شمارهٔ ۱ - در توحید
ای خداوندی که از لطف تو جاه آوردهام
ز آنچه بودستم گرفته بارگاه آوردهام
هست روشن هست نور روشنی چندین دلیل
هفت شاه از چرخ و از اَنجُم سپاه آوردهام
گر کسی خواهد گواه از شرق عالم تا به غرب
بندگانت را خداوندا گواه آوردهام
ز آنکه حی لایموتی و نداری شبه و مثل
از صفات پاک اینک احتباه آوردهام
لااله آورده را اثبات الاالله ز من
عشق الاالله و صدق لااله آوردهام
تو یکی اندر حساب و من به شرط بندگی
با دل یکتای خود پشت دوتاه آوردهام
پادشاها رشته اندر گردن خود کردهام
یاغی در بندگی پادشاه آوردهام
هیچگه روزی به خدمت نامدم پنجاه سال
رو به سوی درگه تو گاه گاه آوردهام
بیرهان بودند همراهان من در راه دین
گمرهی کردند لیکن من به راه آوردهام
گر خطا کردم به دل وز دیده اکنون از ندم
گویی از دل بار و از دیده میاه آوردهام
گرچه از حشمت به فرق من کلاه بندگی است
دیده گریان و فرق بیکلاه آوردهام
کیمیایی بود طاعت چون گیاهی معصیت
چون ستوران رخ همی سوی گیاه آوردهام
آتش و آب از دل و چشمم پدید آید چنانکه
گوییا از دوزخ و دریا سپاه آوردهام
وقت برنایی به نعمت هایهویی کردمی
های و هویم را کنون صد آه آه آوردهام
عذر برنایی بخواهم وقت پیری گفتمی
چون فرو ماندم زبان عذرخواه آوردهام
کوه که گردان به فضلت کاه گه گردان به لطف
گر گنه چون کوه و طاعت همچو کاه آوردهام
نیست پنهان از همه خلق و تو میدانی که من
برگ توحید از برای عِزّ و جاه آوردهام
چار چیز آوردهام شاها که در گنج تو نیست
نیستی و حاجت و عذر و گناه آوردهام
پادشاها این مناجات از میان جان به صدق
چون گهر از بحر و چون یوسف ز چاه آوردهام
در سمرقند از دل پاک این صفات پاک تو
از اسد چون شمس و از سرطان چو ماه آوردهام
سوزنی القاب دارم لیک بوبکرم به نام
خوب نامستم گنه کردم پناه آوردهام
گر ز رحمت درگذاری کردههای سابقم
من ز عفو سابقت اینک گواه آوردهام
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: قصیده
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ای خداوندی که از لطف تو جاه آوردهام
ز آنچه بودستم گرفته بارگاه آوردهام
هوش مصنوعی: ای خداوندی که به لطف تو به مقام و جایگاهی رسیدهام، از آنچه که بودم و چه در آن حالتی بودم، به این افتخار و عظمت نايل آمدهام.
هست روشن هست نور روشنی چندین دلیل
هفت شاه از چرخ و از اَنجُم سپاه آوردهام
هوش مصنوعی: وجود نور و روشنی به وضوح محسوس است و من برای اثبات این موضوع شواهد زیادی دارم که به اندازه هفت پادشاه از آسمان و ستارهها به دست آوردهام.
گر کسی خواهد گواه از شرق عالم تا به غرب
بندگانت را خداوندا گواه آوردهام
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد شاهدی از شرق تا غرب جهان بیاورد، من گواهی از بندگانت را از جانب خداوند آوردهام.
ز آنکه حی لایموتی و نداری شبه و مثل
از صفات پاک اینک احتباه آوردهام
هوش مصنوعی: به دلیل اینکه خداوند زندهای است که مرگ بر او حاکم نیست و هیچ چیز مشابه و مانند او وجود ندارد، از این ویژگیهای پاک او برای خودم مثال آوردهام.
لااله آورده را اثبات الاالله ز من
عشق الاالله و صدق لااله آوردهام
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر از عشق و ایمان خود به خداوند صحبت میکند و میگوید که تمام وجودش را به محبت و صداقت در راه معبودش اختصاص داده است. او به نوعی تأکید میکند که خداوند، او را از هر گونه مانع و تضاد رها کرده و تنها به یاد و عشق او مشغول است.
تو یکی اندر حساب و من به شرط بندگی
با دل یکتای خود پشت دوتاه آوردهام
هوش مصنوعی: من در دایره حساب و کتاب تو قرار دارم، اما من با دل یکتای خود، به شرط بندگی، توانستهام به شکل متواضعانهای خود را به تو نزدیک کنم.
پادشاها رشته اندر گردن خود کردهام
یاغی در بندگی پادشاه آوردهام
هوش مصنوعی: من در حال حاضر خود را به پادشاه وابسته کردهام، در حالی که در دل نسبت به او نافرمانی میکنم.
هیچگه روزی به خدمت نامدم پنجاه سال
رو به سوی درگه تو گاه گاه آوردهام
هوش مصنوعی: هرگز در طول پنجاه سال به خدمت تو نیامدم، اما گهگاهی به درگاه تو سر زدم.
