گنجور

شمارهٔ ۳۸۱

نشینم گوشه ای با خاطر ناشاد هر ساعت
کنم دزدیده از دست دل خود داد هر ساعت
نگاهم را که محو جلوه های آتشین دارد
که از خویش گدازد شعله فریاد هر ساعت
من آن صیدم که در صحرای وحشت می دود دایم
تپد در سینه از قیدم دل صیاد هر ساعت
به جانان راز خود را یک به یک خاطر نشان کردم
ز رنگ آمیزی آیینه بیداد هر ساعت
دلم آشفته سروی که از جوش دلارایی
به پایش می نهد سر سایه شمشاد هر ساعت
فزون باد التفات شاه بر ما آنقدر یارب
که گویندش اسیران صد مبارکباد هر ساعت

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

نشینم گوشه ای با خاطر ناشاد هر ساعت
کنم دزدیده از دست دل خود داد هر ساعت
هوش مصنوعی: هر لحظه در گوشه‌ای نشسته‌ام و با دل افسرده‌ام، بی‌خبر از اینکه دل خود را به آرامی می‌دزدیدم.
نگاهم را که محو جلوه های آتشین دارد
که از خویش گدازد شعله فریاد هر ساعت
هوش مصنوعی: چشمانم در تماشای زیبایی‌های آتشین غرق شده است، چشمانی که هر لحظه در دل خود شعله‌ای از فریاد را خاموش می‌کند.
من آن صیدم که در صحرای وحشت می دود دایم
تپد در سینه از قیدم دل صیاد هر ساعت
هوش مصنوعی: من شکارچی‌ای هستم که در دشت‌های خوفناک دائم در حال دویدنم و دل صیاد همیشه از دل من می‌تپد.
به جانان راز خود را یک به یک خاطر نشان کردم
ز رنگ آمیزی آیینه بیداد هر ساعت
هوش مصنوعی: به محبوبم، رازهایم را آرام آرام یادآوری کردم، به خاطر ظلمی که بر من می‌شود و هر لحظه مرا آزار می‌دهد.
دلم آشفته سروی که از جوش دلارایی
به پایش می نهد سر سایه شمشاد هر ساعت
هوش مصنوعی: دل من در تلاطم و آشفتگی است، مانند درخت سروی که به خاطر زیبایی و جاذبه‌اش، سایه‌ی شمشاد را هر لحظه بر روی خود احساس می‌کند.
فزون باد التفات شاه بر ما آنقدر یارب
که گویندش اسیران صد مبارکباد هر ساعت
هوش مصنوعی: ای کاش توجه و محبت شاه نسبت به ما آنچنان زیاد باشد که مردم هر ساعت برای او و ما، به خاطر اسیر بودنمان، تبریک بگویند.