن درهای ویراست پارسی بینجامد . درست است درون نگری پاک از گفتگو بی نیاز است و دستامد تجربه و واکاوی خود است انجا واژه به درد نمی خورد که درونگری تنها راز است که وا گشاد می شود و به تجربه در می اید . ولی بیشتر این مردان درونگر ما بوده اند که ادب فارسی را گسترش داده اند مثل مولانا و حافظ . بهر سو همیشه تغییر دل می خواهد و تغییر دهنده با اراده همگانی در ستیز قرار می گیرد اگر روزی بزرگان ادب دل بر این بگذارند که نگارش را بهتر بکنند کار من و تو این است نیوشا باشیم . درود به شما .

1392/08/30 17:10
امین کیخا

انچه در فرهنگستان دوم با تنهایی ادیبان درست شد همه با اقبال مردم روبرو شد و همه ان را به کار می برند و کمکاری و کورکاری فرهنگستانهای بی هال امروز نتیجه این وانهادن فارسی است .

1393/10/11 18:01
حکیم

از غم هجر بنالم کجایی بازآ
بی پناه و خسته ام ار تو نیایی بازآ
شوق دیدار تورا کرده مرا بی جانم
جان وسررا چه کنم ای جان مایی بازا
کی شود نور رخت را نگهی تا فکنم
جلوه‌ای بهر تجلی لقایی بازآ
بی خراباتم وبی جام وصبوحم جانا
من جفا کرده وتو لطف وفایی بازآ
هادی وسرور سرور عشقی ومنم مهدی تو
این منم در حجبم بهر رهایی بازآ
ای حکیما خجلم کاش که چون وحشی عشق
سر دهی اندر بیابان ندایی بازآ
(از هر گونه اظهار نظرات سارنده شما سروران عزیز سپاس گذارم)

1393/10/11 20:01
حکیم

(سرور )تکراری
(سازنده ) صحیح است

1393/11/28 16:01
محمد

سلام ؛
گمان می کنم بجای «وحشی از جرم همین ...» باید «وحشی ار جرم همین ...» باشد.

1394/08/25 04:10
بی سواد

جناب جواد ،
این قصه سر دراز دارد، برخی دهها سال بر نادرست خوانی خویش پای می فشارند. مشکل این دوستان این است که وجود فعل پیشوندی بر گذشتن را بر نمی تانبد یک جستجوی
سی ثانیه ای در دهخدا و دهها نمونه از استاد توس ، سعدی ، نظامی ناصر خسرو و.... برایشان نا کافی است.
چنین می نماید که نمی خواهند به اشتباه خویش اقرار کنند . این کسان ناگزیر در ......مرکب خواهند ماند

1394/10/31 16:12
شکیبا

بانظر اقای یزدانی موافقم .کاملا درست میفرمایند.نباید نوشته ی قدیم تغییر کند. تا همه ی نسلها تاریخ و زبان قدیم را بخوانند و بدانند... لطفا به حالت اول ،سد ،برگردانید.سپاسگزارم.

1394/10/31 16:12
شکیبا

جناب جواد. کسی که اهل خواندن باشد میداند چه میخواند. گذشته چه بوده و اکنون چه هست. حال اصراری هست.پاورقی توضیح بدهند نه اینکه دست به یک اثرتاریخی باارزش ببرند.

1394/10/31 16:12
شکیبا

عذرخواهی میکنم .پاسخ من به(بی سواد ) بوده نه اقا جواد. با عرض پوزش

1396/06/14 13:09

سلام خدمت وحشی دوستان
کانال و پیج اشعار وحشی بافقی
رو میتونید از این ایدی داشته باشید.
پیوند به وبگاه بیرونی

1396/08/08 22:11
رهگذر

با سلام. درسته که پس از گذشت سال ها املای 100 از سد به صد تغییر پیدا کرده ولی نباید بنا به نظر خود تغییری در املای شعر یا کلمات ایجاد کنیم. این کار شما خلاف قوانین کپی رایت هم هست. شعر یک اثر معنویه که باید به همان صورت و سبک حفظ بشه. مثل این میمونه که برای یک بنای تاریخی آیفون تصویری بذاری یا درب چوبی اون رو عوض کنی و درب برقی کار بذاری. به قول دوستمون اگر هم خواستید میتونید در پاورقی توضیح بدید. افراد در جایگاهی نیستن که بتونن در اشعار دست ببرن و تغییری در اون ایجاد کنن.