بیرهان بودند همراهان من در راه دین
گمرهی کردند لیکن من به راه آوردهام
هوش مصنوعی: همراهان من در مسیر دین به بیراهه رفتند و گمراه شدند، اما من توانستم خود را به راه درست هدایت کنم.
گر خطا کردم به دل وز دیده اکنون از ندم
گویی از دل بار و از دیده میاه آوردهام
هوش مصنوعی: اگر اشتباهی کردهام و حالا از دل و چشمانم میتونی این رو بفهمی، مثل این است که از عمق وجودم و از چشمانم غم و درد را به همراه آوردهام.
گرچه از حشمت به فرق من کلاه بندگی است
دیده گریان و فرق بیکلاه آوردهام
هوش مصنوعی: هرچند بر سر من به خاطر مقام و شانی که دارم، کلاهی از بندگی گذاشته شده است، اما همچنان با چشمانی پر از اشک و سر بیکلاه به این دنیا آمدهام.
کیمیایی بود طاعت چون گیاهی معصیت
چون ستوران رخ همی سوی گیاه آوردهام
هوش مصنوعی: طاعت و عبادت مانند گیاهی باارزش و نایاب است، در حالی که معصیت و گناه همانند حیواناتی هستند که در این دنیا به صورت زشت ظاهر میشوند. من این دو را در نظر گرفتهام و به سوی گیاه نیکو متمایل هستم.
آتش و آب از دل و چشمم پدید آید چنانکه
گوییا از دوزخ و دریا سپاه آوردهام
هوش مصنوعی: از دل و چشمانم شعله و آب به وجود میآید، انگار که سپاهی از جهنم و دریا را با خود آوردهام.
وقت برنایی به نعمت هایهویی کردمی
های و هویم را کنون صد آه آه آوردهام
هوش مصنوعی: زمانی که در حال بهرهبرداری از نعمتها بودم، سر و صدا و شلوغی میکردم، اما اکنون تنها صدای آه و ناله از من برمیآید.
عذر برنایی بخواهم وقت پیری گفتمی
چون فرو ماندم زبان عذرخواه آوردهام
هوش مصنوعی: در دوران پیری، وقتی که در زندگیام به مشکلاتی برخوردم و نتوانستم مانند گذشته به خوبی رفتار کنم، اکنون میخواهم از دیگران عذرخواهی کنم و دلیل این وضعیت را برایشان توضیح دهم.
کوه که گردان به فضلت کاه گه گردان به لطف
گر گنه چون کوه و طاعت همچو کاه آوردهام
هوش مصنوعی: ای کوه، تو با فضیلت و بزرگیات، در برابر لطف و مهربانیات، چون کاهی بیارزش به نظر میرسد. من گناهانم را چون کوه بزرگ و طاعت و خوبیهایم را مانند کاه ناچیز آوردهام.
نیست پنهان از همه خلق و تو میدانی که من
برگ توحید از برای عِزّ و جاه آوردهام
هوش مصنوعی: همه مردم میدانند و تو هم آگاه هستی که من برای احترام و بزرگی، پیوند به توحید را به همراه آوردهام.
چار چیز آوردهام شاها که در گنج تو نیست
نیستی و حاجت و عذر و گناه آوردهام
هوش مصنوعی: من چهار چیز را برای تو آوردهام، ای شاه، که در گنجینهات وجود ندارد: یکی عدم، دیگری نیاز، سوم عذر و چهارم گناه.
پادشاها این مناجات از میان جان به صدق
چون گهر از بحر و چون یوسف ز چاه آوردهام
هوش مصنوعی: ای شاه، من این دعا را از عمق وجودم با صداقت و خلوص مانند مرواریدهای دریایی و یوسف که از چاه نجات یافته، به شما تقدیم میکنم.
در سمرقند از دل پاک این صفات پاک تو
از اسد چون شمس و از سرطان چو ماه آوردهام
هوش مصنوعی: در سمرقند، از دل پاک خود، ویژگیهای نیکو و پاک تو را آوردهام؛ مانند شیر درخشان و همچون ماه در برج سرطان.
سوزنی القاب دارم لیک بوبکرم به نام
خوب نامستم گنه کردم پناه آوردهام
هوش مصنوعی: من القاب و عنوانهای زیادی دارم، اما در دل خودم با نام نیکویی شناخته میشوم. به خاطر خطاهایم به درگاه تو پناه آوردهام.
گر ز رحمت درگذاری کردههای سابقم
من ز عفو سابقت اینک گواه آوردهام
هوش مصنوعی: اگر از رحمتی به من ببخشی، من نیز گواهی از گذشتهای که مرتکب شدهام، با عفو و بخشش تو به همراه دارم.
حاشیه ها
1401/09/02 01:12
جهن یزداد
سوزنی بسیار سخنور توانایی است شوربختانه نام برآوردن او به هزل و هجو مایه ستم فراوانی به او شده - جدا از زبردستی سوزنی در سراییدن و سخنوری ، توانایی او در زبان پارسی دیوانش را یکی از گرانسنگترین دیوان های پارسی کرده است کاربرد انبوه واژگان پارسیی که او به کار برده پس از فردوسی از همه بیشتر است از این رو نام او در فرهنگهای پارسی یکی از پر بسامدترین نامهاست