1396/10/12 20:01
فرید عالی پور

‏کاش میشد واسه یه ساعت اون شکلی که وحشی بافقی عاشقی کرد ما هم همدیگه رو دوست می‌داشتیم:
گرچه مستوجب صد گونه جفایی
بازا...

1397/05/07 07:08

سلام،بهتره که واژگانی رو که قبلا طرز نوشتنشون فرق میکرده رو به همون صورت قدیم بنویسیم چون ما وقتی میبینیم نوشته مثلا سد میدونیم منظور همون صد هستش و غلط املایی نیست...بهتره اشعار به همون طرز قدیم و اصیل باقی بمونن،قرار نیست با تغییر طرز نوشته دیگه اشعار شاعران چند قرن پیش رو دستخوش تغییر خودمون قرار بدیم، اگه اینجوریه کلماتی که قبلا استفاده میشده و حالا معنیشون عوض شده و یا کلا حذف شدن رو هم تغییر بدین

1397/08/14 17:11
مفقودالاثر

اون هیچوقت باز نمیاد حتی واسه گرفتن جون
وحشی شما سوختی چون نتونستی بسازی
من که تاب سوختن ندارم چکار کنم چکار کنم
آه ...
فقط اینو فهمیدم که گریه کردن واسش آدمو آروم نمیکنه که هیچ بدتر هم ...

1398/05/25 22:07
ادیب ادیبی

سلام،ضمن تشکر ازعزیزان دست اندر کار این سایت بسیارباارزش،اساتید مکرم ادبیات فارسی،روی علاقه وافر به زبان وادبیات شیرین پارسی،اطلاع کافی دارندکه الفبای فارسی دارای 32 حرف هست،واگر100 راصد مینویسیم،صرفابخاطر معنای آن وتمایز آن بامعانی دیگر است،هیچگاه سد معنی 100 نمی دهد ،غلت،معنی غلط نمیدهدبلکه معنی غلت خوردن وحرکت چیزی میدهد،ماباید ازتمام،حروف الفبای فارسی درجای مناسب آن استفاده کنیم،سد بمعنای راه بند آب وصد رابرای 100 بنویسیم،تعصب منفی روی زبان عربی که کاملترین زبانست ،نگرشی نژاد پرستانه وقبیح است،

1398/11/29 21:01
دلبر ۱۹

ای کاش برویم در مثنوی و داستان چهار نفری که بر سر اسم انگور جنگ کردند را بخوانیم عنب ( عربی ) بگویی یا انگور فارسی هردو یک معنی دارند واما هدف مفهوم شعر است که کمتر بر آن توجه می شود
لطفا به مفهوم شعر توجه کنید حال که لفظ را می دانید
آتشی از عشق در جان بر فروز / سر به سر فکر و عبارت را بسوز

1399/10/07 03:01
حامد

درود بر صاحب نظران عزیز. دوست عزیز شما در جایگاهی نیستید که بتوانید لغت انتخابی شاعر را آن گونه که خود نوشته تغییر دهید. ما موظفیم اشعار از گذشتگان به ارث رسیده را همان گونه بدون تغیر به نسل آینده تحویل دهیم...

1400/01/25 14:03
مصطفی

درود بر جناب کیخا . بسیار زیبا گفتید فقط چنانچه از چهرچوب ادبی به هنگام خطاب دیگران بیرون نشویم. سپاس

1400/04/04 17:07
.

پروانه ی من بازآ

1403/11/31 15:01
امیررضا عرب دوحصاران

فکر میکنم در تفسیر بیت سوم هوش مصنوعی دچار اشتباه شده 

منظور شاعر از بکشی به نظر بنده کشتن عاشق به دست معشوق است از شدت عشق عاشق و نه در آغوش کشیدن او .